سیاست انقلابی کرمانشاه
بسم الله الرحمن الرحیم عماریون احساس وظیفه کنند در صحنه حاضر‌شوند

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه شأن نماز جمعه

 امر به معروف و نهی از منکر از مسئولان و اصحاب ثروت و قدرت

و کسانی است که به نام دین با مردم سخن می‌گویند، گفت:

تنبلی در اقتصاد داخلی و التماس در اقتصاد خارجی همواره

وجود داشته است چرا که این کار راحت‌تر و با مذاق تنبلی

سازکارتر است.

روایت استاد رحیم پور ازغدی از سمینار چپ ها در آمریکای لاتین

/ مذهب را در زیارت و عزاداری خلاصه کردیم

امر به معروف و نهی از منکر از مسئولان و اصحاب ثروت و قدرت و

کسانی است که به نام دین با مردم سخن می‌گویند، گفت: تنبلی

در اقتصاد داخلی و التماس در اقتصاد خارجی همواره وجود داشته

است چرا که این کار راحت‌تر و با مذاق تنبلی سازکارتر است.

 

حسن رحیم‌پورازغدی در سخنرانی پیش از خطبه نماز جمعه تهران اظهار

داشت: این توهم وجود دارد که داخل کشور امکانات اقتصادی اندک است

و به صفر رسیده است و از خارج باید به این اقتصاد کمک شود.

 

وی تصریح کرد:آقایان توجه نکردند که به حدی سرمایه‌های سرگردان،

دانشجویان متخصص، نیروهای کار و امکان سرمایه‌گذاری و پول در این

کشور وجود دارد که حتی یک سوم آنها اگر فعال شود می‌تواند همه

مشکلات اقتصادی کشور را حل کرده و ما در بعضی محصولات تبدیل به

بزرگترین صادر کنندگان شویم.

 

وی اظهار داشت: تنبلی در  اقتصاد داخلی و التماس در اقتصاد خارجی

همواره وجود داشته است چرا که  این  کار راحت‌تر و با مذاق تنبلی

سازکارتر است.

 

این کارشناس دینی تاکید کرد:‌اگر سیاست‌های تجارت و گمرک قوانین

مجلس و بازوی اجرایی دولت به نفع تولید‌کننده اصلاح شود و اجازه ندهیم

هر کس وارد تولید می‌شود ناامید و ورشکست شده و به زندان یا به ورطه

سوداگری و رباخواری بیفتد بدون هیچ وام بیگانه و در سخت‌ترین تحریم و

حتی اگر پول بلوکه شده ما را ندهند خواهید دید که این اقتصاد چقدر قوی

است و ما به دست خودمان با مدیریت غلط آن را زمین‌گیر کرده‌ایم.

 

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگ اضافه کرد: روایت اسلامی بر این نکته

تاکید دارند که به جای التماس به دیگران به قدرت خودتان ایمان بیاورید و

اجازه بدهید بازار در جهت تولید سالم و به صورت اخلاقی و عدالت‌محور

فعال شود.

 

وی ادامه داد: امام وقتی حکم سلمان رشدی را صادر کردند فرمودند

عده‌ای به من می‌گویند واکنش شما تند بود و بهتر است توهین به

رسول الله را نادیده بگیرم تا اقتصاد ما بهتر شود و امام اینگونه پاسخ داده

بودند که اقتصاد شما هم بهتر نخواهد شد چرا که اگر الان کوتاه می‌آیند به

دلیل این است که از شما می‌ترسند.اما اگر کوتاه بیایید از شما نخواهند

ترسید و بر شما ترحم نخواهند کرد و جوری شما را زمین می‌زنند که عبرت

دیگران شود.

 

وی تصریح کرد:‌اگر با عقل چرتکه انگیز مادی هم نگاه کنید در تاریخ هر زمان

در ما ضعف دیدند بیشتر به ما فشار آورند رحیم‌پور ادامه داد: در تاریخ

نداشتیم که کسانی در ایران در برابر دشمنان کوتاه آمده باشند و حریف به

ما باج یا امتیاز داده باشد چه رسد به اینکه به ما در روند توسعه کمک کنند.

چنانکه مجله شارلی که بارها به پیامبر اکرم توهین کرده بود دوباره پس از

وقایع اخیر با تیراژ میلیونی و قیمت پایین کاریکاتورهای موهن را منتشر

کردند.

 

این استاد دانشگاه تاکید کرد: همین‌ها وقتی هزار هزار مسلمان را در

سوریه و عراق می‌کشند تروریست خوبند ولی وقتی چند تا اروپایی را

می‌کشند تروریست بد هستند و آخر‌الزمان می‌شود.

 

وی با بیان اینکه تشخیص درست همان تشخیص امام در قضیه سلمان

رشدی بود اضافه کرد: از طرفی علنی و غیر علنی به جریان‌های وحشی

تروریستی کمک می‌کنند و از طرفی وقتی بخشی از آن به سمت خودشان

کمانه می‌کند باز هم به اسم مبارزه با تروریسم جنایت می‌کنند.

 

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تاکید بر اینکه این حرفها ایدئولوژیک و

غیر عقلانی نیست و کاملا منطبق با تجربه و عینی است گفت: هیلاری

کلینتون در کتاب خاطرات خود به اسم انتخاب‌های سخت را منتشر کرده

است و خواندن این کتاب شکل واضح نشان می‌دهد که حتی برای بهتر

شدن دنیای ما هم راهی جز اقتصاد مقاومتی وجود ندارد.

 

وی تاکید کرد:  این تخیل و توهم محض است که اگر ضعف نشان دهید به

شما رحم می‌کنند یا حتی برای پیشرفت به شما کمک می‌کنند. وی ادامه

داد: کلینتون در کتاب خود نوشته در ابتدای بهار عربی به همه کشورهای

عربی سفر کردم و گفتم  اگر اصلاحات نکنید رژیم‌های شما یکی یکی در

شن فرو می‌روند، ترس از ایران را منتقل کردم و گفتم ایدئولوژی ایران همه

جا را می‌گیرد.

 

وی افزود: کلینتون در کتاب خود گفته استراتژی ما در مقابل ایران هویج

است و فقط با زبان قلدری و تهدید نمی‌شود با ایران مواجه شد و تاکید

کرده است اگر دیپلماسی را شروع نمی‌کردیم نمی‌توانستیم تحریم‌ها را

تشدید کنیم.

 

وی ادامه داد: وی اعتراف می‌کند مذاکره با ایران و نوشتن نامه‌ها تاکتیک

بود چون نمی‌توانستیم بدون آن برای تحریم‌ها اجماع ایجاد کنیم. وی اظهار

داشت: کلینتون می‌گوید ایرانی‌ها هنوز هم درباره کودتای 28 مرداد

ناراحت هستند و نمی‌توانند درک کنند چرا ما این کار را کردیم؛ متاسفانه

رژیم شاه که متحد ما بود در یک انقلاب فروپاشید و ما برنامه داشتیم به

جای آن کسان دیگری سر کار بیایند که ایران همچنان در قالب اقتصاد

سرمایه‌داری و نفتی باقی بماند.

 

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: کلینتون در کتاب خود می‌گوید

سال 1997 که رئیس جمهور عوض شد احساس کردیم به ما چراغ سبز

نشان می‌دهند اما تندروها و رهبری اجازه ندادند؛ اما دولت در افغانستان

با ما همکاری کرد ولی رئیس جمهور آمریکا با فاصله کمی لحن خود با

 ایران را تشدید کرد و ایران را محور شرارت نامید؛ کلینتون می‌گوید اینجا

 اولین جایی بود که احساس کردیم باید پیچ تحریم را سفت کنیم چون ایران

موضع ضعف قرار گرفته  است و می‌شود با فشار از آن امتیاز گرفت.

 

وی ادامه داد: کلینتون آورده است  در سال 2005 رئیس جمهور دیگر آمد که

 ادبیات تندی داشت و ما مجبور شدیم عقب‌نشینی کنیم اما در عین حال از

تهدید نظامی دفاع کردیم و سیاست چماق و هویج را ادامه دادیم تا از ما

اطاعت کنند؛ در سال 2009 ایران پیشرفت فوق‌العاده‌ای در منطقه کرده

بود حزب‌الله و حماس اسرائیل را شکست دادند و به بن‌بست کشاندند و

پادشاهان عرب با ترس نظاره‌گر وضعیت منطقه بودند.

 

رحیم‌پور ادامه داد:‌کلینتون نوشته است وقتی دیدید ایران قوی شد اوباما

به رهبر ایران نامه نوشت چرا؟چون دیدیم موضع ایران در خاورمیانه قوی

و موضع ما ضعیف شد و اگر از مذاکره حرف نمی‌زدیم نمی‌توانستیم

تحریم‌ها را تشدید کنیم. رحیم‌پور تصریح کرد: آمریکایی‌ها دلشان

می‌خواست رهبر ایران به این نامه جواب ندهد یا جواب تند غیر منطقی

بدهد اما رهبری جواب این نامه را به صورت منطقی و استدلالی دادند.

 

وی اضافه کرد: کلینتون نوشته است در سال 2009 ما بالاخره چراغ سبز

را نشان دادیم اما ناگهان وقایع 2009 رقم خورد و یک مرتبه نامه‌نگاری‌ها

قطع شد و احساس کردیم می‌توانیم تحریم‌ها را تشدید کنیم. وی افزود:

کلینتون ادامه داده است رابط‌های ما در ایران تماس گرفته‌اند که از ما

صریح دفاع نکنید چون کار ما خراب می‌شود اما ما مداخلات اورژانسی

انجام دادیم و ابزارهای کلیدی ارتباطی را در اختیار آنها قرار دادیم؛

تماشای شکست 88 برای ما دردناک بود و تندروها دوباره پیروز شدند و

من تاسف خوردم چرا اقدامات شدیدتری انجام ندادیم.

 

وی ادامه داد: کلینتون به صراحت گفته است بعد از 88 صادرات نفت ایران

را محدود کردیم و تحریم‌ها را افزایش دادیم و نتانیاهو گفت آنقدر این

تحریم را دوست دارم که انگار من آن را وضع کرده‌ام؛‌ کلینتون گفته است

سیاست ما این بود که بازار ایران در داخل به ما چشم داشته باشد که ما

چه می‌کنیم.

 

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: کلینتون با اشاره به دو

رویکرد متفاوت در زمینه اقتصاد در مذاکرات ریاست جمهوری اخیر گفته

است پای مناظرات همه شوکه شدند و اولین بار بود که به این صراحت در

مقابل سیاست‌های انقلابی صحبت شد؛وقتی این مذاکرات را دیدیم معلوم

شد باید تحریم‌ها را شدیدتر کنیم چون دارد تاثیر می‌گذارد.

 

وی تصریح کرد:‌به محض این که آمریکایی‌ها در کلام ما ضعفی را احساس

کردند فهمیدند این تحریم‌ها در ذهن بعضی مقامات اثر می‌کند و با شدت

دادن به تحریم‌ها می‌توانند امتیاز بگیرند. چنانکه می‌گویند ایرانی‌ها اقتصاد

تولیدی داخلی را نتوانستند فعال کنند و وابستگی انها به نفت حفظ شده

است؛ این‌ها می‌گویند دولت‌های ایران عرضه اصلاح تولید و نظام توزیع را

نداشتند و به نفت آویزان مانده‌اند و حالا که ضعیف شده‌اند و خودشان

می‌گویند دلیل آن تحریم بوده پس تحریم‌ها را تشدید می‌کنیم تا زمین

بخورند.

 

وی تاکید کرد: کلینتون می‌گوید ما از حرف‌های خود اینها فهمیدیم که باید

تحریم‌ها را بیشتر کنیم و این‌ها حال و عرضه فعال کردن اقتصاد داخلی را

ندارند و فکر می‌کنند با صحبت کردن می‌توانند چیزی را عوض کنند؛

کلینتون گفته است گزینه‌ها را باید تیزتر کنیم و اکنون که باد در حمایت از

ما وزیده ارزش دارد که تحریم‌های شدید و جدید را تصویب کنیم.

 

رحیم‌پور اظهار داشت : خود کلینتون به کشورهای کوچک مانند توکو و

امثال آن سفر می‌کرد و رای آنها را در شورای امنیت می‌گرفت چنانکه

خودش گفته آنها را صریحا تهدید کردم که اگر رای ندهند خودشان را تحریم

می‌کنیم و مسئولین آنها را از سر کار برمی‌داریم.

 

وی ادامه داد: خود کلینتون می‌گوید تنها چیزی که می‌تواند ایران را از فشار

رها کند فعال کردن اقتصاد داخلی است اما اینها عرضه این کار را ندارند و

عین عبارت کلینتون این است که آنها را نسبت گزینه نظامی هشدار دادیم

و شروع به تشدید لحن تحریم کردیم و گفتیم قطعنامه بی‌دندان

نمی‌خواهیم. اما ایران در رقص استادانه ماهر بود؛ کلینتون می‌گوید بعد از

اینکه خود آنها به موثر بودن تحریم‌ها اعتراف کردند دیپلماسی هم موثر و

هم لذت‌بخش خواهد بود.

 

وی در ادامه با بیان اینکه می‌دانم این صحبت‌ها کسانی را ناراحت می‌کند

گفت به ستاد نماز جمعه هم فشار آورده‌اند که این حرف‌ها گفته نشود

چرا که روایت‌های اقتصاد اسلامی سیاست‌های جاری کشور را زیر سوال

می‌برد. اما ا صلا وظیفه شرعی ماست که اینها را بگوییم که شما زیر

سوال بروید.

 

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی  تصریح کرد: نماز جمعه‌ای که در آن

امر به معروف و نهی از منکر نشود نماز جمعه ولایی و اهل بیتی نیست

و نماز جمعه‌ای که مدام در آن می‌گویند روز روز است و شب شب است

به درد خودتان می‌خورد.

 

وی تصریح کرد: نماز جمعه‌ای که خدا به آن فرمان داده و پیامبر و اهل بیت

(علیهم السلام)مسیر آن را تعیین کرده‌اند بنا به روایات اهل بیت باید

مشکلات عینی جامعه را به صورت استدلالی طرح کرده و در آن نهی از

منکر کنند حتی اگر نسبت به خود نماز جمعه باشد.

 

وی ادامه داد: کسی می‌گفت در یکی از ستادهای نماز جمعه که بعضی

افراد در شهرهای کشور برای دیده  شدن در صف اول نماز جمعه در

تلویزیون دعوا می‌کنند خب این منکر است.

 

وی تصریح کرد: برای من مهم نیست که این جلسات ادامه یابد و یا ادامه

نیابد چرا که گفتن مطالب بی‌فایده اصلا ارزشی ندارد؛‌چیزی فایده دارد که

عده‌ای از دست شما عصبانی  شوند و اگر دیدید کسی ناراحت نمی‌شود

بدانید نهی از منکر نمی‌کنید و وراجی می‌کنید.

 

وی تصریح کرد:‌شان نماز جمعه امر به معروف و نهی از منکر از مسئولان

و اصحاب ثروت و قدرت و کسانی که به نام دین با مردم سخن می‌گویند.

وی تصریح کرد‌: روی ستاد نماز جمعه فشار  بسیار زیادی است که روایات

اقتصاد بازار و امثال آن خوانده نشود و حرف‌های ملوس در نماز جمعه

بزنید؛‌ممکن است بنده دیگر در نماز جمعه سخنرانی نکنم اما اگر به شما

گفتند نماز جمعه‌ای را برگزار کنید که درباره فتنه و فساد اقتصادی و

شیعه انگلیسی در آن حرفی زده نشود بدانید که آن نماز جمعه دیگر

نماز جمعه نیست.

 

وی با تاکید بر اینکه اجازه ندهید ولایت فقیه در مبارزه با جریانات سوء

داخلی و خارجی تنها بماند گفت: نباید راحت از کنار کسانی که با ادبیات

مذهبی به ولایت فقیه و امام حمله کردند عبور کنیم. وی تصریح کرد: به

من می‌گویند خواندن این روایات یعنی کلا بازار ما اسلامی نیست البته

معنی حرف من این نیست اما اگر کسی خلاف روایات عمل می‌کند

خودش را اصلاح کند. 

 

وی تصریح کرد: یک رئیس جمهور در دهه 70 به من گفت روایاتی که

می‌خوانید به درد حکومت کردن نمی‌خورد و به درد انقلاب کردن

می‌خورد و بهترین رژیم از نظر ما لیبرال‌دموکراسی با حذف مفاسد

اخلاقی آنهاست و می‌گفتند این روایات مردم را پررو می‌‌کند و بعد هم

عده‌ای مایوس می‌شوند. 

 

وی گفت:‌اما همین آیات و روایاتی که می‌گویند نخوانید کمونیست

لامذهب را هم به زانو در می‌آورد. رحیم‌پور اضافه کرد: چند هفته پیش

سمیناری در آمریکای لاتین بود که از کل جریانات چپ و ضد کاپیتالیست

دعوت کرده بودند و خدا ر ا شاهد می‌گیرم که همین روایات و آیات را بعد

از یک بحث استدلالی در طول دو ربع ساعت خواندم و رهبران کمونیست‌

های اروپا و آمریکای شمالی و جنوبی و آفریقا  چند بار بلند شدند و این

روایات را تشویق کردند. 

 

وی تصریح کرد: از اسلام نترسید ما خودمان ظاهرا از اسلام می‌ترسیم

اسلام مواظب شماست شما نمی‌خواهند مواظب اسلام باشید. 

 

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: ما مذهب را در زیارت و

عزاداری خلاصه کردیم و خارج از آن مذهب در زندگی اجتماعی ما حضور

ندارد چنانکه اگر مذهب در زندگی اجتماعی ما حضور داشت این بازار

شیعه بود که این همه چک بلامحل در آن وجود دارد. 

 

وی ادامه دادند: به ما گفتند روایات را نخوانید که ما در مورد آن بحث داریم

و من گفتم بیایید در همین نماز جمعه بحث کنیم؛ کرسی آزاد‌اندیشی این

نیست که مسئولان حرف بزنند و بروند به جای بیلان‌کاری دادن مسئولان

در همین نماز جمعه از آنها حسابرسی کنید. 

 

رحیم‌پور تصریح کرد: اگر می‌خواهید نماز جمعه‌ها شلوغ و مورد هجوم

جوانان شهر باشد به احکام نماز جمعه در اسلام عمل کنید، صحبت کردن

درباره مسائل روز صحبت کردن درباره تقویم نیست، مسئله روز یعنی

مشکل جامعه یعنی میزان طلاق، یعنی رفتار با ارباب رجوع یعنی وضعیت

اعتیاد و امثال آنها. 

 

وی اظهار داشت: پروفسوری از کوبا درهمایشی که به آن اشاره کردم

شرکت کرده بود که به او چکوآرا دوم می‌گفتند و ظاهرا جانشین چکوآرا

در وزارت نیشکر کوبا بوده است. 

 

وی ادامه داد: از او پرسیدم آیا همه چریک‌های شما کمونیست و لامذهب

بودند که پاسخ داد ما ابتدا درباره ایدئولوژی صحبت نمی‌کردیم و می‌گفتیم

مبارزه با ظلم. وی افزود:برای این فرد آیات و روایات مربوط به بازار اسلامی

را خواندم و او دو دقیقه تمام به صورت ایستاده این صحبت را تشویق کرد

و از من پرسید آیا واقعا در دین شما این صحبت‌ها وجود دارد و اگر ما پیش

از این از این موارد معتقد بودیم قطعا رویکرد ما نسبت به دین و مبارزه

تغییر می‌کرد. 

 

وی با  اشاره به ادله شرعی سخنان رهبری درباره اقتصاد مقاومتی گفت:

امام موسی‌بن‌جعفر (ع) از کسی پرسیدند چرا کار نمی‌کنی که این فرد

گفت حال ندارم و ایشان فرمودند احفظ عزک. اقتصاد مقاومتی یعنی

همین یعنی تولید کن تا عزتت محفوظ بماند. جامعه‌ای که جوانانش از

عرق ریختن می‌ترسند ذلیل می‌شود. 

 

وی ادامه داد: حضرت رسول فرمودند اگر جامعه‌ای و مردمی آب و خاک

داشته باشند و گرسنه بمانند این جامعه ملعون است. 

 

وی با بیان اینکه اقتصاد مقاومتی یعنی کار و تولید کن و به عزتت برس

اضافه کرد: از معصومی پرسیدند عزت کجاست گفت صبح قبل از طلوع

آفتاب به سمت بازار و تولید حرکت کن و کرامتت را حفظ کن. 

 

رحیم‌پور در ادامه تصریح کرد: در این کشور باندهایی وجود دارند که به

صورت پروژه‌ای کار برمی‌دارند که چطور تولید‌کننده‌های داخلی را

ورشکست و راه را برای واردات هموار کنند و اینها در ادارات دولتی نفوذ

دارند و سرمایه‌دارهای خارجی هم به آن‌ها وصل هستند تا هر کس در

کشاورزی و صنعت و تولید علم فعال شد مسخره کنند و فشار بیاورند و

پرونده‌سازی کنند تا کار پیش نرود. 

 

وی ادامه داد:کسی از معصوم پرسید که می‌خواهم کار کنم ولی

شغل‌ها درشان من نیست و ایشان فرمودند اگر شده حمالی کنی کار

کن و از مردم بی‌نیاز شو. وی در پایان تاکید کرد: هر کسی فکر می‌کند

می‌شود اقتصاد داخلی را رها کرد و با حل کردن مشکلات با خارجی‌ها

می‌توان کشور را جلو برد بر اساس همه آنچه به آن اشاره کردم اشتباه

می‌کند. 

 




تاریخ: چهارشنبه 01 بهمن 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah




تاریخ: چهارشنبه 01 بهمن 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah
ذره‎بین فرهنگی؛
 
 
ضیافت خطرناک انگلیسی‎ها برای ایرانیانبفرمایید شام»
 
 
 
امتیاز این مسابقه تلویزیونی را شبکه دولتی ITV انگلستان به شبکه
 
فارسی ‌زبان «من و تو» واگذار کرده است و در این کانال ماهواره‎ای تولید
 
و پخش می‌شود.
 

به گزارش جام نیوز، «بفرمایید شام» مسابقه‌ای تلویزیونی است که امتیاز

آن را شبکه دولتی  ITV انگلستان به شبکه فارسی ‌زبان «من‎وتو»

(manoto) واگذار کرده است و در این کانال ماهواره‎ای تولید و پخش

می‌شود.

روند مسابقه از این قرار است که هر هفته ۴ شرکت‌کننده -که به ظاهر تا

به حال یکدیگر را ندیده‌اند- در خانه‌هایشان برای هم شام تهیه می‌کنند و

مخفیانه به هم امتیاز می‌دهند.

در شب آخر مسابقه، هر کسی که بیشترین امتیاز را کسب کرده باشد،

برنده مسابقه می‌شود.

شرکت‌کنندهٔ برنده در فصل نخست این برنامه در انگلستان ۱۰۰۰ پوند و در

فصل دوم در سوئد ۱۰۰۰۰ کرون دریافت می‌کند.

شبکه من‎وتو در سال‌های فعالیتش از هر حربه‌ای استفاده کرده تا سبک

زندگی ایرانیان را تغییر بدهد؛ از تولید و پخش «آکادمی گوگوش» گرفته تا

برنامه «بفرمائید شام» و...

این تلویزیون لندنی که در نقشه براندازی جمهوری اسلامی، در راستای

پیشبرد تهاجم فرهنگی ایفای نقش می‌کند، از برنامه بفرمائید شام به‌

مثابه سلاحی بهره می‌جوید تا با استفاده از آن، تجربه تلخ «آندلس»را این

بار در سرزمین مسلمانان پارسی محقق کند.

در این گزارش،بخش‌هایی از سناریوهای اجرا شده در برنامه بفرمائید شام

[یا بهتر است بگوئیم بفرمائید شراب!] بررسی شده است:

زیر سؤال بردن آموزه‌های دینی

یکی از سناریوهایی که تلویزیون من و تو اصرار بر تکرار آن دارد، زیر سؤال

بردن آموزه های دینی است. برنامه بفرمایید شام با طرح گاه و بیگاه این

سؤال که «آیا باید به "گناه" و "بی‌دینی" معتقد بود؟» اینگونه به مخاطبان

خود القا می‎کند که مقولاتی چون گناه و مذهب وجود ذاتی ندارند و

اساسا این اصطلاحات را منفعت‌جویان خلق کرده‌اند!

هر مذهبی داشته باشید، غیر از اسلام!

شبکه یادشده در برنامه بفرمائید شام با تبلیغ و ترویج آئین‌های مختلف

همزمان با تخریب دین اسلام، سعی می‌کند جامعه هدف خود را به

«تغییر دین» متقاعد کند.

انکار زندگی پس از مرگ

بفرمائید شام در قالب دیالوگ‌های شرکت کنندگانش، معاد و زندگی پس از

مرگ را انکار می‎کند. این برنامه همه چیز را با مرگ یک انسان تمام شده

قلمداد می‎کند و در واقع با القائات نهیلیستی، زندگی آدمی را «پوچ»

جلوه می‎دهد.

مقدسات اسلام موجب بدبختی آدمی است!

شبکه من و تو در این برنامه ضمن توهین به مقدسات اسلامی، آن‌ها را

مایه بدبختی بشر معرفی می‌کند!

تشکیک در عدالت پروردگار

در یکی از سکانس‎های برنامه بفرمایید شام، با طرح این پرسش که «اگر

آفریننده این دنیا بودید، چکار می‎کردید که الآن از خدا انتظار دارید؟

عدالت و حکمت خداوند متعال زیر سؤال برده می‌شود.

در ادامه سناریوی مزبور، شرکت کنندگان مثلا پاسخ می‎دهند: «سعی

می‎کردم زیردست‎هایم را کمتر اذیت کنم و خیلی بنده‎هایم را

آزمایش نمی‎کردم»[!]

ترویج همجنس‎بازی

شبکه من‌وتو که به‎صورت ویژه و هدفمند به‌دنبال ترویج عمل شنیع

همجنس‌بازی است، در یکی از قسمت‌های بفرمائید شام با معرفی مفصل

شهر "آمستردام" هلند به‌عنوان جاذبه‌ای توریستی برای همجنس‌بازان،

به تبلیغ این رفتار زشت پرداخت.

تبلیغ بی‎بندوباری و روابط نامشروع

بفرمائید شام با چینش مردان کنار زنان در یک ضیافت شام، می‌کوشد

روابط خارج از قاعده -خصوصا روابط ضربدری- را عادی جلوه دهد.

یکی از شرکت کنندگان این برنامه طبق سناریوی از پیش تعیین شده،

چنین استدلال می‎کند که: چون روابط جنسی وقت زیادی را از دختران

و پسران نمی‎گیرد، پس نباید از آن جلوگیری کرد!

هشدار جدی به مخاطبان ماهواره: اگر به سلامت روانی و اخلاقی

خود، همسر، فرزندان، خویشاوندان و دوستانتان اهمیت می‎دهید،

از تلویزیون لندنی «من‌وتو» بر حذر باشید.





تاریخ: سه‌شنبه 30 دی 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah
چهره سیاهی که قابل بزک کردن نیست؛
 

روشنفکران پهلوی باکره بودن را ننگ می‌دانستند!

رسانه های ضدانقلاب در پی بزک نمودن دوران پهلوی هستند، به نحوی که
 
 
برخی نسل اولی ها را –که شاهد آن روزها بودند- نیز دچار شک و توهم
 
نسبت به آن دوران کرده است.
 

گروه فرهنگی فرهنگ نیوز: یکی از تکنیک هایی که رسانه های ضدانقلاب

برای تحریف تاریخ از آن استفاده میکنند، استفاده از "فراموشی تاریخی"

ملت و تکرار و تاکید بر غیر واقعیت هاست، تا جایی که آن دروغ به شکل

یک باور عمومی در مردم شکل بگیرد.

توضیح آنکه هر ملتی دارای دو مشخصه "حافظه تاریخی" و "فراموشی

تاریخی" است که تقویت و تضعیف هرکدام از آنها در تکنیک های رسانه ای

نقش به سزایی دارد. به طور مثال ممکن است شما فردی را ببینید که از

وضعیت موجود بسیار گله مند است و شکایت می‌کند، بعد از 5سال همین

فرد را دوباره ببینید که می گوید خوش به حال آن روزها! آن زمان خیلی

بهتر بود! مشکلات وجود نداشت!! این نوع برخورد ناشی از یک فراموشی

تاریخی است.

حال رسانه های ضدانقلاب با سوء استفاده از کم کاری رسانه های انقلابی

در تقویت حافظه تاریخی ملت نسبت به زمان پهلوی، از این فرصت استفاده

کرده و در پی بزک نمودن آن دورانند به نحوی که برخی نسل اولی ها را –

که شاهد آن روزها بودند- نیز دچار شک و توهم نسبت به آن دوران کرده

است. این رسانه ها با تکرار مرتب دروغ ها نسبت به خوب بودن وضعیت

فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی زمان شاه یا توجیه نمودن اعمال

خلاف دستگاه طاغوتی در حال نمایش دورانی با شکوه و ایده آل از

دهه های 30تا 50 اند.

به طور نمونه درباره وضعیت فرهنگی کشور، این جملات بارها در

رسانه های مغرض شنیده شده که "اوضاع فرهنگی امروز از زمان شاه

بدتر شده است!"، "مردم در گذشته دیندارتر بودند!"، "ما انقلاب نکردیم

که بی حجابی و فساد اینگونه رشد کند!"، "در ایران یک انقلاب جنسی

شده و جوان ها همه فاسد شده اند"، "انقلاب نتوانست دین مردم را

درست کند و مردم دین گریز شده اند!" و...

حال برای روشن تر شدن این موضوع که اولا وضعیت فرهنگی در زمان

پهلوی چگونه بوده؟ و دوم این که آیا انقلاب و جمهوری اسلامی توانسته

در بهبود دینداری مردم نقش ایفا کند یا خیر؟ باید به گزاره های مستند آن

روزها استناد کنیم.فرهنگ نیوز پیشاپیش از بازنشر برخی تصاویر و عناوین

روزنامه ها و مجلات فاسد دوران طاغوت از مخاطبان گرامی عذرخواهی

می کند.)

بر اساس مطالب منتشر شده در روزنامه ها و نشریات دوران ستم‌شاهی:

* وضعیت تلویزیون و سینما: سینمای ایران در دوران پهلوی را می‌توان

یکی از فاسدترین سینماهای کشورهای منطقه و حتی جهان دانست.

فسادی که در پشت دوربین ها مخفی نمانده و در جلو دوربین نیز شاهد آن

بودیم. برای یادآوری این موضوع اشاره به وضعیت اغلب مجریان تلویزیون

که با لباس باز و محرک در جلو دوربین ظاهر می‌شدند کافیست چرا که

حتی دربرخی کشورها مانند آلمان نیز این نحوه پوشش مجریان در آن زمان

مرسوم نبود.

اما در فیلم ها! صحنه های عشقی جای خود را به صحنه های جنسی داده

بودند به نحوی که بسیاری از بازیگران به "ستاره های جنسی" معروف

بودند. نشان دادن بدن کاملا عریان دختران و رفتارهای جنسی مردان با آنها

به رایج ترین صحنه های فیلم تبدیل شده بود که بسیاری از کارگردان ها

برای فروش بیشتر با یکدیگر در تولید این صحنه های غیراخلاقی رقابت

می‌کردند.

 

برای درک بهتر این مطلب به چند تیتر روزنامه های سینمایی آن دوران

اکتفا می‌کنیم و از تکرار برخی دیگر از تیترها معذوریم (*برخی واژه ها

جایگزین شده اند). "شهربانی تهران: در هر روز 5تصادف از 100 تصادف

تهران به خاطر توجه رانندگان به عکس های جنسی سردر سینماست"،

"برهنگی سینمای ایران با آمریکا و اروپا رقابت میکند"، "با ستارگان جنسی

ایران آشنا شوید! این ها خود را بمب های روابط جنسی میدانند"، "پنج

دقیقه بوسه در فیلم.... دل هر عارف و عامی را خواهد برد"، "... و ... با

یکدیگر ازدواج خواهند کرد! .... قرار است از این به بعد علاوه بر تلویزیون و

کاباره، برای چند فیلم خوانندگی کند"و...

 

جوانان شهری در آن روزها استقبال زیادی از سینما و تلویزیون داشتند چرا

که اولا یک پدیده جدید بود و ثانیا تصاویر تحریک آمیز، آن جوانان مذهبی را

نیز به خطا می انداخت چه برسد دیگران را. دستمزد بالای این بازیگران و

همچنین فروش فیلم ها موید این مطلب است که سینمای پهلوی با ابزار

فساد خود توانسته بود جوانان زیادی را به خود جذب کرده و فروش گیشه

داشته باشد؛ که اگر این روند ادامه پیدا می‌کرد، امروز پورنوگرافی، آرزو و

افتخار بازیگران زن ایرانی بود.

* وضعیت مجلات و مطبوعات: در مطبوعات سیاسی و عمومی کمتر از

مباحث غیر اخلاقی سخن به میان می آمد، اما در عوض تخریب چهره‌ی

دین و مرتجع خواندن قوانین اسلام، تخریب و توهین به علما و نهادهای

دینی، ترویج غرب گرایی و روحیه‌ی خود کم بینی، توهین به انقلابیون و

مسلمان معترض به حکومت فاسد و تبلیغ سبک زندگی غربی به وفور دیده

میشد. نشریه "زن روز" و "اطلاعات هفتگی" نیز مسئولیت مستقیم ترویج

تفکر فمنیستی درباره زن را برعهده داشت و علاوه بر انتشار تصاویر

نامناسب؛ از نظر فکری جامعه را به سمت بی اخلاقی و دین ستیزی سوق

می داد.

اما دو دسته مطبوعه دیگر نیز در آن زمان به انتشار می‌رسید که مسایل

اخلاقی را به عیان زیرپا می گذاردند، یکی مجلات زرد که اغلب با انتشار

تصاویر نیمه برهنه بازیگران، ورزشکاران و غیره به فکر جذب مخاطب بودند،

دیگری مجلات پورن که تصاویر و داستان های جنسی را به طور کامل

منتشر می کردند.

مجلات زرد که مخاطبان زیادی نیز داشت علاوه بر انتشار تصاویر غیر

اخلاقی، تلاش داشت تا فساد جنسی را در خانواده ها به صورت نیمه

محسوس رواج دهد. به طور مثال صفحه "کی عاشق کیه؟" یکی از صفحات

محبوب برخی این مجلات بود که در آن روابط مثلثی و ضربدری ترویج میشد. 

برای نمونه به سراغ چند چهره مشهور ورزشی یا سینمایی یا خواننده

می‌رفتند و این سوال پرسیده میشد که عاشق چه کسی هستی؟ در

نتیجه آن میشد که مثلا فلان فوتبالیست عاشق یک خواننده زن است و آن

خواننده عاشق ارتباط با یک بازیگر مرد و آن بازیگر مرد، به اندام بهمان

رقاصه علاقه دارد و الی آخر...  یا در صفحه "عکس هایی که تجدید

نمی شوند" برخی از این مجلات تصاویر ارتباط های عاشقانه و جنسی

پشت یا جلو دوربین بازیگران را منتشر می‌کرد و با این استدلال که این دو

بازیگر ممکن است دیگر باهم بازی نکنند آنها را تجدید ناپذیر میخواندند.

البته در این میان مجلات مد را نیز نباید فراموش کرد که با ترویج مدهای

لباس غیر اخلاقی، عملا فضای پوشش  کشور را به دست گرفته بودند و

در هر ماه و فصل با ترویج یک نوع لباس که عمدتا بر جنبه های جنسی

بدن توجه داشت، فضای شهر و خیابان ها را نیز به یک فضای فاسد و

تحریک آمیز تبدیل کرده بودند.

 

مجلات مستهجن نیز نیازی به توضیح ندارد که انواع فساد و فحشا در آنها

به انحای مختلف ترویج می‌شد. در این زمینه تنها به گفتگوی مدیر یکی از

این مجلات با یک نشریه زرد اشاره میکنیم که در آن گفته می‌شود این

موسسه  4مجله را به صورت هفتگی چاپ می‌کند که همه دارای محتوای

جنسی است: "امروز ما در اغلب شهرهای کوچک و بزرگ ایران مشتری

داریم، در شهرهای کوچک و عقب مانده ممکن است برخی نخواهند مجله

مارا در جلو چشم ها بخرند، برای همین ما مشترکان زیادی در این شهرها

و روستاها داریم که مجلاتمان را به خانه هایشان می‌فرستیم"وی همچنین

در بخشی دیگر می گوید "آرزوی من و تلاش مجموعه من آن است که در

سال 60 دیگر هیچ دختر بالای ده سال باکره در تهران وجود نداشته باشد و

این ننگ عقب ماندگی از چهره ایران پاک شود".

* وضعیت شهری: وضعیت غیراخلاقی در شهرها به ویژه شهرهای بزرگ را

کمتر کسی می‌تواند فراموش کند. وجود صدها کاباره، کازینو، استخر

مختلط، مراکز فروش دختران و ... چیزهایی نیستند که فراموشی تاریخی

ملت آنها را در برگیرد اما برای یادآوری بد نیست به چند نمونه اشاره کنیم.

تبلیغ کاباره ها و دانسینگ ها درست مانند رستوران ها و خیاط خانه ها در

روزنامه به چاپ می‌رسید. حتی فراتر از آن برخی روزنامه های عمومی

اقدام به انتشار رپرتاژ از کاباره های خاص میکردند. به طور نمونه زمانی که

هایده کاباره خود را در تهران افتتاح کرد، رپرتاژ آن تیتر یک برخی روزنامه ها

شد، بعدها نیز گزارش هایی از رقابت کاباره او با کافه بی قرار که متعلق

به یکی از خواننده های مشهور بود (و در یک خیابان قرار داشتند) در

صفحات روزنامه ها منتشر می شد. کاباره های بسیار دیگری نیز به شهرت

رسیده بودند، که از میان آنها کاباره شکوفه نو، محلی بود که اغلب رجال

سیاسی به آن میرفتند و بسیاری خوانندگان مشهور در آن اجرای

موسیقی و رقص می کردند.

 

ماجرای وجود خانه های فساد که در آن برای ثروتمندان و درباریان

"دختر" فراهم می نمودند، از غم انگیزترین اتفاقات دوران منحوس پهلوی

است. کارکرد این خانه ها اینگونه بود که برخی زنان فاحشه که با

ثروتمندان و کاخ شاه یا دولتیان ارتباط داشتند،اقدام به جذب دختران 

زیبا و خوش اندام می‌کردند. آنها برای این کار با انتشار آگهی استخدام

 دختران در روزنامه ها و یا به کمک رابطین خود در شهرها و روستاها،

دختران مورد نظر را شناسایی  و در خانه هایی گروهی نگهداری 

 می کردند،سپس آنها را برای تن فروشی به خانه مردان هوس باز- که

 اغلب افراد سرشناس شهر بوده و مایل به حضور در کاباره نبودند-

می فرستادند یا برای آنها مکان خلوت را آماده می‌کردند.

 

محله شهر نو و افرادی چون "پری بلنده"، "ناهید اهوازی"، "مژگان" و

"جمشیدی" برخی از این خانه دارن مشهور بودند که تقریبا همه مردم آنها

را می شناختند و حتی در روزنامه اطلاعات –همان زمان- گزارش کاملی از

نحوه کار این خانه ها و این افراد منتشر شد که البته خبرنگار این روزنامه

به خاطر انتشار این مطلب از سوی دربار توبیخ شد. در روزهای ابتدای

انقلاب اسلامی، تنها در خانه های متعلق به پری بلنده بیش از 1200 دختر

نگون بخت دستگیر و به مجتمع پرورش اخلاقی فرستاده شدند، خود او نیز

به دستور قاضی تیرباران شد.

 

کاخ جوانان از دیگر مراکزی بود که مستقیما توسط فرح پهلوی راه اندازی

شده و در آن استخر مختلط، کافه، سینما، سالن بیلیارد و سالن مطالعه

ویژه جوانان وجود داشت. کاخ جوانان در مدت کوتاهی از تهران تا سنندج و

کرمان و رشت و تبریز و اصفهان و... شعب خود را افتتاح کرد و جمع زیادی

از جوانان را به عضویت در آورد. در بسیاری از این کاخ ها، علاوه بر ایجاد

فضای تفریحات و روابط غیراخلاقی،دوره های آموزشی مختلف برای ترویج

تفکر و سبک زندگی غربی و تحقیر تفکر دینی برگزار می شد.

 

وضعیت غیرقابل باور تفرج گاه ها، مراکز ورزشی، سواحل دریا، فروش و

تبلیغ مشروبات الکلی، رواج قمارخانه ها، تبلیغات آلوده به تصاویر غیر

اخلاقی، حضور زنان با پوشش نامناسب در خیابان ها و نبود نشانه های

دینی و اسلامی در شهر از دیگر معضلاتی بودند که شهرهای ایران را در

برگرفته بود.

* وضعیت حوزه های علمیه: حوزه های علمیه که باید مرکز حفاظت و

صیانت از دینداری مردم باشند، در این دوران حال و روز خوشی را سپری

نمی کنند. آیت الله امامی در خاطرات خود میگوید: من در دوران منحوس

پهلوی به اصرار خانواده وارد طلبگی شدم –البته بعدها خودم علاقه پیدا

کردم اما آن زمان دوست نداشتم- آن زمان هیچ کس به حوزه نمی آمد به

همین خاطر من در درس های خودم هیچ هم مباحثه ای و هم سنی

نداشتم، لاجرم با برخی طلبه های سطح بالاتر بحث میکردم.بسیاری از

حجره های مدرسه ماراهم به بازاری ها داده بودند و شده بود انبار اجناس

آنها، به همین خاطر حتی حجره مناسبی برای شب ماندن وجود نداشت".

یا آیت الله طباطبایی در خاطرات طلبگی خود میگویند: "هیچ وقت آن

سال ها را فراموش نمیکنم، شنبه تا چهارشنبه کلاس میرفتیم و درس

می خواندیم، پنج شنبه و جمعه میرفتیم کارگری و بنایی میکردیم تا خرج

هفته را دربیاوریم. بسیاری از شبها حتی پول خرید یک نان را نداشتیم.

یادم هست که برخی طلبه ها که وضع خانواده شان مناسب تر بود برای

استحمام به حمام عمومی میرفتند اما اغلب طلبه ها مجبور بودند در کنار

حیاط با یک تشت آب استحمام یا غسل کنند، چون هیچ امکانی برای

طلبه ها نمی گذاشتند".

 

از وضعیت سخت معیشت طلاب در آن زمان که بگذریم، دو مسئله اصلی

دیگر نیز حوزه ها را درگیر کرده بود. یکی توهین ها و تحدیدهای مکرر

حکومت و برخی مردم که اجازه فعالیت آزادنه را از طلاب گرفته بود، دیگری

مسئله بروز انحراف فکری در بسیاری از روحانیون و طلاب علوم علمیه

برخی خاطرات حضرت امام یا دردنامه ایشان در منشور روحانیت موید این

انحرافات است که اهل علم از آن باخبرند.

و دیگر: فرصت این نوشته اجازه نمیدهد تا درباره فساد اخلاقی شخص

شاه و دیگر درباریان، تهیه و توزیع سازماندهی شده موادمخدر توسط

برخی درباریان، تلاش ادارت دولتی و ساواک برای از بین بردن هیات ها و

مساجد، محیط غیراخلاقی و زننده دانشگاه ها، تعلیم دروس و مباحث

منحط غربی، سرگرم نمودن مردم به لغویات و غافل نمودن از مسایل

اصلی کشور، ترویج فرنگ زدگی و اسلام ستیزی، تلاش برای از بین بردن

زبان فارسی و غیره اشاره کنیم.

اما همین مقدار توجه نمودن به وضعیت اخلاقی و فرهنگی کشور در آن

دوران نشان می‌دهد که آنچه ضدانقلاب به دنبال تطهیر آن است، آلوده تر

از آنیست که با آب دریاها بتوان آن را پاک نمود چه رسد با تلاش چند

روزنامه و شبکه ماهواره ای. البته در این میان نباید کم کاری و شاید حیای

رسانه های انقلابی در افشای ماهیت رژیم شاهنشاهی را نادیده گرفت،

کم کاری و تعللی که موجب به طمع انداختن رسانه های معلوم الحال

برای تحریف تاریخ و بزک نمودن چهره حکومت منحوس پهلوی شده است.




تاریخ: دوشنبه 29 دی 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah
پیدا و پنهان حملات پاریس

رمزگشایی از حوادث پاریس/سهم اصلاح طلبان در شکستن قبح

توهین به پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)

آنجلیکا کورونی از اعضای هجونامه شارلی ابدو حضور این هفته نامه را در
 
جامعه فرانسه بسان هوایی تازه نامیده است.
 
 

حملات تروریستی پاریس را می توان از زوایای متعددی مورد بررسی قرار

داد،اینکه عاملان این حملات چه کسانی بودند و با چه ایده ای اینگونه عمل

نموده اند یا اظهاراتی که پیرامون نقش برخی سازمان های جاسوسی در

وقوع این حملات مطرح می شود و... . گذشته از موارد فوق، حمله به

نشریه فکاهی شارلی ابدو اگرچه با مرگ چند کاریکاتوریست این مجله زرد

همراه شد اما موجب تبلیغ جهانی آن گردید تا جایی که اکنون برخی

صاحب منصبان آن از انتشار میلیونی آن سخن رانده و برخی دیگر ادامه

حیات این مجله را نشانی از وجود هوایی تازه نامیده اند.

قاطبه جامعه فرانسه تا پیش از وقایع چند روز پیش هیچگاه نام این نشریه

بی محتوا را نشنیده بودند. اوج انتشار نشریه فوق به 60 هزار شماره

می رسد که نشان از قرار داشتن آن در سطح بسیار پایینی در میان

مخاطبین فرانسوی می باشد. اما اکنون جهانیان و حتی شماری از

مسلمانان و اصلاح طلبان داخلی تابلو من چارلی هستم را بر دست گرفته

و به همدردی با این نشریه سطحی می پردازند.

 

برادران کواشی متهمین اصلی حمله به شارلی ابدو هستند

فارغ از محکومیت اقدام تروریستی برادران کواشی در حمله به دفتر این

نشریه، ابراز همدردی با این مجله در حالی صورت می پذیرد که در شماره

جدید آن که بناست این بار در 3 میلیون تیراژ منتشر گردد همچنان به

ساحت مقدس رسول اکرم(ص) توهین می گردد که با سکوت معنی دار

اصلاح طلبان داخل و همفکرانشان در سطح جهان اسلام مواجه شده

است.

محتوای پوچ شارلی ابدو

برآوردی از شماره های پیشین این مجله حکایت از مشی بی محتوای آن و

سطحی نگری گردانندگانش است. مجله فوق که به گونه ای کاریکاتوری

منتشر می گردد جهت افزایش بازدید خود با نگرشی انتقاد آمیز و گاها

توهینی تلاش دارد مقدسات مردم جهان را زیر سوال ببرد.

شارلی ابدو با بهره گیری از جذابیت های جنسی ( تمامی شماره های این

مجله حاوی نکات جنسی و غیر اخلاقی می باشد ) و تحت عنوان اصل

حمایت از آزادی بیان و مطبوعات به مفتضحانه ترین شکل ممکن به بیان

نظرات خویش می پردازد. شماره های پیشین این مجله حاکی از تمسخر

مکرر حضرت عیسی مسیح، پیامبر گرامی اسلامی، پاپ رهبر کاتولیک های

جهان و رهبران دینی جهان اعم از مسلمانان، یهودیان، مسیحیان،

بودایی ها و... در غالب کاریکاتورهای مضحک می باشد. نگرش این هفته

نامه هرزه فرانسوی کاملا بر مبنای افکاری مذهب ستیزانه است.

 

دفتر مجله شارلی ابدو پیش از حمله

بدلیل محتوای کاملا غیر اخلاقی تمامی صفحات این نشریه از بیان حتی

نمونه ای در این زمینه معذوریم. پیشتر و در سال های دهه 60 میلادی

یک بار این مجله توسط دولت فرانسه توقیف گردید که با نام کنونی به

حیات خویش ادامه داد. در آن شماره دست اندرکاران مجموعه به تمسخر

شارل دوگل رئیس جمهور فقید فرانسه در زمان مرگش پرداخته بودند.

قبح شکنی سب النبی(صلی الله علیه وٱله وسلم)

زمانی که تری جونز کشیش افراطی آمریکایی بیان داشت که تصمیم به

آتش زدن قرآن کریم دارد، قاطبه جامعه جهانی حتی شخص اوباما ناگزیر

به انتقاد از وی پرداخته و خواستار عدم انجام آن شدند، تری جونز اما آن

کار را انجام داد ولی بدلیل انزجار مردم جهان از اقدامش، رویداد فوق به

حاشیه رانده شد.

در واقعه حمله به هفته نامه شارلی ابدو و کشته شدن شماری از

کاریکاتوریست های این مجموعه قضیه به گونه ای عکس پیش رفته و

حکام جهانی و رسانه های وابسته به بهانه دفاع از آنچه آزادی بیان

می پردازند، شعار من چارلی هستم را در سراسر جهان اشاعه کردند.

حمایت از شارلی ابدو و دست اندرکاران آماتور آن در حالی صورت

می پذیرد که این رسانه ها با حذف صورت مسئله به محکومیت اقدام فوق

و ترویج اندیشه های پوچ این نشریه پرداخته اند.

مع الاسف روزنامه ها و رسانه های اصلاح طلب نیز در یک همراهی با

فضای رسانه ای غالب پرداخته و دم از حمایت از آزادی مطبوعات زده اند.

به طور نمونه روزنامه مردم امروز در شماره امروز خود عکسی حاوی

مطلب من شارلی هستم را در تیتر یک خود قرار داده است.

 

قبح شکنی از توهین به رسول مکرم اسلام و تشدید ذهنیت منفی نسبت

به مسلمانان در جوامع اروپایی را می توان بزرگترین پیامد رخداد فوق

دانست که این امر ذهنیت ها را به سوی طراحی شده بودن حادثه فوق

جهت رسیدن به نتایج گفته شده سوق می دهد. بی شک مبارزه با

اسلام گرایی و اشاعه اظهارات اسلام ستیزانه در طول سال های پس از

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی امری غیر قابل کتمان است که از سوی

رسانه های غربی و سازمان های جاسوسی پیگیری شده و شکل گیری

گروه هایی نظیر داعش و طالبان دست پرورده سیاست های دو دهه فوق

می باشد.

انتشار بی نظیر مجله فوق در شماره اخیرش که حاوی توهین به رسول

خداست و همچنین باز نشر این کاریکاتور در رسانه های پربازدیدی همچون

واشنگتن پست و گاردین در این راستا قابل ارزیابی است که دیگر توهین

به رسول مکرم اسلام جزو خطوط قرمز نبوده و می توان در غالب فضای

آزادی بیان به انتقاد و تمسخر شخصیتی پرداخت که برای یک میلیارد و

پانصد میلیون مسلمان جایگاه مقدس و والایی برخوردار است.

 

عبارت من چارلی هستم به گونه ای گسترده در سطح اروپا بیان شده

است


 

هوای تازه ناشی از شارلی ابدو

تحولات چند روزه پاریس فضای مساعدی را برای بازماندگان این مجله

بی محتوا فراهم ساخته تا با معروفیت ناشی از تبلیغات گسترده به بیان

بیش از پیش هجویاتشان بپردازند. آنجلیکا کورونی، روزنامه نگار شارلی

ابدو در مصاحبه ای که پس حمله به دفتر این نشریه صورت گرفته بر

ضرورت تداوم مشی این مجله تاکید کرده و حضور آن را در میان مطبوعات

بسان یک هوای تازه نامیده است.

وی با گستاخی هر چه تمامتر به مطبوعاتی که تصاویر سانسور شده از

شارپ ( سردبیر مقتول) در حالی که کاریکاتورهای موهن این مجله را در

دست داشته پرداخته و خواستار ترویج بدون سانسور این تصاویر در مجلات

فوق شده است.

کورونی در ادامه با ذهنی توهم گونه به نیاز جامعه به این نشریه هجوگونه

اشاره و گفته است: «ما راه خود را ادامه می دهیم. ما حتی یک سانتیمتر

هم از آنچه می خواهیم و از آنچه هستیم منحرف نخواهیم شد ، زیرا ما

معتقدیم که شارلی ابدو برای جامعه لازم است.  شارلی ابدو مثل هوای

تازه است و اگر ما تغییر کنیم، همانطور که قبلا گفتم مثل کشتن دوباره آنها

(مقتولان حادثه) خواهد بود.»

سپس می گوید« مهم نیست چه اتفاقی خواهد بود و چه خطری در انتظار

ما باشد، ما به راه خود ادامه خواهیم داد. من پنهان نمی کنم که این کاری

فوق العاده سخت خواهد بود، زیرا همکارانی که ما از دست دادیم ،

روزنامه نگاران غیر عادی و بی نظیری بودند. جایگزین کردن آنها خیلی

دشوار خواهد بود. پیدا کردن اشخاصی مثل آنها فوق العاده سخت خواهد

بود. اما افرادی با استعداد های مشابه دست بکار خواهند شد و « شارلی

ابدو» جدید ظاهر خواهد شد.»

ادعاهای این روزنامه نگار در حالی است که بی بی سی فارسی در تحلیل

این مجله ضمن خام توصیف کردن آن می نویسد « این مجله هرگز تیراژ

زیادی نداشته به طوری که از سال ۱۹۸۱ به مدت ده سال به دلیل نداشتن

منابع مالی منتشر نمی شد. »

آنجلیکا کورونی در این مصاحبه جمله ای را بر زبان می آورد که با

رمزگشایی از آن می توان به نتایجی دست یافت. وی می گوید: «شارلی

قبل از حمله یک جور بود و بعد از حمله طور دیگری خواهد بود. مثل آمریکا

که وضع آنجا قبل و بعد از 11 سپتامبر سال 2001 متفاوت است و در اینجا،

برای ما وضع قبل و بعد از 11 ژانویه خواهد بود.» این گفته نشان از موضع

تهاجمی پیش روی این نشریه و سایر مطبوعات غربی است همچنان که

حوادث 11 سپتامبر دستاویزی شد تا ایالات متحده با سو استفاده از موج

مبارزه با تروریسم به افغانستان و عراق حمله نماید.

 

افزایش احساسات ضد اسلامی در اروپا ( جنبش پگیدا آلمان)


وجه مشترک هر دو این حوادث ( حمله به شارلی ابدو و 11 سپتامبر ) را

می توان در نگرش شدید اسلام هراسی پس از این وقایع، ظن دست

داشتن سرویس های جاسوسی غربی و صهیونیستی در این حوادث و

پیامدهایی دانست که بر جوامع مسلمانان در اروپا و آمریکا تحمیل

می شود.درست پس از حمله به شارلی ابدو به مانند حوادث 11 سپتامبر

شاهد حملات مکرر افراطیون به مساجد و مسلمانان در اروپا هستیم که

واکنش نهادهای حقوق بشری را تا کنون بر نیانگیخته است.




تاریخ: دوشنبه 29 دی 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah
 
مگر منفعتی بالاتر از پیامبر(ص) داریم؟
 

نامه سرگشاده 50انجمن اسلامی به

ظریف و تقبیح سفر به فرانسه

 انجمن های اسلامی دانشجویان 50 دانشگاه‌ کشور در نامه به وزیر امور
 
خارجه اعلام کردند: شما شئون دیپلماسی انقلابی را رعایت نکردید. زمانی
 
 
که دشمن دون، صریحا به اعتقادات مسلمانان حمله می‌کند،
 
 
آیا رفتن به کشور توهین کننده توجیهی دارد؟ 


درس مذاکرت مولا علی (علیه السلام)

در جنگ صفین وتحمیل ابوموسی اشعری...  

محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه و فابیوس وزیر امور خارجه فرانسه

اگر قرار به این‌گونه برگزاری رفراندم باشد باید تمام وقت و توان

دستگاه‌های اجرایی کشور به برگزاری رفراندم هایی برای مواردی

که مردم رضایت ندارند مانند قیمت نان و گوجه صرف شود.

خبرنامه دانشجویان ایران: هتاکی اخیر نشریه فرانسوی برای دومین بار پیاپی

در هفته های اخیر و پس از حمله تروریستی به دفتر نشریه که با  حمایت

مستقیم اولاند و در تیراژی بسیار بالاتر از قبل در سه میلیون نسخه منتشر

شد، می رود تا واکنش های جدی مسلمانان در روزهای آتی را به دنبال

داشته باشد.

این اقدام از آنجایی «هماهنگ شده» است که به فاصله ساعتی بعد از

انتشار  این نشریه موهن، کامرون نخست وزیر بریتانیا  پشت تریبون آمد و

گفت: « این بخشی از زندگی در یک کشور آزاد است.»

دیوید کامرون معترضات به بی حرمتی به ساحت پیامبر(ص) را به افراط

متهم می کند و با آنکه داعش دست پرورده خود سرویسهای جاسوسی

غربی است، آنها را به مسلمانان نسبت می دهد و می گوید: شما

نمی توانید از یک فرقه متعصب که افراط گرایی اسلامی را دنبال می کند،

دلجویی کنید. روزنامه ها باید آزاد باشند تا هر آنچه را که می خواهند،

منتشر کنند.

 

ماری هارف سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در راستای این اقدام نشریه

شارلی ابدو از حمایت کامل آمریکا از حقوق این نشریه خبر داد. سخنگوی

وزارت خارجه آمریکا این اقدام شارلی ابدو را مطابق با دموکراسی توصیف

کرده است.

اگرچه سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز این اقدام را

محکوم کرده است،اما متاسفانه موضعی که نشان از عزم دستگاه

دیپلماسی برای جلوگیری از این رخدادهای تلخ داشته باشد از سوی

وزارت خارجه بیان نشد.

این عبارات که ما این حرکتها را محکوم می کنیم، می تواند از لسان

سخنگوی چند کشور خنثی در معادلات بین الملل هم صادر شود، اما آیا

جمهوری اسلامی ایران باید نسبت به این اقدامات وحشیانه غرب به نام

آزادی بیان موضعی بی اثر اتخاذ کند.

در همین روزها و ساعتها مسئول مستقیم دستگاه دیپلماسی به بهانه

مذاکرات فرسایشی هسته ای که خیلی دوست دارند به نتیجه برسانند با

حامیان و مسببان اصلی انتشار کاریکاتور موهن به پیامبر(ص) جلسه

می گذ ارند، گل می گویندو البته توهین نثار ملت ایران می کنند و لبخند

می زنند.

اگرچه مذاکرات هسته ای در طول بیش از یک سال گذشته دقیقا هیچ

نتیجه ای که مایه اثر برای مردم باشد را نداشته است و علیرغم لبخندهای

ایران، توهین و بی حرمتی و تحقیر و خفیف کردن پاسپورت ایرانی و تشدید

تحریم ها – که سخنگوی دستگاه دیپلماسی به آنها اشاره کرده – نثار

کشور شده است باز ظریف و تیمش به نام «منافع ملی» پای میز مذاکره

نشستند.

منافعی که مطمئنا به خاطر عدم همخوانی با منافع اسراییل، از سوی

ایالات متحده مورد توافق قرار نخواهد گرفت و «بازی مذاکرات» صرفا

دستمایه تبلیغاتی است.

از سویی نیز، طرف غربی با گسترش دامنه اسلام هراسی و ایران

هراسی قلب آمال مسلمانان را هدف گرفته است و حقیقتا مذاکرات با

هتاکان به پیامبر(ص) نمی تواند منفعتی را برای جمهوری اسلامی رقم

بزند.

حال و پس از یک سال و اندی موانست دولت یازدهم با غرب و ایالات

متحده مشخص شه است که رویکرد مبنایی سیاست خارجی این دولت

با بنیانگذار این انقلاب فرسنگ ها فاصله دارد.

همزمانی مذاکرات و توهین نشریه فرانسوی به ساحت پیامبر مهربانی و

رحمت این بخش از پیام تاریخی حضرت امام درباره پذیرش قطعنامه را به

ذهن متبادر می کند: اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و

انقلابی خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین

(علیهم السلام) را با دستهای خود ویران نماید، آن وقت ممکن است

جهانخواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت

بشناسند، ولی در همان حدی که آنها آقا باشند ما نوکر، آنها ابرقدرت

باشند ما ضعیف، آنها ولی و قیم باشند ما جیره خوار و حافظ منافع آنها.




تاریخ: دوشنبه 29 دی 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah

 
در پی هتاکی های اخیر به پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم)

با هتاکی به مقدسات چه کنیم؟راه های

 عملی مبارزه با هتاکی به معصومین(ع)

در مقابل هتاکی به پیامبر اکرم (ص)، معصومین و مقدسات، لازم است
 
ضمن اعلام برائت و اعتراض ظاهری، اقدامات عملی، جدی و تاثیر گذار
 
دیگری نیز انجام شود تا تاثیرات بلند مدت و بین المللی داشته باشد.
 
به گزارش گروه فرهنگی فرهنگ نیوز، هر از چندگاهی شاهد آنیم که خبر
 
توهین به مقدسات اسلامی در صدر خبرها قرار میگیرد و البته بسیاری از
 
آنها برای جلوگیری از کلیشه ای شدن و اصطلاحا –سر شدن مخاطب-
 
خبری نمی شوند. یک روز فیلم ضد قرآن، یک بار شلیک نظامیان به کتاب
 
خدا، یک روز آتش زدن مسجد، یک بار فیلم ضد نبی و این بارهم کاریکاتور
 
 
موهن به ساحت مقدس پیامبر اعظم صلوات الله علیه.
 
در این هنگامه مسلمانان جهان با اقداماتی همچون به راه انداختن
 
کمپین های حمایتی یا برگزاری تجمعات و راهپیمایی ها در شهرهای
 
مختلف و یا در فضای مجازی خشم و انزجار خود را از این توهین ها نشان
 
میدادند؛ اقداماتی که اگر چه بسیار شایسه و قابل تقدیر است اما به هیچ
 
 
عنوان کافی و بازدارنده نبوده و نیست و هیچکدام نتوانسته در سرعت و
 
شتاب روز افزون توهین به مقدسات الهی وقفه ای ایجاد کند؛ چرا که
 
توهین کنندگان نه تنها به خاطر عمل خود توبیخ یا متضرر نشده اند، بلکه
 
 
در این فضا شهرت بیشتری یافته و جایگاه بهتری پیدا می کنند.
 
به طور مثال اگر یک کارگردان بخواهد در این رقابت سنگین سینمایی در
 
غرب به شهرت برسد، باید سالها تلاش و هزینه کند شاید بتواند به آنچه
 
 
میخواهد دست یابد اما در عوض میتواند با ساخت یک اثر توهین آمیز
 
فیلمش را به صدر پرفروش های آمریکا نزدیک کند، بدون آنکه هزینه خاصی
 
 
برای کارش بپردازد. یا یک کشیش گمنام در یک کلیسای متروکه با حماقت
 
خود در توهین به مصحف مقدس، شهرت جهانی پیدا کند و تا مدت ها بر
 
صدر خبرها بنشیند؛ بعدهم آزادانه در خیابان ها قدم بزند و با رسانه ها
 
گفتگو کند.
 
 
احکام بسیار جدی در شرع مقدس اسلام
 
اما استراتژی اسلام در این هنگامه اقدام متقابل است یا به قول
 
نظامی ها "موشک به جای موشک" به این معنا که اگر فرد یا گروهی بر
 
ضد مقدسات و یا احکام اسلامی با روشی خلاف روش عقلا وارد میدان
 
شد، آبرو، اموال و جان او دیگر محترم نبوده و باید از طرف مسلمین در
 
معرض خطر قرار گیرد. البته باید تاکید کرد که این تنها مربوط به کسانی
 
است که به تمسخر و توهین مقدسات میپردازند، اما مخالفینی که با
 
استدلال و بحث علمی به دنبال حقیقت هستند، نه تنها محترم بوده بلکه
 
تحت حمایت حکومت اسلامی نیز قرار میگیرند.
 
با توجه به این استراتژی پاسخ استدلال علمی را با استدلال علمی و
 
پاسخ اقدام غیرعاقلانه را با روشی درخور و پشیمان کننده باید داد و به
 
گفته امام بزرگوارمان که فرمودند "اگر در برابر دین ما بایستید، دربرابر همه
 
دنیای شما خواهیم ایستاد".
 
با توجه به آنکه در احکام الهی، بر کسی که توهین کننده به انبیا و امامان
 
معصوم باشد (سب نبی کند)احکام خاصی مترتب میگردد که حکمی شدید
 
و بازدارنده است، اما به علت عدم امکان اجرای آن در زمان حاضر میبایست
 
 
مسلمانان جهان با انجام اقداماتی جایگزین، جدیت خود را در پاسخ به این
 
حماقت بزرگ نشان دهند،اقداماتی پشیمان کننده که فاعل آن را متضرر و
 
 مانع از تکرار عمل او شود.
 
راه حل هایی جایگزین انفعال
 
فشار به مجلس و دولت های متبوع خود برای کاهش روابط دیپلماتیک و به
 
 
تبع آن روابط اقتصادی با کشورهایی که از توهین کنندگان حمایت مالی یا
 
سیاسی میکنند یکی از اقدامات مفیدی است که میتواند حامیان این اقدام
 
را مجبور به عقب نشینی و تحمل ضرر کند. به طور مثال در کشور ما ایران
 
 
که شریک خودروسازی فرانسه محسوب میشود، تجمعات مردمی در
 
 
مقابل مجلس میتواند نمایندگان مردم را مجاب به تصویب کاهش روابط
 
اقتصادی با فرانسه کند.
 
مقابل به مثل از دیگر شیوه های موثر برخورد با این وقاحت غربی است.
 
از آنجا که پشتیبان اصلی تمامی این اقدامات شبکه خبیث صهیونیستی
 
 
است؛ طراحی کاریکاتور، موسیقی، کلیپ، فیلم، عکس و همچنین
 
کتاب های افشاگرانه نسبت به "هلوکاست"، "هرتسل" و جنایات رژیم
 
اسراییل یا کمپین "بایکوت محصولات صهیونیستی" میتواند نقش بسزایی
 
 
در متضرر کردن حامیان اصلی این حرکت ایفا کند.
 
میلیون ها مسلمانی که در این چند روز به راه پیمایی پرداختند اگر هرکدام
 
فقط یک دلار برای انتشار این تولیدات فرهنگی هزینه کنند، میتوان بیش از
 
 
10 میلیون نسخه از این محصولات را به دست جهانیان رساند. البته
 
روزنامه ها، سایت ها و خبرگزاری های جهان اسلام نیز می توانند با
 
انتشار بخشی از این محصولات به افزایش سرعت نشر آن کمک شایانی
 
 
داشته باشند.
 
از دیگر اقداماتی که میتوانند ملت ها و دولت های اسلامی پیگیری نمایند،
 
 
پیگیری های حقوقی در محاکم داخلی و بین المللی است که با توجه به
 
 
قوانین موجود و مشهودبودن بسیاری از جرایمع محکومیت این اقدامات در
 
اغلب دادگاه ها حتمی است اما میبایست پیگیری های بعدی برای اجرای
 
احکام نیز ادامه یابد. 
 
به طور کلی به نظر میرسد که میبایست با اقداماتی پشیمان کننده،
 
هزینه اینگونه توهین را تا حد ممکن بالا برد به نحوی که دیگر کسی جرات
 
 
به تکرار آن را نداشته باشد و این بالابردن هزینه از هر راه مشروعی که
 
ممکن باشد، باید در دستورکار امت مسلمان قرار گیرد.
 



تاریخ: دوشنبه 29 دی 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah
در اعتراض به هتاکی به ساخت پیامبر(ص)

آغاز به کار کمپین جهانی

"عشاق محمد" (صلی الله علیه و آله و سلم)

در واکنش به اهانت‌های اخیر رسانه‌های غربی به ساحت مقدس پیامبر
 
اعظم(ص) یک کمپین جهانی به نام
 
"عشاق محمد" (صلی الله علیه و آله و سلم) راه‌اندازی شده است.
 

به گزارش گروه فرهنگی فرهنگ نیوز ، در پی تکرار اهانت نشریه فرانسوی

شارلی ابدو به ساحت مقدس پیامبر اعظم (ص) و بی‌تفاوتی دنیای غرب

به خروج از حد و مرز آزادی بیان یک کمپین جهانی به نام

«عشاق محمد(ص)» راه‌اندازی شده است .متن اطلاعیه بانیان این کمپین

به این شرح است:

------------

والله یعصمک من الناس

آغاز به کار کمپین جهانی "عشاق محمد" (صلی الله علیه و آله و سلم)

#loversofmuhammad

#عشاق_محمد

#‏من_عاشق_محمدم‬

این روزها قلب امت اسلامی جریحه دار است. اهانت به ساحت مقدس

بهترین و متخلق ترین مخلوق عالم، دل هر انسان آزاده ای را خون کرده

است. آنانی که خود با حمله به کشورهای اسلامی و ریختن خون صدها

هزار تن زمینه ساز تروریسم شدند و از همین تروریسم برای مقابله با

محور مقاومت بهره جستند، امروز به بهانه کشته شدن چند فرد هتاک به

ساحت مقدس پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله، در کنار هم برای مقابله

با تروریسم اشک تمساح می ریزند! طنز تلخ این خیمه شب بازی جایی

است که قاتل کودکان غزه نیز در این میانه حامی انسانیت شده و در

نمایش مضحک تروریست های به اصطلاح مخالف تروریسم، شرکت

می کند.

کمپین جهانی "عشاق محمد" در این میانه حرکتی است برخاسته از متن

امت اسلامی در دفاع از ساحت قدسی پیامبر اعظم بعنوان سرآمد تمامی

پیامبران که تلاش دارد تا در مقابل این حرکت شیطانی بایستد.

----------

کاربران در شبکه های اجتماعی و وب سایت های خود با انتشار تصاویر زیر

به حمایت از این کمپین جهانی می پردازند:

 

---

 

---

 

 



تاریخ: یکشنبه 28 دی 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah
 
در پی هتاکی به پیامبر اکرم (صلی اله علیه وآله وسلم)

پوستر/ اسلام دین صلح و زندگی

در حالی که دین اسلام به عنوان کامل ترین و تنها دین تاکید کننده بر صلح
 
 
و آرامش واقعی، به تمامی جهانیان شناخته شده است گروه های
 
تکفیری و رسانه ای با از سرگیری پروژه اسلام هراسی و از سمت دیگر
 
 
هتاکی به پیامبر اکرم(ص)، سعی در خدشه وارد کردن به چهره ی اسلام
 
 
عزیز دارند.




تاریخ: شنبه 27 دی 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah


 زندگی نامه

وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوُا فی سَبیلِ اللهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ(1)

سید مجتبی تهرانی معروف به نواب صفوی، در سال 1303 شمسی در

خانواده ای روحانی و اصیل در خانه  محقری در خانی آباد تهران قدم به

عرصه ی وجود گذاشت. وی با علاقه و عشقی وصف ناشدنی به روحانیت

و به قصد ادامه  راه آبا و اجداد خود، در اواخر سال 1320، پس از طی

تحصیلات ابتدایی و متوسطه، رهسپار حوزه علمیه نجف اشرف شد.

شهید از طرف مادر به سادات دُرچه اصفهان منتسب و از طرف پدر

میرلوحی است.

شهید عنوان نواب صفوی را از خاندان مادر به ارث برده است.پدر او مرحوم

سید جواد میرلوحی، دانشمندی روحانی بود كه در اثر فشار حكومت

رضاخان مجبور به ترك لباس روحانیت شد، اما از طریق تصدی وكالت

دادگستری همچنان به داد مظلومان می رسید.

مرحوم سید جواد در سال 1314 یا 15 در اثر مشاجره و درگیری لفظی با

(داور) وزیر عدلیه ی رضاخان، غیرت علویش به جوش آمد و یك سیلی نثار

وی كرد كه در اثر آن سه سال به زندان افتاد.

شهید پس از ورود به نجف اشرف، بدون كوچكترین درنگی به فراگیری

مقدمات پرداخت و روابط تنگاتنگی با علمای دلسوز و بیدار و مبارز از جمله

صاحب كتاب جهانی و كم نظیر الغدیر، آیت الله علامه امینی قدس سره

برقرار كرد.

آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب درباره ی شهید می فرمایند:(2)

باید گفت كه اولین جرقه های انگیزش انقلابی اسلامی به

وسیله ی نواب در من به وجود آمد و هیچ شكی ندارم كه اولین

آتش را در دل ما نواب روشن كرد.

 


اعدام انقلابی كسروی و اعلام موجودیت فداییان اسلام

بعد از شهریور 1320 و فراگیر شدن جنگ جهانی دوم، ایران نیز گرفتار

شرایط دشواری شد، از یك طرف مورد تجاوز متفقین قرار گرفت، و از طرف

دیگر سود جویانی قلم به مزد و اجیر، از آزادی سوء استفاده می كردند و از

طریق ترویج فرهنگ غربی به جان مسلمانان افتاده بودند و درصدد بودند تا

آنچه رضاخان از طریق زور  قلدری نتوانسته بود انجام دهد، از طریق قلم و

نگارش با مخدوش نمودن تاریخ اسلام انجام دهند.

«احمد كسروی» از جمله افرادی بود كه خط معارض و مهاجم علیه اسلام 

تشیع را دنبال می كرد. او نه تنها در كتاب «شیعی گری» به روحانیت،

مقدسات اسلامی، پیشوایان مذهب تشیع و امامان بحق و معصوم

(علیهم السلام) حمله می كرد، بلكه در كتاب های صوفی گری، بهاییگری،

مادی گری و حتی تاریخ مشروطیت، مقدسات دینی و روحانیت را مورد

حمله قرار داد.

نواب با كتاب های كسروی در نجف آشنا شد و موجی از احساسات

مذهبی و دینی وجودش را فرا گرفت.

كتاب ها را نزد علما برد و از آن ها نظر خواست. همه حكم به مهدور الدم

بودن نویسنده ی كتاب ها دادند.

سید در اواخر 1323، وارد تهران شد و بدون درنگ به خانه ی كسروی رفت

و او را از گفتن و نوشتن سخنان توهین آمیز به اسلام و ائمه ی شیعه

(علیهم السلام) و روحانیت برحذر داشت و وقتی مطمئن گردید كه وی

اصلاح پذیر نیست، آماده ی اجرای حكم الهی شد.

شهید نواب در هشتم اردیبهشت 1324، در سر چهارراه حشمت الدوله به

كسروی حمله كرد ولی توسط پلیس دستگیر و زندانی شد. بعد از آزادی از

زندان، موجودیت فداییان اسلام را طی یك اعلامیه ی رسمی با جمله ی

هوالعزیز و تیتر « دین و انتقام» اعلام كرد و اعدام كسروی را پیگیری نمود

نواب صفوی به تدریج با جاذبه ی خود، جوانانی چون شهید سید حسین
 
امامی را جذب نمود و امامی در 20 اسفند 1324، بر كسروی یورش برد و
 
او را زیر ضربات اسلحه ی سرد و گرم قرار داد و چون فرشته ی قهر جانش
 
را گرفت 
 
 
تیر خلاص فدائیان بر سینه هتاک به تشیع 
 
کسروی فردی که بدست فداییان اسلام اعدام انقلابی شد 
 
فداییان اسلام و مجریان حكم الهی دستگیر شدند و خبر اعدام انقلابی
 
كسروی در همه جا منتشر شد و مردم مسلمان را غرق در شادی و سرور
 
 
نمود.
 
بعد از سال 1327، كه جنبش ملی شدن صنعت نفت به اوج خود رسید و
 
فعالیت گروه های مخالف رژیم علنی شد و اقلیت موجود در مجلس مانع
 
تصویب قرار داد «گس گلشاییان» گردید، رژیم استبدادی شاه برای این كه
 
حتی اقلیت مخالفی نیز وارد مجلس نشود، توسط «هژیر» دست به تقلب
 
در انتخابات زد و به بهانه ی ترور شاه و دست داشتن آیت الله كاشانی در
 
این ترور، ایشان را بازداشت و به لبنان تبعید كرد.
 
 
فداییان اسلام «هژیر» را اعدام انقلابی كردند و با نامزد نمودن آیت الله
 
كاشانی و مصدق، گروه اقلیت دوباره به مجلس راه یافت.
 
با وجود این كه نواب میانه ی خوبی با ملی گراها نداشت، اما با توجه به
 
رهبریت آیت الله كاشانی و به منظور وحدت مبارزات اسلامی و ملی،
 
از همگامی و همراهی با آن ها دریغ نورزید.

اعدام انقلابی رزم آرارزم آرانخست وزیر رژیم پهلوی و دست نشانده ی

انگلستان، با ملی شدن صنعت نفت به شدت مخالفت می كرد و می گفت

كه ملت ایران توانایی و لیاقت اداره ی این صنعت عظیم را ندارد و به

عناوین مختلف در تصویب این قانون در مجلس شورای ملی كارشكنی

می كرد.

در روز 16 اسفند 1329 زمانی كه اتومبیل رزم آرا جلوی مسجد امام

(شاه سابق) توقف كرد و نخست وزیر جهت شركت در ختم آیت الله فیض

قصد ورود به صحن مسجد را داشت، خلیل طهماسبی بی درنگ از پشت

سر با شلیلك سه گلوله او را از پای درآورد و خود نیز توسط مأموران

دستگیر شد.

او در بازجویی می گوید:

من نمی گویم سمندر باش یا پروانه باش

چون به فكر سوختن افتاده ای مردانه باش

بلی من طهماسبی هستم و باكی از كشته شدن ندارم، برای این كه

خدای متعال می فرماید:

وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوُا فی سَبیلِ اللهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

پس شما این را مسلم بدانید كسی كه شخصیتی را تشخیص داد خائن به

دین و مملكت است ترس از كشته شدن ندارد. آن ها زنده اند.

ما معتقد به این حقایق هستیم.»  

شهید خلیل طهماسبی 

قتل رزم آرا در دل رژیم چنان وحشتی انداخت كه دولت بعدی(حسین علاء)

نتوانست با ملی شدن صنعت نفت مخالفتی نماید و مجبور به استعفا

گردید و مجلس، مصدق را به نخست وزیری انتخاب كرد.

آیت الله كاشانی در مصاحبه ای در رابطه با قتل رزم آرا چنین اظهار نظر

كرد:

 

«این عمل (هلاكت رزم آرا) به نفع ملت ایران بود و آن گلوله و ضربه

عالیترین و  مفیدترین ضربه ای بود كه به پیكر استعمار و دشمنان ملت

ایران وارد آمد»

و در مصاحبه ای دیگر اظهار می دارد:

«... نخست وزیر مقتول در زمان حیات خود از منافع شركت نفت جنوب و

سیاست استعماری انگلستان به شدت حمایت می كرد. چون عموم طبقات

مردم ایران با تصمیم قطعی و خلل ناپذیری برای كوتاه كردن دست طمع

سیاست استعماری نفت جنوب قیام كرده بودند، پافشاری رزم آرا برای

مقاوت در مقابل افكار عمومی ملت ایران و حمایت از شركت نفت باعث

خشم شدید و عمومی مردم ایران گردید و جوانی غیور، وطن پرست و

متدین از میان مردم ایران برخاست و نخست وزیر بیگانه پرست را به جزای

اعمال خود رسانید...(3)

در مرداد 1331، ماده ی واحدی به تصویب مجلس رسید كه چون خیانت

حاجی علی رزم آرا بر ملت ایران ثابت گردیده، هر گاه قاتل او استاد خلیل

طهماسبی باشد به موجب این قانون مورد عفو قرار می گیرد.

بدین ترتیب در 23 آبان همان سال، طهماسبی پس از دو سال و اندی از

زندان آزاد گردید.(4)

آیت الله كاشانی در پی آزادی شهید طهماسبی او را به عنوان «شمشیر

برّان اسلام» و «مجری اراده و افكار ملت ایران» مورد ستایش قرار داد.(5)

پایان كار فداییان اسلام فداییان اسلام از راه تشكیل جلسات تفسیر

قرآن و اسلام شناسی بر اساس مكتب تشیع، به فعالیت خود ادامه

می دادند و پرچم سبز و سفید خود را با كلمات زیبای «لا اله الا الله،

محمد رسول الله و علی ولی الله» آراسته بودند.

در آن موقع در دولت حسین علاء پیوستن ایران به پیمان بغداد مطرح بود

كه در حقیقت ایران یكی از اقمار منطقه ی انگلیس و  امریكا می شد.

فداییان اسلام در 25 آبان كه علاء برای شركت در ختم مرحوم سید

مصطفی كاشانی وارد مسجد امام (شاه سابق) شد توسط مظفر

ذوالقدر هدف قرار گرفت اما گلوله به او اصابت نكرد و جان سالم به در

برد.

در اول آذر 1334، نواب و خلیل طهماسبی و عبدالحسین واحدی و جمعی

دیگر از فداییان اسلام دستگیر شدند و در یك محاكمه ی فرمایشی نواب،

سید محمد واحدی و مظفر ذوالقدر محكوم به اعدام و همگی در حالی كه

اذان می گفتند، تیرباران شدند.     

 جمعیت فداییان اسلام و بخصوص رهبر آن، نواب صفوی و معاون او،

سید عبدالحسین واحدی در تقویت و روی كار آمدن جبهه ی ملی و تصویب

ملی شدن صنعت نفت ایران و انتخاب اعضای جبهه ی ملی به نمایندگی

مجلس بازگشت آیت الله كاشانی از تبعید، نقش اساسی داشتند و اگر

قیام مسلحانه ی آن ها نمی بود و رژیم پهلوی از این جمعیت حساب

نمی برد، هیچ یك از موارد یاد شده عملی نمی شد.

نامه ی شهید نواب صفوی به دكتر مصدق(6)شهید قبل از كودتای 28

مرداد 1332، در نامه ای به دكتر مصدق او را از سقوط دولت با خبر و به

وی جهت اجرای احكام الهی هشدار می دهد. 

«هو العزیز

آقای دكتر محمد مصدق نخست وزیر

پس از سلام،

شما و مملكت در سخت ترین سراشیب سقوط قرار گرفته اید. چنانچه

احساس كرده و معتقد شده باشید كه نجاتبخش شما  مملكت، اجرای

برنامه ی مقدس پیغمبر اكرم صلی الله علیه وآله می باشد و پس از تمام

جریانات گذشته آماده ی اجرای احكام مقدس اسلام باشید، قول می دهم

كه شما و مملكت را به یاری خدای توانا و به بركت اجرای احكام و تعالیم

عالیه ی اسلام از هر بدبختی و سقوط و فسادی حفظ نموده،  به منتهای

عزت و سعادت معنوی و اقتصادی برسانم.»

8 شوال المكرم ه.ق 1372

30 خرداد ماه ه.ق 1332

 شهید از زبان همسرش خانم «نیرالسادات احتشام رضوی» چنین می گوید:

«... خدا رحمت كند، مادرش می فرمود: نواب یك استعداد خاصی داشت...

این قدر استعدادش فوق العاده بود كه سالی دو كلاس می خواند.

بعد از این كه دوران ابتدایی تمام می شود در دبیرستان صنعتی «ایران –

آلمان» شروع به درس خواندن می كند... و در همان دوران تحصیل به نفع

اسلام و علیه پهلوی مبارزه می كند. او یك حالت مبارزه و یك روح با

شهامتی داشت كه عجیب بود. در همان زمان، مجلس قانونی را تصویب

می كند كه نواب مخالفت می كند و 1500 و 1600 نفر از دانش آموزان را

جمع می كند و تظاهراتی را جلوی مجلس راه می اندازد كه رژیم را وا

می دارد تا درخواست فوق را بپذیرد. اما نواب و همراهانش پذیرش زبانی

را كافی ندانسته، درخواست پذیرش مكتوب موضوع را می كنند. لكن

عوامل رژیم به جای پاسخ مثبت اقدام به تیراندازی می كنند كه در نتیجه

یك نفر به شهادت می رسد...

بعد از این كه دیپلم می گیرد به آبادان می رود  وارد شركت نفت می شود.

آن جا كه كار می كنند یكی از متخصصین انگلیسی به یكی از كارگرها

سیلی می زند. آقای نواب بسیار برانگیخته می شود و می گوید:

وای بر شما كه یك كارگر ایرانی را یك انگلیسی بزند و همه سكوت كنند،

در حالی كه آنان در كشور ما هستند و از منافع ما استفاده می كنند، و یك

عده كارگر را علیه آنان جمع می كند. آن متخصص انگلیسی می آید و عذر

خواهی می كند، ولی شهید نواب می گوید، نه خیر باید قصاص بشود، كه

این امر منجر به شورش می گردد. آن گاه تصمیم می گیرند نواب را از بین

ببرند كه دوستان نواب او را مخفیانه از بصره به عراق می فرستند.

 


 

نامه ی شهید به فرزند خویش           

شهید در فروردین 1334، خطاب به فرزندش مهدی، این نامه را می نویسد:

«فرزندم مهدی عزیز:

صفحه ی دلت باید آیینه ای باشد كه حقایق قرآنی در آن منعكس گردیده و

از آن به قلوب دیگران رسیده، محیط شما و اجتماع دور و نزدیك شما را منور

كند. این قرآن و آن صفحه ی دل پاك شما.

سلامی برای همیشه از دلم برایت،

و محبت خدا و محمد و آلش همیشه در دلت.»

 

پی نوشتها:

1-    سوره ی آل عمران، آیه ی 169.

2-    مجله ی پانزده خرداد، شماره ی 5 و 6، ص 7.

3-    گذشته چراغ راه آینده است، ص 570.

4-    مسایل سیاسی – اقتصادی نفت ایران، دكتر ایرج ذوقی، فصل ششم، ص 261.

5-    مجله ی پانزده خرداد، شماره ی 3، سال 1370، ص 36.

6-    مجله ی پانزده خرداد 1373، شماره ی 17، ص 128.




تاریخ: شنبه 27 دی 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران