سیاست انقلابی کرمانشاه
بسم الله الرحمن الرحیم عماریون احساس وظیفه کنند در صحنه حاضر‌شوند
 
ذکر احادیث و روایاتی در مورد علل گسترش خشکسالی و نباریدن باران و
 
ارتباط آن با رفتار گروه خاصی از جامعه از آن دست موضوعات حساسیت
 
 
برانگیزی است که این روزها مورد علاقه بسیاری از کاربران فضای مجازی
 
قرار گرفت
 

به گزارش فرهنگ نیوز ، افزایش آگاهی های دینی و مذهبی یکی از بهره های

مفیدی است که شبکه های اجتماعی برای استفاده کنندگان از این ابزار

نوین می توانند به همراه داشته باشند، اما شفاف نبودن فضا در این گونه

شبکه ها، باب سوء استفاده های گوناگون به خصوص در زمینه اعتقادات

مذهبی را، همواره باز نگه داشته است.

اختلاف افکنی های مذهبی و ایجاد شبهه از طرق گوناگون، نمونه ای از

آسیب هایی است که می تواند پایه های اعتقادی بخشی از کاربران

فضای مجازی و شبکه های اجتماعی را مورد تهدید قرار دهند.

ذکر احادیث و روایاتی در مورد علل گسترش خشکسالی و نباریدن باران و

ارتباط آن با رفتار گروه خاصی از جامعه از آن دست موضوعات حساسیت

برانگیزی است که این روزها مورد علاقه بسیاری از کاربران فضای مجازی

قرار گرفته است.

در یکی از احادیث مورد اشاره آمده است:

امام رضا (ع) می فرمایند:

هرگاه حاکمان دروغ بگویند باران نمی‌بارد.

میزان الحکمه جلد ۳ صفحه ۲۸۶

حجت السلام سید محمد حسینی رجایی، کارشناس فقهی دفتر حضرت

آیت الله العظمی سبحانی در خصوص اینکه آیا هر حدیث و روایتی را

می توان مصداق وضعیت موجود جامعه دانست، به خبرنگار ایران اسلامی

گفت: این احادیث تمام آنچه که باید گفته شود نیست و مانند کسی است

که آدرس ناقصی دارد و در نهایت به مقصد نمی رسد. البته در وجود این

دسته روایات و صحت و سند آن نمی توان تردید کرد ولی هنگامی که تنها

از فرازهای کوتاه از چند روایت استفاده ی ابزاری و سیاسی می شود،

نوعی بی انصافی و تحریف محسوب می شود.

دلیل این که در گذشته اجازه نقل حدیث از مجتهدین صادر می شده، به

خاطر همین مسئله بوده است که افراد به خاطر مصالح شخصی و مطامع

سیاسی از احادیث سوء استفاده نکنند.


به عنوان مثال روایتی از امام رضا(ع) وجود دارد که ایشان می فرمایند:

«رَحِمَ اللّهُ عَبْدا اَحْیا أمْرَنا»

خداوند رحمت کند بنده ای که امر ما را احیا می کند.

فردی از حضرت سوال می پرسد، احیای امر شما چیست؟

حضرت در جواب می فرمایند:

«یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا و یُعَلِّمُها النّاسَ»

علوم ما را یاد بگیرد و به مردم یاد دهد

در ادامه حضرت رضا(علیه السلام) می فرماید:

«فَإِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنا لاَتَّبَعُونا»

پس اگر مردم زیبایی ها و محاسن کلام مارا بدانند از ما تبعیت می کنند

( میزان الحکمه جلد ۸)

این روایات در واقع ضرورت و اهمیت و حساسیت نقل حدیث را بیان

می کند، چون تبعیت مردم از حسن کلام نشات می گیرد و اگر کلام ناقص

باشد آن حسن را ندارد.


۳ دسته روایت درباره دلایل نباریدن باران

حسینی با بیان اینکه نباریدن باران از منظر روایات، دلایل مختلفی دارد،

افزود: در مورد نیامدن باران و خشکسالی ۳ گروه روایات داریم:

در گروه اول که تعداد بیشتری از روایات را شامل می شود، خود مردم

خطاب روایات هستند.

حضرت رسول اکرم (ص) می فرماید: هرگاه کم فروشی شود، خداوند

ایشان یعنی مردم را به خشکسالی و کمبود گرفتار می کند.

رسول خدا (ص) در حدیث دیگری می فرماید: هميشه امتم در خوشى و

خوبى باشند تا زمانى كه با هم دوستى كنند و بهم هديه دهند و امانت را

بپردازند و از حرام دورى كنند و از مهمان پذيرائى كنند و نماز را برپا دارند و

زكات را بدهند، چون‏ انجام ندهند گرفتار قحطى و خشكسالى شوند.

جلد شانزدهم بحار الانوار صفحه ۲۵۱

پيغمبر اكرم (ص)فرمود: هيچ مردمى عهدشكن نشدند مگر اينكه دشمن

آنها بر آنها مسلّط گرديد و هيچ قومى ظلم نكردند مگر اينكه كشتار در بين

آنها زياد شد. و هيچ قومى از پرداخت زكات امتناع نكردند مگر اينكه از آمدن

باران ممنوع شدند.

و در ما بين آنها عمل منافى عفّت و فحشاء ظاهر نشد مگر اينكه در ميان

آنها مرگ مفاجات شيوع پيدا كرد. و هيچ قومى كم فروشى نكردند مگر

اينكه به خشكسالى مبتلا شدند.

ارشاد القلوب - ترجمه طباطبايى صفحه ۲۸۳

گروه دوم حاکمان هستند که در جامعه کنونی ما روسای یک حکومت و

مناصب قضاوت را می توانیم در جایگاه حاکمان قرار دهیم.

حضرت رسول (ص) فرمود: هر گاه زمامدار ستم كند باران كم مى‏شود و هر

گاه اهل ذمّه را فريب دهند و نيرنگ بازى كنند دشمنانشان بر آنان آشكار

گردد و هر گاه كارهاى زشت و ناپسنديد آشكار شود زمين لرزه ايجاد شود

و هر گاه امر بخوبى و معروف و پيشگيرى از محرّمات كم شود محرمات

مباح شمرده شود همانا گناه بجاى ثواب و ثواب بجاى گناه قرار گيرد بعد

انديشه كنند پس از فكر و انديشه پشيمانى و بازگشت است.

نهج الفصاحه - مجموعه كلمات قصار حضرت رسول (ص) صفحه ۱۹۷

گروه سوم کارگزاران هستند که مصداقش همین کارمندهای دستگاه های

عمومی هستند.

امام رضا (ع) فرمود: چون زمامداران دروغ پردازند باران قطع مى‏شود، و

چون سلطان ستم كند پايه‏ هاى دولتش سست مى‏ گردد (و دولتش از 

چشم مردم مى‏ افتد)، و چون زكات داده نشود چهار پايان مى‏ ميرند.

منابع

۱.أمالی شیخ مفيد - صفحه ۳۱۱

۲. بحار الأنوار – جلد ‏۷۰ - صفحه ۳۷۴- باب ۱۳۸



توجه! خشکسالی همیشه بلا نیست

وی در ادامه توجه به چند نکته را ضروری دانست:

نکته اول: در مورد احادیث مذکور این است که، خشکسالی در زمان حاکم

اسلامی به منزله فساد شخص یا تمام بدنه نیست. برای پاسخ به این

مسئله شاهد مثال داریم؛ یکی از آنها اینست که در زمان حاکمیت خود

حضرت رسول اکرم (ص) و امیرالمومنین (ع) هم خشکسالی بوجود آمد.

همچنین لازم نیست تا همه بدنه حکومت فاسد باشد تا باران نبارد. نمونه

آن هم داستانی است که روایت آن موجود است: در زمان حضرت موسی

فقط یک نفر گناهکار در بین آن قوم بود و به خاطر آن شخص باران نمی آمد.

یعنی وجود یک شخص هم برای نباریدن باران کفایت می کند، لازم نیست

همه گناهکار باشند.

*نکته دوم: شاید خشکسالی و نیامدن باران در ظاهر و از نظر ما بلا باشد

با نگاهی عمیق تر به بطن ماجرا، نشان می دهد که نباریدن باران ممکن

است برای برخی نعمت باشد، برای برخی یک فرصت باشد، برای برخی

امتحان باشد و برای برخی عاملی جهت افزایش ظرفیت ها باشد. مثال آن

هم خشکسالی است که در زمان حضرت یوسف(ع) به‌ وجود آمد. آن

خشکسالی بلا نبود، برای بعضی ها نعمت بود چراکه از فرو دستی به

بالادستی آمدند و یا بالعکس.

بنابراین خداوند وقتی خشکسالی می آورد همیشه بلا نیست چه بسا این

خشکسالی نعمت باشد. مثل اینکه خشکسالی باعث شود ما به دنبال

پیدا کردن راهکارهایی باشیم که آب را در کشور صرفه جویی کنیم و بهتر

از آن استفاده کنیم.

*نکته سوم: تمام این ۳ گروه روایاتی که گفتیم می تواند دلیل نباریدن

باران باشد از طرفی می تواند هیچکدام آنها دلیل نباریدن باران نباشد.

یعنی می تواند در یک جامعه ای مردم خوب باشند، حاکمان خوب باشند،

کارگزاران خوب باشند، ولی باران نبارد. این می تواند به دلیل حکمت الهی

و ابتلای مردم باشد؛ یعنی خداوند برای ارتقا درجه یک جامعه و قومی

خشکسالی را به وجود آورد تا آنها ظرفیت های وجودی خود را افزایش

دهند.



حدیث زیر می تواند یک نمونه از این نکته باشد:

«وقتى پيامبر اكرم (ص) به مدينه هجرت كردند، اهل مدينه روز جمعه‏ اى

خدمت ایشان آمدند و از خشکسالی شکایت کردند كه درخت‏ها زرد شده و

برگها مى‏ ريزند. ایشان دست خويش را به دعا برداشتند با اينكه در آسمان

لكه‏اى ابر ديده نمى‏ شد به فاصله كمى باران باريدن گرفت به طورى كه

جوانان زورمند و توانا نيز براى رفتن به خانه خويش در اين باران سخت به

زحمت افتادند. بارش باران يك هفته طول كشيد. عرض كردند يا رسول الله!

ديوارها خراب شد و مسافران از سفر باز ماندند.رسول خدا(ص)خنديدند و

فرمودند: اين سرعت ملال فرزند آدم است، سپس عرض کردند:

"اللهم حوالينا لا علينا اللهم في اصول الشيح و مراتع البقع‏"

خدايا بر روى سر ما نبار باران را به اطراف ما ببار بر روى گياه بيابانها و

چراگاههاى اطراف.

باران در اطراف مدينه مى‏ باريد ولى يك قطره در مدينه نمى‏ باريد، 

به واسطه كرامت آن جناب در نزد خدا.»

(احتجاجات - جلد چهارم بحار الانوار صفحه ۲۸ بخش دوم)

*نکته چهارم: اینکه بايد دقت کرد شدت ضعف روایات به چه صورت است.

به طور مثال وقتی در مورد حاکم و ظلم حاکم روایات داریم عبارتی آمده با

این مضمون که باران کم می شود و نگفته باران قطع می شود.

اما در مورد کارگزاران عبارتی که بیان شده است که به معنی قطع شدن

بارش باران است. ولی وقتی روایات درمورد مردم یا جامعه است و آنجایی

که مردم کم فروشی می کنند خداوند عذابش خیلی گسترده تر می شود؛

یعنی خداوند هم خشکسالی می آورد و هم کمبود که نتیجه آن گرانی

هم می تواند باشد.

*نکته بعدی که در ادامه ی این نکات می توان به آن اشاره کرد روایتی از

 

امیرالمومنین (ع) است که می فرمایند:

إرْحَمْ تُرْحَمْ / نسبت به یکدیگر رحم کنید تا خداوند به شما هم رحم کند.

اَحْسِنْ یُحْسَنْ / به همدیگر نیکی کنید تا خداوند به شما خیر و برکت و

روزی برساند.

وقتی در جامعه مسلمین مردم به یکدیگر رحم نکنند و نیکی وجود نداشته

باشد خشم و غضب الهی هم مشمول همه ی آنها می شود.

خشکسالی در روایات آخرالزمان

این کارشناس مسائل فقهی همچنین به رابطه نشانه های آخرالزمان و

خشکسالی اشاره و خاطر نشان کرد: مسئله دیگری که باید مد نظر

داشت این است که ما در نشانه های آخرالزمان روایاتی داریم که از

خشکسالی می گویند. یکی از نشانه های ظهور حضرت حجت (عج)

خشکسالی است.

وی در پایان تاکید کرد: باید برای بررسی یک موضوع از منظر روایات

تمامی موارد را به طور کامل و در کنار هم در نظر بگیریم و نگاه منطقی

به این روایات داشته باشیم.

منبع:ایران اسلامی




تاریخ: دوشنبه 06 بهمن 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah
 
رحیمی از حلقه هاشمی تا حلقه انحرافی؛

تراکتور هایی که رحیمی براى«زنده با دهاشمی» به صف کرد  

چه کسی با وجود تخلفات به رحیمی قدر ومنزلت داد؟ 

اصولگرایان از بدو امر، نسبت به تخلفات رحیمی هشدار داده بودند اما
 
مداومت احمدی‌نژاد سبب شد تا رحیمی مدارج ترقی را یکی پس از دیگری
 
 
در دولت دهم طی کند و به سمت معاون اولی این دولت درآید.
 
گروه سیاسی مشرق - پرونده محمدرضا رحیمی، معاون اول دولت پیشین
 
 
به ایستگاه پایانی خود رسید. رحیمی از سوی شعبه 76 دادگاه کیفری
 
 
استان تهران به 15 سال حبس و دو میلیارد و 850 میلیون تومان رد مال
 
و یک میلیارد تومان جزای نقدی محکوم‌شده بود که شعبه 11 دیوان
 
عالی کشور به‌عنوان مرجع تجدیدنظر، حکم حبس وی را به 5 سال و 91
 
 
روز کاهش داد و رد مال و جزای نقدی را تائید کرد.

روند پیگیری پرونده رحیمی نشان می‌دهد که اصولگرایان از بدو امر

نسبت به فساد مالی و تشکیلاتی که در افعال رحیمی وجود داشت،

هوشیار بودند. در همین رابطه در خردادماه سال 1385 نمایندگان

مجلس وقت نامه‌ای برای عزل رحیمی که در آن زمان در سمت رئیس

دیوان محاسبات مشغول به کار بود، تهیه کردند. 

الیاس نادران، توکلی و عماد افروغ ازجمله چهره‌های سرشناس

اصولگرایی بودند که به افشای فساد اداری در بیمه ایران زیر نظر رحیمی

پرداختند و خواستار عزل وی شدند.[1] اما مداومت احمدی‌نژاد سبب شد

تا رحیمی مدارج ترقی را یکی پس از دیگری در دولت دهم طی کند و به

سمت معاون اولی این دولت درآید.

این در حالی است که اصلاح‌طلبان که همواره افعال خود را در راستای

منافع سیاسی خود هدایت می‌کنند، در این زمینه نیز با رویکردی متنفع

از سیاست جناحی خود و با سیاسی‌کاری در برخورد با مفاسد اقتصادی

عمل کرده و رحیمی را منتسب به جریان اصولگرایی می‌کنند و خواستار

آن هستند که هزینه کارنامه سیاه رحیمی را اصولگرایان بپردازند.

این در شرایطی است که نگاهی به تاریخ نشان می‌دهد که اصول‌گرایان

همواره نسبت به افعال رحیمی منتقد و معترض بودند و وی در دامان

جریان غیر رشد یافته و در زمان احمدی‌نژاد به دولت وی پیوسته است. او

البته یکی از خط قرمزهای کابینه دولت دهم محسوب می‌شد.

خدمات رحیمی به هاشمی

خدماتی که رحیمی به شخص هاشمی ارائه کرده است ازجمله مباحثی

در تاریخ دولت سازندگی است که مورداشاره اصلاح‌طلبان و اصولگرایان

و خاص و عام سیاسیون بوده است. بدین منظور فعالیت وی و نحوه

تعامل رحیمی با هاشمی چیزی نیست که بتوان آن را کتمان کرد تا جایی

که برخی از این خدمات که البته منشائی بعضاً متملقانه داشته است،

مثل‌های سیاسی شده است.

 

تراکتورهایی که رحیمی برای خوشامدگویی هاشمی به‌صف کرد

رزومه کاری رحیمی بعد از نمایندگی مجلس نشان می‌دهد که وی با تکیه‌

بر هاشمی توانست صاحب پست‌های مختلف سیاسی شود و بعدازآن نیز

به دولت احمدی‌نژاد پیوست. رحیمی در شهریور۱۳۷۲نمایندگی مجلس را

ترک کرد و به‌حکم وزیر دولت هاشمی، به استانداری کردستان منصوب

شد. رحیمی بعد از مدتی باروی کار آمدن دولت اصلاحات برکنار شد و

سالیانی چند مشاور عالی عبدالله جاسبی در دانشگاه آزاد بود. رحیمی

سرانجام در حکمی دیگر به ریاست دانشکده حقوق دانشگاه آزاد واحد

تهران مرکز رسید.

اینکه چطور رحیمی توانست خود را به هاشمی نزدیک کند روایت‌های

مختلفی وجود دارد اما یکی از این روایت‌ها مربوط به استقبال جالب‌توجه

وی از هاشمی است.

"محمد قوچانی " در مناظره با "عبدالرضا داوری " که به همت سازمان

جوانان حزب اسلامی کار برگزار شد، گفت: «احمدی‌نژاد در سال 79

رئیس ستاد انتخابات هاشمی بود درست درزمانی که خود ما مخالف

کاندیداتوری وی برای انتخابات وی بودیم و حتی به ذکر این مسئله

بپردازم که محمدرضا رحیمی که محبوب شما اصولگرایان و شخص

احمدی‌نژاد بود در جریان سفر آیت‌الله هاشمی به شهر کردستان

تراکتورها را به‌گونه‌ای طراحی کرد که وی در زمان حضورش در هواپیما

"زنده‌باد هاشمی " را از ارتفاع بالا ببیند. هاشمی جزو خوش‌فکرترین و

مدیرترین نیروهایی است که بعد از انقلاب پرورش پیداکرده و در مقاطع

حساس و حیاتی کشور را نجات داده است اما این به این معنا نیست که

هاشمی انتقادناپذیر است».[2]

مدیحه‌سرایی استاندار کردستان/ وقتی رحیمی، هاشمی را

«یوسف انقلاب اسلامی» خواند

اردیبهشت سال 1376 بود که علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی در قامت

رئیس‌جمهور پا به استان کردستان می‌نهد، استانی که استاندارش

محمدرضا رحیمی بود، در حاشیه سفر هاشمی رفسنجانی به کردستان

کتابی تحت عنوان «دیدار سردار سازندگی از کردستان، سرزمین عشق

و دوستی» منتشر شد که مقدمه این کتاب را محمدرضا رحیمی که

استاندار وقت کردستان بود نوشت.

رحیمی در این کتاب از سفر هاشمی رفسنجانی به کردستان با واژه‌هایی

همچون «اعجازآفرین» و «اعجاب‌برانگیز» یادکرده و حتی او را

«یوسف انقلاب اسلامی» خوانده است. این کتاب در سه هزار نسخه و از

سوی روابط عمومی وقت استانداری کردستان منتشرشده بود.

متن مقدمه کتاب «دیدار سردار سازندگی از کردستان، سرزمین عشق و

دوستی» که به قلم محمدرضا رحیمی به نگارش درآمده به شرح زیر است:

بسمه‌تعالی

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر/ یادگاری که در این گنبد دوار بماند

یکی از رخدادهای بی‌سابقه در تاریخ کردستان، سفر میمنت آثار ریاست

محترم جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به این

خطه از میهن اسلامی است که توصیف زیبایی‌ها و برجستگی‌های آن از

توان گفتار و نوشتار خارج است.

 

در این واقعه بسیار مهم و تاریخی، اتفاقات از سنخ رویدادهای مرسوم و

معمول دیدار دولتمردان مشهور دنیا از مناطق کشور خود یا کشورهای

دیگر نیست، بلکه مقوله‌ای منحصربه‌فرداست. آمیزه‌ای از عشق و محبت

و دلدادگی در هاله‌ای از نور ایمان و ایثار و جوانمردی است.

 

مهمان‌نوازی مردم کردستان در استقبال از رئیس‌جمهوری و محبوبشان

فراتر از روال طبیعی و به شکل افسانه‌ای تجلی می‌کند. آقای هاشمی

را محبوبی می‌پندارند که تنها یار نیست، یاور نیز هست. او را جانانه کرم‌

پیشه‌ای می‌انگارند که از کنعان انقلاب به مصر کردستان قدم می‌گذارد،

عاشقانه عزیزش می‌دارند و با تمام هستی خریدار محبتش می‌گردند. اوج

زیبایی این دلدادگی درحرکت غرورآفرین آن پیرزن سقزی تجلی می‌کند

که با تمام دارایی‌اش که در یک رأس بز خلاصه می‌شود، در صف خریداران

یوسف انقلاب اسلامی قرار می‌گیرد و اشک شوق از چشمان آقای

هاشمی جاری می‌سازد.

 

نکات قابل‌ملاحظه‌ای در لحظات دیدار حضرت ایشان از مناطق کردستان

وجود دارد که حقیقتاً جز در آثار اساطیری و مبالغه‌ها و اغراق‌های

شاعرانه تصور آن‌ها در باور هیچ‌کس نمی‌گنجد، مگر آنکه انسان خود بوده

و رأی‌العین مشاهده کرده باشد و حیرت و اعجاب و ناتوانی ما در ترسیم

آن عظمت‌ها از همین‌جا ناشی می‌شود. پیرمردی مریوانی خطاب به

رئیس‌جمهوری محبوب خود در حالی گریه امانش نمی‌دهد، می‌گوید:

«اگر فرزندی داشتم، ذبیح مقدمت می‌کردم.»


فرزانه‌ای بیان می‌کرد: «می‌توان مردم را مجبور به اجتماع کرد، اما

نمی‌توان به‌اجبار بر لبان آن‌ها خنده‌ای نشانید یا اشک شوقی از دیده‌ای

جاری ساخت» و شاهدان دیدند که آقای هاشمی بارها متأثر از ابراز

محبت‌های بی‌شائبه مردم وفادار کردستان اشک ریختند که وزیر محترم

کشور هم در نامه خویش خطاب به این‌جانب بدان اشاره نموده‌اند.

در بعد سیاسی هم‌سفر آقای هاشمی به کردستان اعجازآفرین و

اعجاب‌انگیز است. استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا جهان خوار توسط

ایادی مزدورش در منطقه از ماه‌ها قبل با به‌کارگیری تمامی امکانات

تبلیغی خود و با بهره جستن از رادیو بی‌بی‌سی و صدای آمریکا و رادیو

رژیم صهیونیستی و ... تلاشی مذبوحانه کردند تا به‌زعم باطل خودشان

را از حضور درصحنه منفعل سازند اما مردم حق‌شناس کردستان قهرمان

این ایرانیان رشید و میهن‌دوست که شاهد و ناظر خدمات گسترده و

بی‌نظیر دولت خدمتگزار جناب آقای هاشمی در کردستان بوده و هستند و

آن را در تاریخ دیارشان بی‌سابقه می‌دانند، با استقبال بی‌مانندشان از

دلاور مرد میدان‌های جهاد و سازندگی چنان شوری آفریدند که گرمی و

حرارتش دوستان را به وجد آورد و غلغله درجانشان انداخت و دشمنان را

پروبال بسوزاند و آتش حسرت بر روانشان زد. اگر بگویم طومار دشمنان

کردستان برای همیشه درهم پیچید، مبالغه نکرده‌ام و اقرار کارشناسان

سیاسی نیز مؤید همین مطلب است.

از دیگر دستاوردهای شیرین این سفر مبارک آثار و برکات مترتب بر آن

است که چشم‌انداز توسعه و ترقی استان کردستان را فروزان نموده و

تبدیل آن به یک استان برخوردار در آینده‌ای نزدیک را میسر ساخته است.

اگر بخواهم با زبان اعداد و ارقام سخن بگویم، قطعاً در حوصله این نوشتار

که مقدمه‌ای بر سفرنامه معظم له به این بخش از میهن اسلامی است،

نمی‌گنجد، فلذا دامن سخن فرا می‌چینم و به‌عنوان حسن ختام از درگاه

ایزد متعال عاجزانه مسئلت می‌نمایم که دولت کریمه اسلامی و رهبری

عظیم‌الشأن انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای دامت‌برکاته

و تمامی خدمتگزاران صدیق این نظام الهی بویژه شخصیت ممتاز جهان

اسلامی سردار دلاور سازندگی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

را در کنف حمایت خویش قرار دهد.

«اللّهُمَ وفّقنا لَمّا تُحبُّ و تَرضی»

محمدرضا رحیمی

استاندار کردستان»[3]


 

کابینه‌ای که دو مفسد اقتصادی داشت

کابینه هاشمی رفسنجانی دو فرد جنجالی ازنظر اشتغال به افساد

اقتصادی داشته است. کرباسچی که هنوز هم یار غار هاشمی و به‌عنوان

دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی، حزب نزدیک به هاشمی در حال

فعالیت است و از سوی دیگر محمدرضا رحیمی که در دولت دهم به‌عنوان

معاون اول احمدی‌نژاد منصوب شد.

جالب اینجاست که رحیمی از هاشمی در مقابل انتقادها نسبت به حمایت

وی از کرباسچی پشتیبانی کرده است. پشتیبانی که بعضاً حالت

چاپلوسانه آن بر وجوه دیگر آن می‌چربد. رحیمی دراین‌باره در پاسخ به

یکی از نمایندگان مجلس با ادبیات جالب‌توجهی می‌نویسند: 

«برادر گرامی باید بدانیم هاشمی، هاشمی است ولو اینکه در خانه

بنشیند. او در هر جا باشد بدان اعتبار می‌بخشد و یا هر جای دیگر که:

(شرف‌المکان بالمکین)»[4]

جدایی از حلقه هاشمی و پیوستن به باند جریان انحرافی

حضور رحیمی در دولت احمدی‌نژاد نیز بدون حاشیه نبود. رحیمی پس‌از

اینکه به ریاست دیوان محاسبات کشور منصوب شد، یکی از مسئولان

اخراج شده شرکت بیمه ایران را که با توصیه یک‌نهاد امنیتی اخراج

شده بود، به‌عنوان بازرس همان شرکت بیمه تعیین کرد. درنتیجه

گزارشی که به دست احمدی‌نژاد رسید، حاوی اطلاعات غلطی درباره

این شرکت بود که باعث شد تا وی دستور برکناری مدیرعامل و تمام

اعضای شرکت بیمه ایران را بدهد.

 

از همین زمان بود که نمایندگان مجلس شورای اسلامی وقت نسبت به

فساد مالی و اداری رحیمی معترض شدند.[5]

در دی‌ماه 1388 برخی از رسانه‌ها نوشتند: «یک چهره جنجالی و مسئول

که دارای اتهامات متعدد فساد مالی و سیاسی است و در حال حاضر

دارای مسئولیت است، متهم به همکاری و شراکت با یک باند فساد مالی

در بیمه شهرستان کرج است.»[6]

سرانجام نمایندگان مجلس در اسفند 1388 (216 نفر) و فروردین 1389

(233 نفر) دو نامه خطاب به رییس قوه قضائیه در مورد پیگیری فساد

اقتصادی نوشتند.

الیاس نادران هم در حاشیه جلسه علنی مجلس شورای اسلامی در روز

17 فروردین 1389 درباره این نامه گفت: «آقای رحیمی رئیس حلقه فساد

در خیابان فاطمی است که نسبت به جمع آوری منابع از محل منابع

فاسد و توزیع آن تصمیم‌گیری می‌کرده است و اکنون تقریباً همه اعضای

این شبکه فاسد اقتصادی در خیابان فاطمی دستگیرشده‌اند الا معاون

اول فعلی رئیس‌جمهور.»

با ورود قوه قضائیه به این مسئله موج موضع‌گیری‌ها جهت تطهیر رحیمی

از سوی حلقه انحرافی آغاز شد. اسفندیار رحیم مشایی در این روند

اسفندیار رحیم مشایی در حاشیه نشست تخصصی دستاوردهای

همایش ایرانیان خارج از کشور در پاسخ به این سؤال که با توجه به

اعلام نام محمدرضا رحیمی معاون اول رئیس‌جمهور به‌عنوان متهم از

سوی حجت‌الاسلام اژه‌ای آیا تغییری در این راستا از سوی رئیس‌جمهور

صورت خواهد گرفت یا خیر، گفت: «من فکر می‌کنم آقای رئیس‌جمهور

خیلی سفت‌تر شدند که در این کار، ایشان باشند.»

همچنین دو روز بعد از سخنان سخنگوی دستگاه قضا،‌ رحیمی گفت:

«تا احمدی‌نژاد هست، من معاون اول هستم.» و تمام این اظهارنظرها

حاکی از درگیری بین دولت و دستگاه قضا بود.

 

به هر جهت قوه قضائیه بعد از بررسی‌های صورت گرفته رحیمی را محکوم

اعلام کرد و حکم به 5 سال و 91 روز حبس و رد مال و جزای نقدی رحیمی

داد. در این میان آنچه مشخص است مداومت اصولگرایان در جریان

پیگیری پرونده رحیمی است. این در حالی است که برخی از اصولگرایان

در این زمینه حتی محتمل برخی هزینه‌ها و برخوردهای سیاسی از جانب

افراد متنفع این ماجرا بودند. 

گرچه باید این موضوع را در حوزه خود یعنی فساد اقتصادی مورد

توجه و بررسی قرارداد تا با قرار گرفتن در جریان اصلی امور پیگیری‌های

لازم انجام گیرد؛ اما سیاسی‌کاری برخی از گروه‌های سیاسی در این روند

که یکی متنفع این ماجرا بود (جریان اصلاحات) و دیگری به جهت تطهیر

خود اقدام به سم‌پاشی افکار عمومی کرد (جریان انحرافی) و به سبب

اینکه وی در سمت معاون اول دولت قبل مشغول به کار بوده است، بعد

سیاسی نیز یافته و پرونده‌ای سخت از این نظر بود که به نظر می‌رسد

که با حکم قوه قضاییه در جریان اصلی قضایی خود قرارگرفته است و در

آینده نزدیک باید شاهد اجرای حکم مزبور باشیم.

[1] http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1111232

[2] http://www.yjc.ir/fa/news/4846555

[3] http://www.asriran.com/fa/news/224312

[4] http://www.parsnews.com/ 3/254373-

[5] http://afrough.mihanblog.com/post/103

[6] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931102000913




تاریخ: دوشنبه 06 بهمن 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah
 
شش بهمن سالروز حماسه غرور انگيز مردم آمل 
 
6بهمن 1360 مصادف است با قيام مردم شهرستان آمل عليه
 
كمونيست‌ها كه با طرح و نقشه‌ قبلي و تصرف شهر به شهر در
 
صدد براندازي نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران بودند؛ غافل از
 
 
اينكه مردم آمل همانند قيام ميرزا كوچك خان جنگلي وقتي پاي
 
حفظ وطن پيش بيايد، كوچك‌ و بزرگ، پير و جوان، همه دست در
 
دست هم مي‌دهند و در برابر مزدوران داخلي و خارجي
 
مي‌ايستند.
 
 
 
سی و سومین سالروز حماسه ششم بهمن شهرستان
 
هزار سنگر آمل را گرامی می داریم.

 قيام مردم آمل در سال 1360 از همين دست بود كه به پيروزي

رسيد. مردم آمل كه با ساختن هزاران سنگر در برابر كمونيست‌ها

ايستاده بودند، نام شهرشان را در تاريخ اسلام «شهر هزار سنگر»

ثبت كردند. 

شرح شب و روز واقعه 

بيش از 100 نفر از اعضا و كادرهاي اتحاديه كمونيست‌هاي ايران تحت

عنوان«سربداران جنگل»شبانه وارد آمل شدند تا اين شهر را با استفاده

از اصل غافلگيري و با لباس‌هاي نظامي تحت عنوان طرح عمليات

«اسب تروا» تسخير كنند. مهاجمان بر اين تصور بودند كه مردم آمل با

شنيدن صداي شليك تير و درگيري به آن‌ها خواهند پيوست و در ادامه،

ساير شهرها نيز قيام خواهند كرد و يك قيام سراسري شكل خواهد

گرفت و كشور و انقلاب از خطر انحراف به دامان امپرياليسم نجات خواهد

يافت! 

ساعت 45/23 دقيقه شب پنجم بهمن 1360 آخرين ساعات روز دوشنبه

«گروه اتحاديه كمونيست‌ها» با شليك يك موشك آرپي‌ جي هفت و صداي

رگبار و تيراندازي به شهر حمله كردند و در ميان سازماندهي‌هاي خود در

حمله به شهر يك اكيپ را مأمور كرده بودند تا با مردم آمل صحبت كنند و

آن‌ها را قدري در قيام دخالت دهند. پنج تيم 20 نفره مأمور حمله به آمل و

تصرف آن شدند. 

مردم به همراه نيروهاي سپاه تحت فرماندهي قرارگاه حضرت ابوالفضل(ع)

بسيج شدند تا از شهر دفاع كنند. دستور مقاومت و فراخواني نيروهاي

بسيج صادر شد، غيرت اسلامي مردم به آن‌ها اجازه نمي‌داد كه شهرشان

حتي براي چند ساعت در اختيار كمونيست‌ها باشد. مردم آمل به صورت

خودجوش و با شور و اشتياق كار سنگر سازي، تداركات، امداد رساني

و شناسايي دشمن و همكاري‌هاي اطلاعاتي را انجام مي‌دادند و 

نیروهای مسلح فقط تيراندازي مي‌كردند. 

در پي تدابير عملياتي سپاه تا ساعت 10 صبح دشمن در بسياري از

حمله‌ها عقب‌نشيني كرد و در منطقه آسپه كلا تجمع نمود. درگيري تا

ساعت يك بعد از ظهر ادامه داشت كه با پخش خبر كشته شدند كاك

اسماعيل فرمانده كل عمليات كمونيست‌ها، سازمان دشمن به هم ريخت.

نيروهاي مهاجم با استراتژي«قيام فوري» قصد داشتند تا بر شهر آمل

و سپس شهرهاي ديگر مسلط شوند ، اما مردم آمل به جاي حضور در

«قيام فوري» اتحاديه كمونيست‌ها اقدام به «واكنش فوري» در برابر

آن‌ها كردند. 

هزار سنگر 

در صبح روز 6 بهمن 1360 مردمي كه عاشق اسلام و انقلاب بودند به

محض شنيدن خبر، از روستاهاي اطراف خود را به آمل رساندند و در طول

كم‌تر از 2 ساعت تمام شهر سنگر بندي شد. 

در اين قيام مردمي 40 نفر از جوانان و مردم آمل به درجه رفيع شهادت

نايل گشتند و در مقابل 60 تن از ضد انقلاب‌ها كشته شدند و گروهي نيز

به اسارت گرفته شدند. 

با توجه به تئوري کمونيست ها مبني بر حمايت از قشرهاي محروم کارگر

و کشاورز و آگاهي توده هاي محروم توسط روشنفکران اين تهاجم باطل

بودن اين انديشه را با توجه به دفاع مردم محروم اين منطقه از اسلام و

نظام به خوبي نشان داد. از سوي ديگر ماهيت افراد اين گروه که از

طبقات برخوردار جامعه بوده، عدم شناخت آنان از قشر محروم جامعه را

مي رساند.

 همچنين نوع برخورد آنان در اين عمليات نظامي در رودررويي با مردمي

که داعيه حمايت از آنان را داشتند و شکنجه، آزار و به شهادت رساندن

افراد، ماهيت اين گروه را نمايان ساخت. 

در اين زمينه سازمان اسناد انقلاب اسلامي کشور کتابي با عنوان

«اسناد اتحاديه کمونيست هاي ايران در واقعه آمل» ضمن ارائه

اسنادي از اعترافات اعضاي اتحاديه کمونيست ها در حين بازجويي،

اسناد دادستاني و ساير مدارک موجود به معرفي آنان که هم اکنون در

خارج از کشور نيز به فعاليت هاي خويش ادامه مي دهند پرداخته است . 

انتهاي خبر // پایگاه خبری پلیس ایران




تاریخ: دوشنبه 06 بهمن 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah

افراطی های معاند  در لوای اعتدال ؛ 

اسم رمز جدید"سابقون انقلاب" برای فتنه جدید!!!

مردم چشم وگوش به رهبری نظام دارند نه کس دیگر !! 

هشدارنیوز سیاسی - اکنون که فقط خواص اصلاح طلب وبا اهداف

انتخاباتی  وفریب مردم وارد مقوله جمع نمودن "سابقون انقلاب"

ودلجویی از انان اقتاده اند!!

هشدارنیوز سیاسی - اکنون که فقط خواص اصلاح طلب وبا اهداف

انتخاباتی  وفریب مردم وارد مقوله جمع نمودن "سابقون انقلاب" ودلجویی

از آنان اقتاده اند!! بد نیست بدانند ،سابقون انقلاب روی چشمان ملت جای

دارند اما دو شرط را نباید فراموش نمود که 1- سابقونی که بعد از انقلاب

به دنیا طلبی ،اعزام فرزندان خود به خارج از کشور برای تحصیل و خوش

گذرانی ، بالا کشیدن اموال ملت وانقلاب و عدم حضور رودر رو در تقابل با

دشمنان تا بن دندان مسلح که به جنگ مردم انقلابی وبی دفاع امده بودند

یا تعدادی با فرار از کشور وتسلیم قدرت های ضد مردمی ایران شدند و...

مد نظر آقایان است ؟!!    2- یا سابقون سیاسی کار ، خلاف کار و وضد

مردمی وخائن به نظام ومملکت که نمود ضد مردمی آن را در فتنه های

78 و88 وضربه های غیر قابل انکار آن را در به کشور دیدیم . 

البته اینکه تئوری پردازی غربگرایانه اصلاح طلبان به مراتب از برنامه

ریزی های اصول گرایان وارزشی های هزینه داده مردم ایران بیشتر است

شکی نیست ، اما واقعیت ماجرا را باید اینها"اصلاح طلبان" در نظر بگیرند

که در کشور ما اصل منویات الهی حضرت آقا ، سید علی مظلوم است که

می تواند راهگشا ،وحدت آفرین  وبدون خش خاشاک ،وپی گیری اینگونه

امور نه تنها موجب نزدیکی دل های انقلابیون به قول  آقایان ، در عرصه

سیاسی کشور نمی شود که  ضد ونقیض گویی وتناقضات آشکار این

جریان فریب خود مهمترین عامل ایجاد تفرقه وچند دشستگی خواهد بود .

 همان امام خمینی"ره" که همیشه فقط استفاده ابزاری نامش برای این

عده ، نقل مجلس میدانی شان است ، مگر نفرموده است :من به همه

ملت، به همه قوای انتظامی، اطمینان می دهم که امر دولت اسلامی،

اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملکت نخواهد وارد

شد.(صحیفه امام، ج 10، ص: 58) 

اینکه سابقون انقلابی ،آنهایی که پای اصول ماندند ودنیا فریبشان نداد ،

تمام دنیا را برای خود وخانواده خود نخواستند واز راهی که با امام شهدا

شروع نمودند بر نگشتند و هم اکنون نیز به راه حانشین صالح امام حضرت

امام خامنه ای سمعا وطاعتا با قی مانده اند ، با محوریت امام جامعه ، نه

تنها اشکالی ندارد که بسیار مهم ومثر است ، اما سؤال اینجاست

سابقونی که مد نظر آقایان است ، چه کسانی هستند ؟!!  آیا مگر غیر از

ا ین است که همین خواصی که به صورت هماهنگ این اسم رمز را برای

ایام پیروزی انقلاب دهه فجر  طراحی نموده وبه صورت هماهنگ

رسانه ای کرده اند ،هدف غیر سیاسی وصرفا وحدت آمیز دارند ؟! که در

حقیقت شک بر انگیز است وبطور حتم در صدد فتنه ای دیگر هستند . 




تاریخ: دوشنبه 06 بهمن 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah

امام هادی(ع) به یکی از اهالی ری که از زیارت حسین ابن علی (ع) 

از کربلا بازگشته بود فرمودند: «اگر قبر عبدالعظیم (ع) در " ری " 

را زیارت می کردی مانند آن بود که حسین (ع) 

را در کربلا زیارت کرده باشی.  

 

هر کس شود به خاک ری از معرفت مقیم

باشـــــد پناه مـــرحمت سیّدالکـــــریم

از بــــس که صحــــن و گنبــد او با صفا بُوَد

گویا که از بهشت برین می‌رســد نسیم

باشــــند عـــرشیان به طـــواف مــــزار او

هستند قدسیان همه بر درگهش مقیم

 

از تفحص در زندگانی حضرت عبدالعظیم(ع) معلوم می‌شود که ایشان در

زمان خود، از پرهیزگاران و عابدان و از متقین و ابرار به شمار می‌رفته‌اند،

و از جهت خلوص عقیده و قلب روشن و اعتقادات درست و صحیح، مورد

توجه ائمه اطهار (علیهم‌السلام) بوده‌اند.

حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) فرزند عبدالله بن علی، از نوادگان

حضرت امام حسن مجتبی (ع) است و نسبش با چهار واسطه به

آن حضرت می‌رسد.

ولادت با سعادت حضرت عبدالعظیم (ع) در سال 173 هجری قمری در

شهر مقدس مدینه واقع شده است و مدت 79 سال عمر با برکت ایشان،

با دوران امامت چهار امام معصوم، یعنی امام موسی کاظم (ع)،

امام رضا (ع)، امام محمدتقی (ع) و امام علی النقی (ع) مقارن بوده است.

محضر مبارک امام رضا (ع)، امام محمد تقی (ع) و امام هادی (ع) را درک

کرده‌ و احادیث فراوانی از آنان روایت کرده‌اند.

حضرت عبدالعظیم الحسنی (ع) از دانشمندان شیعه و از راویان حدیث

ائمه معصومین (علیهم‌السلام) و از چهره‌های بارز و محبوب و مورد اعتماد،

نزد اهل بیت عصمت (علیهم‌السلام) و پیروان آنان بودند و در مسایل دین،

آگاه و به معارف مذهبی و احکام قرآن، شناخت و معرفتی وافر داشتند.

ستایش‌هایی که ائمه معصومین (علیهم‌السلام) از وی به عمل آورده‌اند،

نشان‌دهنده شخصیت علمی و مورد اعتماد ایشان است.

حضرت عبدالعظیم (ع) می‌فرمایند: روزی به خدمت حضرت امام
 
 
محمدتقی (ع) رسیدم و این گفتار دلنشین را از امام شنیدم که فرمود:
 
دیدار دوستان آرامش و سلامت عقل را در پی دارد، اگر چه دیداری کوتاه
 
باشد.

افق فضل و شرف را قمری پیدا شد

یا که در طور ولایت شجری پیدا شد

باز از بحر ولایت گهری پیدا شد

نخل سرسبز ولا را ثمری پیدا شد

درسماوات و زمین جشن عظیم است امشب

عید میلاد کریم ابن کریم است امشب

در ریاض علوی سرو روان این پسر است

نجل مولای کریمان جهان این پسر است

بهترین زاده ابناء جهان این پسر است

فخر دین ، قبله دل ، کعبة جان ، این پسر است

اوست سروی که بود دامن هستی چمنش

صلوات همه بر حُسن حَسن در حَسنش

اهل فضل و شرف و علم زعیمش خوانند

خیل عبّاد همه عبد عظیمش خوانند

صاحبان کرم و جود کریمش خوانند

آیت رحمت رحمان و رحیمش خوانند

اوست ماهی که بر ابناء زمان می تابد

نورش از ری به همه خلق جهان می تابد

قامتش سرو و لبش کوثر و رویش ماه است

زائر مرقد او زائر ثارالله است

حرمش کعبه آمال دل آگاه است

حَسنی حُسنش بر خلق چراغ راه است

خاص و عامند ز هر سوی رهین کرمش

دل صد قافله سر گرم طواف حرمش

نعمت سایة این دسته گل عترت را

بر شما داده خدا این شرف و رفعت را

اهل ری قدر بدانید چنین نعمت را

فیض همسایگی تربت آن حضرت را

بال جبرئیل زده سایه به بام و درتان

این شما ، این حرم زادة پیغمبرتان

یا حجاز است و بُوَد کعبه جاویدانش

جان من ، جان همه خلق جهان قربانش

ری سپهر و حرم اوست مه تابانش

برتر از عرش بُوَد بارگه و ایوانش

دوست دارم که شب و روز ز لطف وکرمش

پر زند مرغ دلم یکسره سوی حرمش

آیه وحی در این خانه کتابت دارد

زیر این قبّه دعا کن که اجابت دارد

زائر او به خدا فیض قرابت دارد

درو دیوار حرم نقش نجابت دارد

ماه صد انجمن اینجاست خدا می داند

آفتاب حسن اینجاست خدا می داند

خاک درگاه تو بر درد دل خسته شفاست

سر به خاک حرمت گر نگذاریم جفاست

ای گل باغ حسن عطر تو بر روح صفاست

کرم و جود تو بر ما به عیان و به خفاست

«ما به این در، نه پی حشمت وجاه آمده ایم»

«از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم»

حُسن پیدای حَسن سرّ نهان حسنی

بلکه جانان همه خلق و تو جان حسنی

تو به باغ دل ما سرو روان حسنی

نخل طاها و گل عطر فشان حسنی

ما به خاک حرمت روی نیاز آوردیم

حاجت خویش به درگاه تو بازآوردیم

عصمت فاطمه و عزّت حیدر داری

تو مقام از سخن مدح فراتر داری

تو عطا و کرم آل پیمبر داری

ز حسین و ز حسن جلوه دیگر داری

جان به قربان تو ای سیّد پاکیزه سرشت

شهرری ازتو بهشت است بهشت است بهشت

به تو و عزّت آباء کرامت سوگند

به خدا و به رسول و به امامت سوگند

به جلال و به کمال و به مقامت سوگند

به نماز و به قعودت ، به قیامت سوگند

تو که سایه به سر خلق دو عالم فکنی

چه شود گر نگهی جانب «میثم» فکنی

غلامرضا سازگار(میثم)




تاریخ: یکشنبه 05 بهمن 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah

نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی

در پی حوادث اخیر فرانسه:

درباره‌ انگیزه‌های سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام کاوش کنید

لزوم شناخت مستقیم و بی‌واسطه از دین اسلام

در پی حوادث اخیر فرانسه و انتشار تصاویر توهین آمیز به مقدسات

اسلامی در یک نشریه فرانسوی، و تشدید جریان ضد اسلامی و اسلام

هراسی از سوی مقامات و رسانه‌های غربی، حضرت آیت الله خامنه‌ای

رهبر معظم انقلاب اسلامی،نامه مهمی خطاب به جوانان در اروپا و 

آمریکای شمالی مرقوم کردند. این نامه به زبان انگلیسی منتشر شد و 

متن ترجمه فارسی آن به شرح زیر است:

بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم

به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی

مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما

جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما

را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در

دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و

هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان

شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر

صداقت و درستی جدا کرده‌اند.

سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و

چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ

یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی

صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده

شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای

طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد.من در اینجا نمیخواهم به«هراس‌های»

گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود

با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در

تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با

دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از

برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر

رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از

خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت

و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز

سرافکندگی میکنند.

این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از

این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از

روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری

چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در

وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا

در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی،

از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟

شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»،

زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من

میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌

پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته

است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در

حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم

برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از

اسلام، تأمین می گردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی

انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.

خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات

منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست

آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن

میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که

برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید

این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما

شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود

را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع

اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی

پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم

بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا

تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و

اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از

منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام،

چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی

و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟

من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین

شما و واقعیّت،سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه

را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را

شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور

کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر

کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش،

پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش

طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند

پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش

در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌

های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح

و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌

پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام

را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

سیّدعلی خامنه‌ای

1/بهمن/1393




تاریخ: شنبه 04 بهمن 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah

ملک عبدالله در حال نوشیدن شراب با جرج بوش


پیام هاشمی رفسنجانی در پی مرگ دیکتاتور عربستان

پیام تسلیت هاشمی خطاب به ملک سلمان

هاشمی:از خداوند برای آن فقید رحمت

واسعه مسئلت می‌کنم




تاریخ: شنبه 04 بهمن 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah
امام زمان(عج) در کلام حضرت سیدالشهدا(علیه السلام)
 
 
سنت هایی از پیامبران الهی که در امام زمان(عج) وجود دارد
 
در قائم ما عليه السلام سنت هابي از پيغمبران موجود است:سنتي از نوح
 
عليه السلام وسنتي از ابراهيم عليه السلام وسنتي از موسى عليه السلام
 
 
وسنتي از عيسى عليه السلام وسنتي از ايوب عليه السلام وسنتي از
 
محمد(صلی الله علیه واله وسلم).
 
در کتاب "کشف الغمّة ج 2 ص 522" در مورد نشانه هایی که از پیامبران
 
 
الهی در وجود نازنین حضرت حجت بن الحسن العسکری
 
 
(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمده است:
 
عن الحسين عليه السلام قال: « في القائم منّا سنن من الأنبياء، سُنّة من
 
نوح عليه السلام، وسُنّة من إبراهيم، وسُنّة من موسى  عليه السلام،
 
 
وسُنّة من عيسى عليه السلام، وسُنّة من أيّوب عليه السلام، وسُنّة من
 
 
محمّد صلَّى الله عليه وآله وسلَّم، فأمَّا من نوح عليه السلام فطول العمر،
 
وأمَّا من إبراهيم فخفاء الولادة واعتزال الناس، وأمَّا من موسى فالخوف
 
والغيبة، وأمَّا من عيسى عليه السلام فاختلاف الناس فيه، وأمَّا من أيّوب
 
 
فالفرج بعد البلوى، وأمَّا من محمّد صلَّى الله عليه وآله وسلَّم فالخروج
 
بالسيف»
 
حضرت سيد الشهداء امام حسين عليه السلام فرمود: در قائم ما
 
عليه السلام سنت هابي از پيغمبران موجود است: سنتي از نوح
 
عليه السلام وسنتي از ابراهيم عليه السلام وسنتي از موسى
 
 
عليه السلام وسنتي از عيسى عليه السلام وسنتي از ايوب
 
عليه السلام وسنتي از محمد عليه السلام اما از نوح عليه السلام طول
 
 
عمر واز ابراهيم عليه السلام پنهان بودن ولادت وعزلت گزيني از مردم
 
واز موسى عليه السلام ترس وغائب بودن واز عيسى عليه السلام
 
اختلاف مردم درباره ي او واز ايوب عليه السلام فرج بعد از گرفتاري واما
 
از محمد صلَّى الله عليه وآله وسلَّم با شمشير خروج کردن.
 
این مطلب در کتاب های "إثبات الهداة ج 3 ص 466 و کمال الدين
 
وتمام النعمة ص 338 نیز آمده است.



تاریخ: پنج‌شنبه 02 بهمن 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah
 
 
به نظر می‌رسد، اصلاح‌طلبان با لجاجت و بعضاً عنادی که در طرح ادعای
 
فتنه‌گران دارند و با وجوداینکه به‌طور هدفمند سعی دارند خود را در
 
چارچوب نظام قرار دهند، راه نهضت آزادی را طی می‌کنند.
 
 
 
همایش اصلاح‌طلبان در نوع خود فرصتی برای عرض اندام این جریان
 
سیاسی بعد از مدت‌ها بود. جریان سیاسی که در این برهه حساس چشم
 
به انتخابات مجلس شورای اسلامی البته با تبصره حداقلی دوخته است.

ترکیب سخنرانان همایش به‌گونه‌ای چیده شده بود که افراد شاخص هر

یک از گروه‌های سیاسی در این همایش به ابراز نظرات خود بپردازند اما

همین موضوع نشان‌دهنده نوع ترکیب اعضای شرکت‌کننده همایش نیز

هست که بدون حضور کارگزاران و همچنین کم‌فروغی حضور تندروها،

همراه بود.

اما باوجوداینکه اصلاح‌طلبان سعی داشتند خود را اعتدال گر نشان دهند

و در یک پروژه رسانه‌ای با تیتر «پیوند مبارک اعتدال و اصلاح‌طلبی» به

استقبال این همایش رفتند، اما برآیند سخنان شرکت‌کنندگان این همایش،

ادامه ادبیات فتنه 88 همراه با کلیدواژه رفع حصر و صیانت از آراء بود.

این درحالی است که اصلاح‌طلبان سعی دارند با ریل‌گذاری جدید خود را

داخل نظام توصیف کنند اما همایش هفته گذشته نشان داد اصلاحات از

فتنه 88 به بعد و به تعبیر و نگاهی دیگر، از تحصن در مجلس ششم، از

دایره نام خارج شده است و نظام اسلامی به این جریان به‌عنوان تفکر

برانداز و مخرب نگاه می‌کند.

در همین راستا وقتی فاطمه راکعی، یکی از فعالان سیاسی

اصلاح‌طلب سخنان خود را با درخواست رفع حصر سران فتنه آغاز کرد

و گفت: «حل مسئله حصر از شخصیت‌های شریف و بزرگ که مایه

افتخار و الگوی راستین زن معاصراند یعنی زهرا رهنورد آرزوی ماست و

همچنین آرزوی رفع حصر چهره‌های گرانقدری همچون محسن

میردامادی و مصطفی تاج‌زاده و دیگر بزرگان را داریم»، قلی‌زاده دبیر

همایش اصلاح‌طلبان در تذکری به راکعی، گفت:«لطفاً در چارچوب همایش

صحبت کنید و شما باید در مورد موضوعاتی پیرامون زنان که به ما ارائه

 کردید، سخنرانی کنید.»

پاسخ راکعی در این زمینه جالب توجه است. این فعال اصلاح‌طلب در

پاسخ به دبیر همایش، گفت: «مگر من چه چیزی گفتم؟ ما آرزوی آزادی

در پناه قانون را داریم و آرزوی سوم من داشتن مجلسی در پناه قانون

است، یعنی مجلسی که قانون‌گذار باشد.»[1]

محسن رهامی،رئیس کمیته انتخاباتی شورای هماهنگی اصلاحات یکی

دیگر از سخنرانان بود که در همین راستا بیان داشت: «اگر مجلس اصلاح

شود، نظام اصلاح می‌شود ضمن اینکه هیچ مقامی حق انحلال مجلس را

ندارد.»[2]

پروژه وارد شدن به چارچوب نظام با برگزاری یک همایش که آن را

تلفیقی از اصلاح‌طلبی و اعتدال‌گرایی نام گذاشتند، در سخنان سخنرانان

نمود دیگری پیدا کرد و ریل‌گذاری برای ورود به‌نظام با تأکید به ادعاهای

فتنه گران به بیراهه هدایت شد.

این ریل‌گذاری و در راستای هدف اولیه همایش در سخنان سخنرانان دیگر

نیز نمود داشت.

در همین زمینه حجت‌الاسلام عبدالواحد موسوی لاری وزیر کشور دولت

اصلاحات بابیان اینکه تحلیل من از این اجتماع و حضور این است که برگزار

کنندگان و متولیان امر برگزاری این نشست خواستند بر یک اصل تأکید

کنند و آن اینکه جریان اصیل اصلاحات خود را در متن نظام اسلامی دیده و

برای تحقق آرمان‌های والای این نظام اعلام حضور می‌کند، گفت:

«اصلاحات هرچند ناملایماتی بر سر راه داشته، اما در جهت بهره‌گیری از

توان و ظرفیت عمومی جامعه تلاش خواهد کرد و می‌کوشد تا ناملایمات

برطرف شود و مسیر حرکت جامعه یک مسیر عقلانی صحیح و منطبق بر

قوانین موضوعه کشور باشد.»[3]

هادی خامنه‌ای نیز بابیان اینکه کسی حق ندارد اصلاحات را خارج از نظام

بداند، گفت: «اصلاحات بر مبنای اسلام اصیل بناشده و بنابراین همه ما در

درون نظام هستیم و امیدواریم دایره اصلاحات با تأکید بر فعالیت فرهنگی

به‌جای حاشیه پردازی بر ارزش‌های اصلاح‌طلبی تأکید کند.»

واکنش‌ها به برگزاری این همایش نشان داد که اهدافی که اصلاح‌طلبان

برای پوشاندن موضوع دنبال می‌کنند، توفیقی نداشت و حامیان فتنه با

برگزاری یک همایش که در آن ادعاهای گذشته فتنه‌گران به‌طور مکرر

مطرح می‌شود، نمی‌توانند گذشته خود را تطهیر کنند و در این جهت

بایستی به درس‌های تاریخ انقلاب نیز رجوع نمایند به‌ویژه سرنوشت

نهضت آزادی در نظام جمهوری اسلامی ایران که کار را به‌جایی رساند

که امام خمینی (ره) در پاسخ به استفتاء وزیر وقت کشور، حجت‌الاسلام

محتشمی پور پیرامون حضور نهضت آزادی در انتخابات، اعلام کردند که

نهضت آزادی فاقد صلاحیت و غیررسمی است.[4]

بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران در این نامه درباره خروج نهضت آزادی

از حاکمیت نظام بیان داشتند: «در موضوع نهضت به‌اصطلاح آزادی مسائل

فراوانی است که بررسی آن محتاج به‌وقت زیاد است. آنچه باید اجمالاً

گفت آن است کهپرونده این نهضت و همین‌طور عملکرد آن در دولت موقت

اول انقلاب شهادت می‌دهد که نهضت به‌اصطلاح آزادی طرفدار جدی

وابستگی کشور ایران به آمریکا است و دراین‌باره از هیچ کوششی

فروگذار نکرده است؛ و حمل به صحت اگر داشته باشد، آن است که شاید

آمریکای جهانخوار را که هرچه بدبختی ملت مظلوم ایران و سایر

ملت‌های تحت سلطه او دارند از ستمکاری اوست، بهتر از شوروی ملحد

می‌دانند؛ و این از اشتباهات آن‌ها است.»

جالب اینجاست که لجاجت نهضت آزادی بر سر مواضع انحرافی‌اش ادامه

یافت و با تردید و تشکیک در استناد این نامه به امام (ره)، تلاش کرد تا آن

را جعلی و دروغین جلوه دهد و ساخته‌وپرداخته نزدیکان امام قلمداد کند.

این جریان، نوک پیکان حملات خود را متوجه مرحوم حاج سید احمد خمینی

فرزند امام (ره) کرد.

یادگار امام (ره) در نامه‌ای به آیت‌الله پسندیده عموی خود، با اشاره به

درخواست وی برای آزادی یکی از ملی‌گراها، به برخی ویژگی‌های این

جریان اشاره‌کرده و ضمن تأکید بر صحت دستخط امام،از آیت‌الله پسندیده

می‌خواهد، این موضوع را تأیید کند و ادامه کم‌کم این گروه سیاسی از

جریان سیاسی کشور خارج شد.[5]

با این اوصاف به نظر می‌رسد، اصلاح‌طلبان با لجاجت و بعضاً عنادی که در

طرح ادعاهای فتنه گران دارند و باوجوداینکه به‌طور هدفمند سعی دارند

خود را در چارچوب نظام قرار دهند، راه نهضت آزادی را طی می‌کنند.

ریل‌گذاری اشتباه نهضت آزادی را از نظام خارج کرد و مقصد لجاجت‌های

اصلاح‌طلبان نیز بیش‌ازپیش با توجه به مواضع متناقض و اعجاب‌برانگیزی

که می‌گیرند، مشخص است، هرگاه رهبران اصلاحات و بدنه مدیرتی و

نخبه آن، فتنه 88 را به‌عنوان خط قرمز نظام اسلامی قبول کرده و نسبت

به اصلاح اشتباه‌ها و اقدامات غیرقانونی خود در حوادث راه اصلاح را در

پیش گرفتند و به‌صورت آشکار اظهار توبه و ندامت کردند، آنگاه می‌توان

بار دیگر چنین ادعایی کر که اصلاحات وارد ریل جمهوری اسلامی ایران

شده است.

[1]-http://www.tasnimnews.com/Home/Single/622217

[2]- http://www.tasnimnews.com/Home/Single/622217

[3]- http://www.tasnimnews.com/Home/Single/622217

[4]- http://kayhan.ir/fa/news/33007

[5]- http://www.khatteemam.ir/fa/?p=8874




تاریخ: پنج‌شنبه 02 بهمن 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah

علت شکل‌گیری قیام توابین

چرا مختار قیام توابین را همراهی نکرد 

مختار، صد در صد با قیام علیه بنی‌امیه و مجازات قاتلین امام

حسین(علیه السلام) موافق بود، اما شیوه برخورد و هدف توابین

را نمی‌پسندید چرا که روحیه بیشتر آنان صرفاً شهادت‌طلبی بود. 

«توابین» به گروهی از شیعیان عراق می‌گویند که پس از شهادت امام

حسین(ع) به شدت از کرده خود پشیمان شدند که چرا حسین(ع) را یاری

نکردند و گفتند جز با شهادت، گناه ما بخشیده نمی‌شود.

قیام «مختار»، بلافاصله پس از نهضت «توابین» به وقوع پیوست و هنگام

قیام آنان، مختار در کوفه بود و خود را مهیای قیام کرد، اما شیعیان عراق

قبل از دعوت مختار با «سلیمان بن صرد» و چهار تن دیگر از بزرگان شیعه،

بیعت کرده بودند و آنان در اول ربیع‌الثانی سال 65 هـجری قمری قیام خود

را آغاز کردند.

*قیام توابین و علت همراهی نکردن مختار

اکثر مورخین، نقل کرده‌اند که مختار، صد در صد با قیام علیه بنی‌امیه و

قاتلین امام حسین(ع) با توابین موافق بود، اما شیوه برخورد و هدف آنان

را که بیشتر روی روحیه شهادت‌طلبی محض- به این معنا که تا می‌توانند

از دشمن بکشند و بعد خود آنقدر بجنگند تا به فیض شهادت نایل شوند-

بود نمی‌پسندید و در رهبری سلیمان، از نظر درایت و اداره جنگ، تردید

داشت، به این جهت وی در این قیام شرکت نکرد.

البته علت دیگری نیز پیش آمد و آن اینکه مختار هنگام قیام آن از جان

گذشتگان، بار دیگر با توطئه ضد انقلاب کوفه، توسط اعمال حکومت

ابن زبیر (که آن زمان در کوفه مستقر بودند) به زندان افتاد و هنگام قیام

«توابین» و شهادت آنان، وی در زندان کوفه به سر می‌برد.

در ادامه شرح ماجرای قیام توابین به قلم حجت‌الاسلام سید ابوفاضل

رضوی اردکانی از کتاب «ماهیت قیام مختار» می‌آید:

«توابین» قبل از حرکت به سوی دشمن، به کربلا آمدند و در کنار تربت

حسین(ع) و شهدا کربلا، گرد آمدند و به شدت گریستند و عزاداری کردند،

به طوری که بارها بی‌هوش ‌شدند و از ارواح شهدا استمداد و از خدا طلب

مغفرت کردند و نیروها را به سوی مرز عراق و شام گسیل داشتند،

حماسه‌سرایان و شعرای شیعه نیز در این میان از پا ننشستند و مردم را

به خودخواهی حسین(ع) و بازگشت به سوی خدا تحریک و تحریص کردند.

اردوی توابین به حدود دهکده «قرقیا» در نزدیکی شط فرات رسیدند،

قدری مکث کردند و از «قرقیا» به سوی منطقه حساس «عین الوردة»

حرکت کردند، زیرا به آنان گزارش داده بودند که دشمن با 30 هزار نیرو از

لشکریان شام به سرکردگی «ابن زیاد» به سوی آنان حرکت کرده است.

*جنگ «عین الوردة»

نیروهای توابین، در منطقه عین‌ الوردة با دشمن مواجه شدند،

ابن زیاد فرمانده کل نیروهای دشمن بود و افراد ذیل، نیز به عنوان 

معاونت و فرماندهان، جزو لشکر او بودند که عبارت بودند از:

1- حصین بن نمیر تمیمی: وی از چهره‌های کثیف عمال اموی بود و در

جریان کربلا از قاتلین امام حسین(ع) به شمار می‌رفت.

2- شرحبیل بن ذی‌الکلاع حمیری: وی نیز از جنایتکاران حادثه کربلا بود.

3- ادهم بن محرز باهلی: از سران قبیله باهل و از دشمنان سرسخت

اهل بیت پیامبر(ص) بود.

4- ربیعة بن مخارق غنوی: وی از دشمنان سرسخت اهل بیت پیامبر(ص)

بود.

5- جبله بن عبدالله خثعمی: وی نیز از دشمنان سرسخت اهل بیت

پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) بود.

نیروهای حق و باطل برابر هم اردو زدند، توابین حدود 4 هزار نفر نیرو و

دشمن، حدود 30 هزار نفر نیرو داشتند و شعار توابین:

«یا لثارات الحسین(ع)» (ای خونخواهان حسین) بود، جنگ به شدت آغاز

شد و توابین چون از روحیه شهادت طلبی برخوردار بودند، جانانه

می‌جنگیدند و بی‌مهابا به قلب دشمن یورش بردند و فریاد توابین به «الجنة،

الجنة» بلند بود و عده‌ای از آنان در حال نبرد، فریاد می‌زدند خدایا ما را

ببخش. کشتار عظیمی از نیروهای دشمن کردند، «سلیمان» به وسیله

نیروهای «حصین بن نمیر» به شهادت رسید و آن 5 نفر از سران شیعه،

یکی پس از دیگری ، فرماندهی توابین را به عهده گرفتند، کشتند تا کشته

شدند و اغلب نیروهای آنان به شهادت رسیدند و با غلبه لشکر شام،بقایای

آنان به سوی عراق، بازگشتند و به نهضت «مختار» پیوستند.

از فرماندهان و سران شیعه که 5 نفر بودند، جز «رفاعة بن شداد بجلی» 

و به نقلی «عبدالله بن شداد»، بقیه همگی به شهادت رسیدند و ماجرای

جنگ با لشکر ابن زیاد و شهادت چند هزار تن از شیعیان و توابین و کشتار

عظیم لشکر شام به «جنگ عین الورده» در تاریخ ثبت شد و این بار، باز

شیعیان ورقی زرین از حماسه و ایثار و ایمان و جانثاری، در راه

اهل بیت(علیهم السلام) بر تاریخ خونبار شیعه افزودند که درود خدا به

روان همه شهدا حق و فضیلت باد.

در پایان باید گفت که این حماسه،از آغاز تا انجام آن، گر چه تلاش کوتاه بود،

ولی یکی از مهمترین صحنه‌های حماسه شیعیان پاک را نشان می‌دهد.




تاریخ: پنج‌شنبه 02 بهمن 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران