

"كريسمس"جشني كه هر ساله نويد آغاز سال نوي ميلادي را به جهانيان
ميدهد، يك جشن مذهبي براي مسيحيان است كه در طول تاريخ خود،
دگرگونيهاي بسياري را تجربه كرده است. آنگونه كه از تاريخ بر ميآيد،
كريسمس در قرن چهارم ميلادي كه امپراطوري روم (بيزانس) بطور
رسمي آيين مسيحيت را پذيرفت، در دنياي غرب رايج شد و به مرور زمان،
نشو و نما گرفت .
مورخان ميگويند اين جشن گرچه متعلق به مسيحيان است اما در اصل
از ايران باستان و آيين "مهر" (ميترائيسم) گرفته شده و به همين دليل،
با دي و شب يلداي ايراني همزادي و اشتراكات فراوان دارد. آنان در اين
زمينه به اختلاف نظرهاي موجود بر سر سالروز ولادت حضرت عيسي(ع)
استناد ميكنند و ميگويند كه بحث ميان بزرگان عالم مسيحيت و تاريخ
نگاران درباره روز ميلاد آن حضرت چنان زياد است كه نميتوان در اين باره،
روزي را مشخص كرد.


زمان "كريسمس" اكنون نيز ميان شاخههاي مختلف مسيحيت اعم از
ارتدوكس ، كاتوليك و پروتستانها، متفاوت است و هريك، مبنايي را براي آن
تعيين كردهاند گرچه همگي به سالروز تولد "مهر" (ميترا) - خداي پاكي-
در ايران باستان نزديكند. آداب و رسوم كريسمس نيز در طول زمان دچار
دگرگونيهاي بسيار شده است بهگونهاي كه ميگويند هديهدادن و
شيرينيهاي متنوع و رنگارنگ آن در قرن نوزدهم ميلادي توسط تاجران
يهودي در اروپا رايج شد. عده بسياري نيز معتقدند كه "بابانوئل"، شخصيت
افسانهاي كه مسيحيان را در ايام كريسمس با هداياي خود، خوشحال
ميسازد، در واقع از "عمو نوروز" ايراني الهام گرفته و در ابتدا، لباسي
سبز بر تن داشته است. علت تغيير رنگ بابانوئل به لباس قرمز مشخص
نيست و به همين دليل، امروزه عدهاي - به طنز يا جدي- معتقدند كه
شركت كوكاكولا، چنين رنگي را به آن داده است. بابانوئل پيش از اين به
كودكان هديه ميداد اما چند دهه است كه به لطف تبليغات دنياي مصرف،
دادن هديه به بزرگان را نيز مد كرده است .
با وجود اين، برگزاري كريسمس در كشورهاي مختلف مسيحي بنا به سنت
و رسم و رسوم آنان، تفاوتهايي نيز با يكديگر دارد.
كريسمس بار ديگر در حال نزديك شدن است و مردم براي جشن گرفتن
تولد حضرت عيسي مسيح(ع) به كليساها ميروند. در اين دوران، به
خصوص رايج است كه مسيحيان از دستورهاي حضرت عيسي(ع) پيروي
ميكنند، اما چيزي كه به خوبي درك نشده، اين است كه مسلمانان هم
حضرت عيسي(ع) را دوست داشته و به وي احترام ميگذارند، چرا كه او
نيز يكي از پيامآوران خدا براي بشريت بوده است.
به نقل از سايت (مك هال)، شخصيت حضرت عيسي(ع) در اسلام، نقشي
اساسي دارد و مسلمانان ايمان دارند كه خداوند، انجيل را به عيسي داده
است، همانگونه كه تورات را بر موسي(ع)، زبور را بر داود(ع) و قرآن را بر
محمد(ص) نازل كرده است. جالب است بدانيم، مسلمانان تا زماني كه به
حضرت عيسي(ع) ايمان نياورند، مسلمان به شمار نميروند و اسلام، تنها
ديني است كه بر مسيحيت گواهي داده است. همچنين اسلام، احترام
خاصي نيز براي حضرت مريم(س) قايل است و در قرآن نيز سوره مريم به
زندگي وي اختصاص دارد. زندگي عيسي مسيح(ع) براي مسيحيان و غير
مسيحيان واقعه مهمي است.
هم مسلمانان و هم مسيحيان ميتوانند درسهاي بسياري از كريسمس
بگيرند، اما گاه به نظر ميرسد، اين جشن سالانه، پيروزي سمبلهاي
شرك بر دين عيسي(ع) است و در اينباره اختلافي وجود ندارد، چراكه
سمبلهاي گرفتهشده از دينهاي غيرخداپرستانه،تولد و درسهاي حضرت
عيسي مسيح(ع) را تحتالشعاع قرار داده است اين اختلاط باعث اختلال
در اصول اساسي مسيحيت مانند روحانيت، سادگي، فروتني، مهرباني و
بخشندگي است.

كريسمس برههاي افتخارآميز از سال است، اما هر ساله چهره حضرت
عيسي(ع) و آموزههاي وي بيشتر و بيشتر از اين مراسم رخت برميبندد.
ولي به هر حال، نكته مثبتي هم دارد كه اگر نبود، روابط خانوادگي از انچه
امروزه ديده مي شود بدتر بود و درواقع، تنها فرصتي است كه خانوادهها
تلاش ميكنند، پيوندهاي شكستهشدهشان را ترميم كنند.
در جنگ جدايي دين از مدارس و دولت، كريسمس پيروزي بزرگي در
بازگرداندن روحانيت به زندگي فرد است. واقعا خجالتآور است كه به جاي
كريسمس مبارك از الفاظي مانند تعطيلات مبارك و بريكات فصلي استفاده
شود كه بيشتر ناشي از تمايلات تجاري است.انكار مسيحيت در جشنهاي
كريسمس به هيچكس كمك نميكند. درواقع ما مسلمانان از وجود
محتواهاي بيشتر مسيحيت استقبال ميكنيم و احترام خود را به روش
خودمان و با برپايي جشن به حضرت مريم(س) و فرزندش نشان ميدهيم.
در حالي كه عدهاي ميكوشند تا مسلمانان و مسيحيان را از هم جدا كنند،
ما با نيرويي جداييناپذير با يكديگر متحد ميشويم؛ نيرويي كه پيام عشق،
صلح و موزههاي فراموشناشدني حضرت عيسي(ع) بوده و از سوي
پيروان هر دو دين پذيرفته شده است.


اين جمله فراموشناشدني است: عيسي پسر مريم گفت: دنيا يك پل
است، از آن بگذريد، اما خانهاي بر آن نسازيد. كسي كه به روز آخرت معتقد
است، اميد به ابديت دارد، اما اين دنيا، تنها يك ساعت است. آن را در
ستايش و دعاي خداوند براي آسايش در روزي ناديده بگذرانيد؛ اين جملهاي
است كه بر سردر بزرگترين معماري مسلمانان، مسجد ساخته شده
توسط امپراتور اكبر در استان آگرا در شمال هند نوشته شده است.
چرا تولد حضرت عيسي(ع) در همه جهان جشن گرفته ميشود، به ويژه
در آمريكا، اما پيام صلح و عشق وي تقريبا ناديده انگاشته ميشود؟
کشته شدن 3 نفر درشب کریسمس
به دست پلیس واشنگتن


خبرگزاری تسنیم: پلیس آمریکا یک سیاهپوست 18 ساله دیگر را به قتل
رساند/مردم در برکلی با پلیس درگیر شدند
پلیس واشنگتن در شب عید کریسمس با تیراندازیهای متعدد سه تن را
به قتل رساند.خبرگزاری فارس: کشته شدن ۳ نفر در شب کریسمس به
دست پلیس واشنگتن ، پلیس واشنگتن دی سی در تیر اندازی متعدد به
شهروندان آمریکایی دو مرد و یک زن را در شب کریسمس کشت.



خبرگزاری تسنیم: حقوق بشر آمریکایی؛ تبعیض، قتل، سرکوب
به گزارش پایگاه خبری واشنگتن دیسی، پلیس پایتخت آمریکا در
آستانه کریسمس ۲۰۱۵ با تیراندازی به سوی ۵ تن منجر به قتل دو مرد
شد. در محله دیگری نیز در شهر واشنگتن دیسی، پلیس این
شهر با تیراندازی به سوی ۴ شهروند آمریکایی یک زن را به قتل رساند.
پلیس آمریکا مدعی شده به دلیل تماس و گزارش مردم از دزدی در
محل حضور یافته و به سوی قربانیان تیراندازی کرده است.
مسائل مربوط به نگاه وپوشش

الف) پوشش

۱٫ حجاب زن
س: زن چه مقدار از بدنش را باید از نامحرم بپوشاند؟
ج) زنان باید تمام سر و بدن خود را به جز صورت و دستها تا مچ که زینت و
آرایش نشده باشند با لباسى که توجه نامحرم را جلب نکند، بپوشانند.

۲٫ پوشیدن چادر
س:اگر حجاب زن با مانتو و روسرى کامل باشد کفایت مى کند یا حتماً باید
چادر باشد؟
ج) در حجاب و پوشش واجب، لباس معینى شرط نیست، و هر لباسى که
تمامى بدن زن (بجز صورت و دستها تا مچ که استثناء شده) و همچنین
برجستگیهاى بدن را بپوشاند و توجه نامحرم را جلب نکند، کفایت مىکند.
البته در طول سالیانِ دراز، زنان جامعه ما چادر را ترجیح داده و براى حفظ
حجاب بهتر اسلامى، آن را انتخاب کرده اند.

۳٫ لباس شهرت
س: منظور از لباس شهرت چیست و پوشیدن آن چه حکمى دارد؟ آیا نماز
خواندن با آن اشکال دارد؟
ج) لباس شهرت لباسى است که پوشیدن آن براى شخص به خاطر رنگ
یا کیفیت دوخت یا مندرس بودن آن و یا علل دیگر مناسب نیست، به طورى
که اگر آن را در برابر مردم بپوشد توجه آنان را به خود جلب نموده و
انگشت نما مى شود.پوشیدن چنین لباسى بنابر احتیاط واجب جایز نیست
ولى نماز خواندن با آن اشکال ندارد.
۴٫ استفاده زن و مرد از لباس یکدیگر
س: آیا استفاده از دمپایى و جوراب مردانه براى زنان، مصداقِ تشبّه به
جنس مخالف است؟ در این صورت تکلیف چیست؟
ج) استفاده زن و مرد از لباس، کفش و دمپایى یکدیگر، اگر مختص جنس
خاص باشد بنابر احتیاط واجب، جائز نیست ولى استفاده هاى محدود به
نحوى که آن را زىّ و پوشش خود قرار ندهند اشکال ندارد.

۵٫ پوشش مردان
س: از نظر شرعى حدّ پوشش لازم براى مردان چقدر است؟
ج) بر مرد پوشاندن سر و گردن و صورت و دستها تا جایى که معمولاً
نمى پوشانند لازم نیست.
۶٫ کراوات
س: آیا در مجالس عروسى یا میهمانیهاى خصوصى، زدن کراوات براى
آقایان جایز است؟
ج) به طور کلى، پوشیدن کراوات و دیگر لباسهایى که پوشش و زیّ غیر
مسلمانان محسوب مى شود و استفاده از آن منجر به ترویج فرهنگ منحط
و معاند غربى مى شود، جایز نیست.

ب) نگاه و ارتباط
۱٫ نگاه کردن به فیلم و عکس نامحرم
س۱: دیدن تصاویر نامحرم که حجاب کامل ندارند, چه حکمى دارد؟
ج) نظر به فیلم و عکس نامحرم به قصد لذت و ریبه حرام است و بدون قصد
لذت، اگر صاحب عکس را نشناسد و مستلزم مفسده اى هم نباشد،
اشکال ندارد.
س۲: با توجه به اینکه در سایتهاى مختلف اینترنتى (حتى سایتهاى خبرى)
عکسهایى از زنان خارجى (اعم از مسلمان و غیر مسلمان) وجود دارد،
نگاه کردن به آنها جایز مى باشد یا خیر؟
ج) نگاه کردن به تصویر زن نامحرم حکم نگاه کردن به خود زن نامحرم را
ندارد، بنابراین اگر نگاه از روى لذت نبوده و خوف افتادن به گناه نباشد و
تصویر هم متعلق به زن مسلمانى که بیننده آن را مىشناسد نباشد،اشکال
ندارد و بنابر احتیاط واجب در صورت عدم رعایت حجاب نباید به تصویر زن
نامحرم که بطور مستقیم از تلویزیون و برنامه هاى اینترنتى، پخش
می شود نگاه کرد. نگاه کردن به تصاویر و فیلمهاى مستهجن نیز بطور
مطلق حرام است.
س۳: آیا دیدن فیلمهاى زناشویى براى زن و شوهر از لحاظ شرعى اشکال
دارد؟
ج) دیدن این گونه از فیلمها که همیشه با نگاه شهوت برانگیز همراه است
جایز نیست.
۲٫ نگاه به زن نامحرم
س: آیا نگاه کردن به زن نامحرم (بصورت عادى و بدون قصد لذت) اشکال
دارد؟
ج) نگاه به زن نامحرم جایز نیست مگر به صورت و دستها تا مچ، بدون قصد
لذت و ریبه در صورتى که زینت و آرایش نشده باشد.

۳٫ ارتباط با نامحرم
س: ارتباط با نامحرم (مکاتبه، گفتگو، ارتباط اینترنتى و…) چه حکمى دارد؟
ج) هر گونه ارتباطى که خارج از ضوابط و احکام شرعى باشد و یا
مفسده اى بر آن مترتب شود، جایز نیست.
۴٫ دست دادن با نامحرم
س: دست دادن مرد با زن خارجى و همچنین با نزدیکان غیرِ محرم چه
حکمى دارد؟ مخصوصاً با افراد غیر مسلمان که اجتناب از چنین کارى
توهین تلقى مى شود؟
ج) دست دادن با نامحرم حرام است، مگر اینکه از روى حایلى ( مانند
دستکش و…) باشد، به شرط اینکه همراه با فشار دادن دست نباشد.
۵٫ نگاه زن به مرد نامحرم
س: حکم شرعى در مورد نگاه کردن زن به مرد چیست؟ حدود آن چیست؟
ج) نگاه به سر و صورت و گردن و دستها تا جایى که معمولاً نمى پوشانند،
بدون قصد لذت و ریبه اشکال ندارد.
۶٫ نگاه زن به بچه ممیّز و پوشش نزد او
س: نگاه کردن به پسربچه غیر بالغ ممیّز بدون قصد لذت چه حکمى دارد؟
ج) اگر بچه ممیّز به مرحله اى رسیده که نگاه کردن به او یا نگاه او به زن
موجب تهییج شهوت مى شود، نگاه به او جایز نیست و زن هم باید خود
را نزد او بپوشاند.
۷٫ لمس و نظر حرام در حین آموزش پزشکى
س۱: آیا دانشجویان رشته پزشکى براى فراگیرى این علم مى توانند
بدن غیر همجنس را لمس کنند؟
ج) تحصیل و فراگیرى علم پزشکى از طریق معایناتى که فى نفسه حرام
هستند در مواردى که یاد گرفتن این علم و شناخت راههاى درمان بیماریها
متوقف بر آن باشد، اشکال ندارد مشروط به اینکه دانشجو اطمینان داشته
باشد که توانایى نجات جانِ انسانها در آینده، متوقف بر اطلاعاتى است که
از این طریق بدست مى آید و همچنین مطمئن باشد که در آینده در معرض
مراجعه بیماران بوده و مسؤولیت جان آنان را بر عهده خواهد داشت.
س۲:در دانشکده پزشکى در واحد تشریح،اجساد مرد تشریح مى شود،که
اغلب پوشش جسدها بیشتر از حدّ ضرورت کنار زده مىشود و دانشجویان
دختر هم آن اجساد را تشریح مىکنند لطفاً حکم نگاه به جسد مرد و لمس
آن توسط دانشجویان دختر را بیان فرمایید.
ج)نظر زن بر بدن مرد نامحرم بجز سرو گردن و دستها و همچنین لمس بدن
نامحرم بر زن شرعاً حرام است، مگر در موارد استثنایى ضرورت، آن هم
فقط همان مقدارى که ضرورت اقتضا کند.
۸٫ رجوع به پزشک غیر همجنس
س: من یک زن و پزشک عمومى هستم. با توجه به اینکه مراجعینِ مطب،
آقا و خانم مىباشند و من هم در هنگام معاینه، مراقب عدم تماس لمسى با
نامحرم مىباشم و کلیه شؤونات مذهبى را رعایت مىکنم، آیا مجاز به معاینه
مردان هستم؟ و اصولاً مراجعه مردان به دکتر زن و برعکس چه حکمى
دارد؟
ج) اگر معالجه مستلزم لمس و نظر حرام باشد، با امکان رجوع به پزشک
همجنس، رجوع به غیر همجنس جایز نیست.
ج) زینت

۱٫ زینت و ملاک آن
س:آیا ابروى اصلاح شده براى زن حکم زینت را دارد؟تا چه حدّ باید پوشانده
شود؟
ج) تشخیص مصداق زینت، عرفى است و هرچه عرفاً زینت محسوب شود،
زن باید آن را از نگاه نامحرم بپوشاند.
۲٫ زینت بانوان
س: پوشیدن انگشترى طلا براى زن چه حکمى دارد؟
ج) استفاده زنان از زینت و زیور آلات و آرایش نمودن خود اشکال ندارد، لکن
باید از نامحرم پوشانده شود.
۳٫ برداشتن ابرو
س: برداشتن ابرو (اصلاح و مرتب کردن آن) در صورتى که باعث تغییر شکل
ابرو شود (تغییر چشم گیر ایجاد کند) یا تغییر شکلى ایجاد نکند (فقط زیر
ابرو خالى شود) چه حکمى دارد؟
ج) آنچه که عرفاً زینت محسوب مى شود، باید از نامحرم پوشانده شود.
۴٫ طلاى سفید
س: استفاده از طلاى سفید و پلاتین براى آقایان چه حکمى دارد؟
ج) اگر چیزى که طلاى سفید نامیده مىشود همان طلاى زرد است که بر اثر
مخلوط کردن مادهاى رنگ آن سفید شده، حرام است، ولى اگر عنصر طلا
در آن به قدرى کم است که عرفاً به آن طلا نمى گویند، مانع ندارد و پلاتین
نیز اشکال ندارد.
د) رقص
س: حکم رقص زن براى زن و مرد براى مرد چیست؟ رقص زن و شوهر
چطور؟
ج) اگر رقص، مهیج شهوت یا مستلزم فعل حرام (مثل همراه بودن با
موسیقى حرام یا غنا) باشد،و یا مفسده اى بر آن مترتب شود،حرام است
و رقص زن جلوى نامحرم مطلقاً حرام است.
ـ رقص زن براى شوهرش یا برعکس، اگر همراه ارتکاب حرامى (مانند
گوش دادن به غنا و موسیقى حرام) نباشد، اشکالى ندارد.
منبع : سایت مقام معظم رهبری
قرآن کریم،آیه وسوره ای مانند سوره نصر درباره امام زمان
(عجل الله تعالی فرجه الشریف)وجود دارد لطفا بفرمایید
آیا نام مولا هم در قرآن کریم آمده است؟
همان گونه كه بيان فرمودهايد، آيات قابل توجهي دربارة امام زمان (عج) در
قرآن كريم آمده است، اما آيهاي كه به نام آن حضرت تصريح كرده باشد،
وجود ندارد.
از آن جا كه شايد دوست داشته باشيد بدانيد چرا نام امامان معصوم: در
قرآن كريم نيامده است، توجه شما را به مطالب زير در اين باره جلب
ميكنم:
هر چند در قرآن آياتي وجود دارد كه به گفتة شيعه و اهل سنت، جز بر
عليو برخي ديگر از امامان: بر هيچ كس ديگري قابل انطباق نيست;
همچون آية ولايت (مائده، 55)، آية مباهله (آلعمران، 61) و... ولي به
خاطر مصالحي نام آن حضرت بصراحت در قرآن نيامده است. يكي از
دليلهاي نيامدن نام امامان: در قرآن اين است كه قرآن تنها كليات مسائل
را بيان كرده و تبيين جزئيات آن، به پيامبر(ص)واگذار شده است. شخصي
به نام ابيبصير گويد: از امام صادق(ع)پرسيدم: مردم ميگويند چرا از
حضرت عليو اهلبيت او ناميدر قرآن كريم نيامده است؟ امامفرمودند:
به كساني كه چنين اعتراضي ميكنند، بگوييد همان گونه كه نماز در قرآن
آمده، ولي سه يا چهار ]ركعت[ بودن آن مشخص نشده و پيامبر(ص) آن را
براي مردم تفسير كرد; همچنين زكات ]در قرآن[ نازل شده ولي مقدار آن
مشخص نشده و رسول خدا(ص)آن را براي مردم تفسير كرد و... همين
طوردر قرآن نازل شده است كه "اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول و اولي الأمر
منكم; از خدا و رسولش و اولي الامر اطاعت كنيد." (نسأ، 59) اين آيه
دربارة علي و حسن و حسين: نازل شده و پيامبر(ص)فرمود:هر كه من
مولای اويم، پس علي مولاي اوست. ]يعني همان گونه كه تفسير جزئيات
نماز،زكات و حج به پيامبر(ص)واگذار شده كه دستورهاي الهي را به مردم
ابلاغ كنند، معرفي اولي الامر نيز به ايشان واگذار شده و پيامبر(ص)نيز
آنهارا به مردم معرفي كردند.سپس امام صادق(ع)ساير آيات و رواياتي را
که در این باره آمده فرموده است.(ر.ك: غايةالمرام، محدّث بحريني، ص 265، چاپ
سنگي، حديث سوم، باب 59، فصل دوم از مقصد دوم.)
يكي ديگر از حكمتهاي نيامدن نام عليو اهلبيت: در قرآن اين است كه در
اين كتاب الهي، آياتي دربارة اهلبيت: نازل شده كه بسان تصريح به نام
آنان و بهتر از تصريح است; مانند آية 55 سورة مائده كه ميفرمايد: "وليّ
و سرپرست شما تنها خداوند و پيامبرش و افراد مؤمن هستند. افراد
مؤمني كه نماز برپاي داشته و در حال ركوع زكات ميدهند." دانشمندان
شيعه و اهلسنت نقل كردهاند كه فقط حضرت عليدر حال ركوع انگشتر
خود را به فقير داد.(ر.ك: پيام قرآن، آيتالله مكارم شيرازي، ج 9، ص 201
ـ 213، انتشارات مدرسة اميرالمؤمنين.) در نتيجه تفاوتي نداشت كه
خداوند متعال بفرمايد: "سرپرست شما خداوند و رسولش و حضرت علي
(علیه السلام)هستند يا اينكه صفاتي را از آن حضرت نقل كند كه منحصر
به فرد و تنها بر حضرتعليمنطبق باشد." و كسي كه به دنبال حقيقت
باشد از هر دو گفتار يك مطلب را ميفهمد; با اين تفاوت كه اگر نام حضرت
علي(علیه السلام) بصراحت در قرآن ميآمد، به احتمال قريب به يقين
نا اهلان قرآن را تحريف كرده، به خاطر دشمني با آن حضرت و محو و حذف
نام ايشان از قرآن، در قرآن دست ميبردند; چنانكه تا مدتي تدوين
احاديث پيامبر اكرم(ص) را به همين منظور ممنوع كردند; ولي در صورتي
که با ذكر اوصاف گفته شود، ديگر افراد نا اهل دست به تحريف آيات قرآن
نزده و ولايت اميرمؤمنان علي(ع) نيز براي حقيقت جويان روشن ميشود.
شيعه و اهلسنت متفقند كه پيامبر(ص)فرمود:من از ميان شما ميروم و
دو چيز گرانبها در بين شما به يادگار ميگذارم كه اگر به آن دو متمسك
شوید،هيچ گاه گمراه نميشويد. كتاب خدا و اهل بيتم. خداوند دانا به من
خبر داده كه اين دو هيچ گاه از يكديگر جدا نميشوند تا در حوض كوثر
بر من وارد شوند. (تنها در غايةالمرام، ص 211 ـ 235، 82 منبع از اهل سنت و 39
منبع از شيعه آمده است كه اين حديث را نقل كردهاند.)
ولي عدّهاي چون عمربنخطاب در مريضي منجر به وفات پيامبر(ص) فرياد
برآوردند كه كتاب خدا ما را كافي است و اجازه ندادند وصيت پيامبر(ص)
نوشته شود; چون ميدانستند كه ميخواهد دربارة اهلبيتش وصيت كند.
(اجتهاد در مقابل نص، سيدعبدالحسين شرفالدين، ترجمة علي دواني، ص 167 ـ 181،
نشر كتابخانة بزرگ اسلامي.)

پس يقين بدانيد كه اگر حتي در يكصد آيه بصراحت نام حضرت عليميآمد،
اين عدّه آن آيات را از قرآن حذف كرده، ميگفتند: بقية قرآن ما را كافي
است و مردم نادان هم دم برنميآوردند; چنانكه به حضرت عليو حضرت
زهرا(سلام الله علیها) آن همه آزار رساندند و مردم چيزي نگفتند. وانگهي
خليفة اوّل و دوم كه صدها روايت از پيامبر(ص)را جمعآوري كرده و همه را
سوزاندند.(ر.ك: اجتهاد در مقابل نص، همان، ص 156 ـ 162.) بعيد نبود كه
جهت مطامع دنيايي خود، بسياري از آيات قرآن را نيز بسوزانند; افزون بر
آنچه گذشت حكمتهاي ديگري نيز در نيامدن نام اهلبيت: در قرآن وجود
دارد كه بيان همة آنها در اين مختصر نميگنجد.
وَ إِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَسَْلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ ذَالِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ
یعنی: و زمانى که از همسرانش متاعى خواستید از پشت پرده و حجابى
در تفاسیر اهل سنت از جمله تفسیر ابن کثیر و تفسیر قرطبی و تفسیر
همچنین جویبر از ابن عباس نقل می کند:در زمان پیامبر (صلی الله علیه واله)
حضرت فرمودند: می دانم ولی هیچ کس غیرتمندتر از خدا نیست و بعد از
طلحه در حالی با این کلام خویش موجبات اذیت و آزار پیامبر اکرم
إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً
عدم پشیمانی طلحه حتی بعد از نزول آیه تحریم ازدواج زنان پیامبر!
وقتی طلحه کلام رسول الله را شنید این چنین گفت:محمد ازدواج با زنانش
اسناد:
(۱) خیراشرقت الروح مستبضره: لمیاءحماده ص۴۰، تفسیر ابن عباس سوره احزاب ص۳۵۶،
(۲) الدر المنثور جلال الدین سیوطی ج۵ص۱۷۹ – لباب النقول سیوطی ص۱۷۹ و ص ۱۶۳
(۳) ابن ابی الحدید سنی مذهب در شرح نهج البلاغه خود ج۹ص۳۲۳ در روایتی اشاره به
(۴) تفسیر صافی فیض کاشانی ج۷ و تفسیر علی بن ابراهیم ج۲ص۳۷۵ و بحار الانوار


ای مردم در روزگاری کینه توز، و پر از ناسپاسی و کفران نعمتها، صبح
کرده ایم، که نیکوکار بدکار به شمار آید، و ستمگر بر تجاوز و سرکشی خود
می افزاید. نه از آنچه می دانیم بهره می گیریم و نه از آنچه نمی دانیم،
می پرسیم و نه از حادثه مهمی تا بر ما فرود آید می ترسیم.
در این روزگاران مردم چهار گروهند:
۱. گروه اول، اگر دست به فساد نمی زنند، برای این است که، روحشان
ناتوان، شمشیرشان کند و امکانات مالی در اختیار ندارند.
۲- گروه دیگر، آنکه شمشیر کشیده شر و فسادشان را آشکار کرده اند،
لشکر های پیاده و سواره خود را گرد آورده، و خود آماده کشتار دیگرانند.
دین را برای به دست آوردن مال دنیا تباه کرده اند، که یا رئیس و فرمانده
گروهی شوند، یا به منبری فرو رفته و خطبه بخوانند.چه بد تجارتی که دنیا
را بهای جان خود بدانی، و به آنچه در دست خداست معاوضه نمایی.
۳- گروهی دیگر، با اعمال آخرت، دنیا را طلب می کنند و با اعمال دنیا در
پی کسب مقامهای معنوی آخرت نیستند، خود را کوچک و متواضع نشان
می دهند. گامها را ریاکارانه و کوتاه بر می دارند، دامن خود را جمع کرده،
خود را همانند مومنان واقعی می آرایند و پوشش الهی را وسیله نفاق و
دورویی و دنیا طلبی خود قرار می دهند.
۴- و گروهی دیگر با پستی و ذلت و فقدان امکانات، از دست آوردن قدرت
محروم مانده اند. که خود را به زیور قناعت آراسته، لباس زاهدان
پوشیده اند. اینان هرگز، در هیچ زمانی از شب و روز،
از زاهدان راستین نبوده اند.
۞ در این میان گروه اندکی مانده اند، که یاد قیامت چشمهایشان را بر
همه چیز فرو بسته، و ترس رستاخیز، اشکهایشان را جاری ساخته،برخی
از آنها از جامعه رانده شده، و تنها زندگی می کنند،و برخی دیگر ترسان و
سرکوب شده و یا لب فرو بسته و سکوت اختیار کرده اند. بعضی مخلصانه
همچنان مردم را به سوی خدا دعوت می کنند، و برخی دیگر گریان و
دردناکند که تقیه و خویشتن داری آنها را از چشم مردم انداخته است،
و ناتوانی وجودشان را فرا گرفته گویا در دریای نمک فرو رفته اند، دهن
هایشان بسته، قلبهایشان مجروح است، آنقدر نصیحت کرده اند که خسته
شده اند، از بس که سرکوب شده اند
ناتوانند و چندان که کشته داده اند، انگشت شمارند.
ای مردم باید دنیای حرام در چشمانتان از پر کاه خشکیده و تفاله های
قیچی شده دام داران، بی ارزشتر باشد، از پیشینیان خود پند گیرید پیش
از آنکه آیندگان از شما پند گیرند، این دنیای فاسد و نکوهش شده را رها
کنید، زیرا مشتاقان شیفته تر از شما را رها کرد.
قسمتی از خطبه 32 نهج البلاغه امام علی (ع)
امير مؤ منان در مسجد كوفه بالاى منبر خطبه مى خواند. مردى برخاست
پی نوشته ها :
1 ) از هر چيز زوج آفريديم تا شما متذكر شويد.
2 ) رساله حول الرؤ يه ، ص 123 – 121.
عکس لو رفته زن ایتالیایی ومفتی سرشناس
سعودی ،رسوایی آفرید
تصاویر جدید منتشر شده از "احمد الغامدی" رئیس سابق "شورای
امر به معروف و نهی از منکر" مکه، رسوایی دیگری را برای مفتیهای
وهابی به دنبال داشت.
وا مصیبتا/ شهدا بخاطر نادانان و جاهلان شرمنده ایم

مخالفت با تدفین شهدا
به بهانه قانون مصوبه هیئت وزیران رژیم شاهنشاهی بود!
پایگاه بصیرت،محمدحامد حرزاده؛در آخرین روز صقر بالاخره 8 شهید گمنام
و مظلوم دفاع مقدس در حسینیه امیرچقماق تدفین شدند. امر مبارکی و
افتخارآمیزی که می شد با تدبیری مناسب و بدون این هزینه سنگین
اجتماعی انجام داد. در روزهای اخیر بعضی از مسئولین و دیگرانی که
مخالف تدفین شهدا در حسینیه امیرچقماق بودند به غیرقانونی بودن این
اقدام تاکید می کردند.
متاسفانه این روزها طیف وسیعی از رسانه های بیگانه، کشوری و چند
سایت محلی مردم متدین یزد را به بی قانونی متهم کردند تا حدی که
ضدانقلاب خارج از کشور را به طمع انداخت تا از این آب گل آلود ماهی خود
را بگیرند. در همین رابطه مسئولین و همه کسانی که انگ ضد قانون و
سوء استفاده از شهدا به هزاران نفر از مردم متدین یزد می زنند را به چند
نکته جلب می کنم. امیدوارم بعد از مطالعه سطور ذیل اگر واقعا رعایت
قانون برایشان مهم بوده است به اشتباه خود پی ببرند و اگر هدف چیز
دیگری است و قانون بهانه است آنها را به صاحب و سالار شهدا واگذار
می کنم.
فصل نهم از کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی در موضوع حفاظت از
اماکن میراث فرهنگی است که شامل دوازده ماده است. در هیچ یک از
این موارد، ممنوعیت تدفین در اماکن تاریخی نیامده است، بنابراین
نمی تواند مورد استناد مدعیان قرار بگیرد. البته مسئولین به این قوانین
هم استناد نکرده اند.
تنها مستمسکی که این همه جنجال آفریده است، مصوبه هیئت وزیران
رژیم شاهنشاهی 1337/5/1 است. این مصوبه الزام می کند:
« دفن اموات در محوطه آرامگاههاي ابنسينا در همدان و فردوسي در
طوس و سعدي و حافظ در شيراز و نظاير آنها مطلقاً ممنوع ميباشد و
وزارت کشور بايد به کلي از اين کار جلوگيري به عمل آورد.»
این مصوبه 50 سال پیش مربوط به موارد خاصی است که ذکر شده است
و در ثانی مصوبه های هیئت وزیران قبل از انقلاب از درجه اعتبار ساقط
است.
اگر مسئولین میراث ادعا کنند که استنادشان به قانون مجازات اسلامی
است، به دلیل این که کوچکترین تصریح و حتی اشاره ای درباره ممنوعیت
دفن اموات یا شهدا در بناهای میراث ملی ندارد، نیاز به تفسیر دارد و طبق
قانون اساسی تفسیر قوانین عادی، وظیفه انحصاری مجلس شورای
اسلامی است.
بند یک ماده 115 برنامه چهارم توسعه کشور سازمان میراث فرهنگی را
مکلف کرده بود لایحه جامع میراث فرهنگی را تهیه و به هیئت وزیران ارائه
کند تا به مجلس ارسال و بررسی و تصویب شود. تکلیفی که تاکنون انجام
نشده است و این بی توجهی هزینه های زیادی بر کشور تحمیل کرده
است.
سازمان میراث فرهنگی خارج از اختیار قانونی و با تفسیر به رای، تدفین
شهید را در اماکن ثبت ملی شده غیرقانونی اعلام می کند در حالی که در
مواردی دیگر و حتی در دولت یازدهم تدفین شهدا در اماکن تاریخی بدون
هیچ گونه مشکلی و با موافقت میراث فرهنگی آن استان ها انجام شده
است.
به عنوان مثال سال 92 در تپه های تاریخی اقبالیه استان قزوین با موافقت
رسمی میراث فرهنگی دو شهید گمنام دفن شدند. یا در ابتدای سال 93 با
موافقت استانداری قزوین دو شهید گمنام در کاروانسرای تاریخی
شهرستان آوج دفن شدند.
بنابراین مشخص و واضح است که آقایان مسئول در استان یزد با تفسیر
به رای قانون و دخالت دادن سلیقه شخصی در انجام وظایف رسمی و
دولتی،زمینه تشویش اذهان عمومی و التهاب و تنش و تفرقه را در استان
یزد ایجاد کرده اند.
در پایان انتظار می رود، ریاست محترم جمهوری دستور فرمایند تیمی
کارشناسی از شورای عالی امنیت ملی به یزد اعزام شود تا جوانب این
بی تدبیری که موجب خدشه وارد شدن به چهره نظام اسلامی و خدمات
دولت یازدهم شده است را بررسی کنند و با خاطیان برخورد قانونی
انجام دهند.
همچنین از نمایندگان محترم استان انتظار است در راستای انجام وظایف
نمایندگی و جلوگیری از اقدامات بی ضابطه و تفسیر به رای قوانین در
آینده و اعاده حیثیت مردم دارالعباده، ضمن احضار رییس سازمان میراث
فرهنگی کشور به مجلس دلیل قصور و تقصیرهای رخ داده را بررسی و
به مردم گزارش دهند.



سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری حوزه، یازدهمین جلسه از درسنامه
رزق حلال، نوشته حجت الاسلام علی اصغر ملک احمدی، جایگاه خمس
در روزی حلال و تفاوت آن با مالیات را منتشر میکند.
خداوند متعال می فرماید: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ
وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ إِنْ كُنْتُمْ
آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ
عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ»
بدانيد هر گونه غنيمتى به دست آوريد، خمس آن براى خدا، و براى پيامبر،
و براى ذى القربى و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه(از آنها) است،
اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى حق از باطل، روز درگيرى دو
گروه(باايمان و بىايمان) [ روز جنگ بدر] نازل كرديم، ايمان آوردهايد؛ و
خداوند بر هر چيزى تواناست.(سوره انفال، 41)
امام زمان علیه السلام در توقیع شریف می فرماید: «حَدَّثَنَا أَبُو عَلِيِّ بْنُ
أَبِي الْحُسَيْنِ الْأَسَدِيُّ عَنْ أَبِيهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ وَرَدَ عَلَيَّ تَوْقِيعٌ مِنَ
الشَّيْخِ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ الْعَمْرِيِّ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ ابْتِدَاءً لَمْ
يَتَقَدَّمْهُ سُؤَالٌ بسم الله الرحمن الرحيم لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ
أَجْمَعِينَ عَلَى مَنِ اسْتَحَلَّ مِنْ مَالِنَا دِرْهَماً»
ابو على بن ابى الحسين اسدى از پدرش روايت كرده است كه گفت:
دستخطى از طرف شيخ ابو جعفر بن عثمان عَمرى بدون سابقه و
درخواست و تقديم سؤال به من رسيد به اين مضمون
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ لعنت خدا، فرشتگان و همه مردم بر كسى كه از
مال ما يك درهم بر خود حلال شمارد.
(كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص: 522)
نپرداختن خمس، هلاکت را به همراه دارد
امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: هَلَكَ النَّاسُ فِي بُطُونِهِمْ وَ فُرُوجِهِمْ
لِأَنَّهُمْ لَايُؤَدُّونَ إِلَيْنَا حَقَّنَا»
مردم به خاطر اینکه حق ما را نمی دهند غذا و آمیزش آنان ناپاک شده و
سبب هلاکت آنان می شود.
(علل الشرائع، ج2، ص: 377)
امام باقر علیه السلام فرمود: «وَ لَا يَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ يَشْتَرِيَ مِنَ الْخُمُسِ شَيْئاً
حَتَّى يَصِلَ إِلَيْنَا حَقُّنَا»
برای هیچ کس حلال نیست مال خمس نداده را خریداری کند، مگر اینکه
مال ما را به ما برساند. (الكافي، ج1، ص: (545)

* نکاتی پیرامون خمس
به بیان قرآن کریم، شیطان مانع پرداخت خمس میشود و وعده فقر
می دهد «الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ». (بقره، 268)
مثلاً می گوید: مالت کم می شود؛ ولی خداوند، وعده فضل و زیادی
می دهد و می فرماید: «وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ» و هر چيزى را
(در راه او) انفاق كنيد، عوض آن را مىدهد و جاى آن را پر مىكند. (سبأ آیه 39)
اگر افرادی از مردم خمس نمی دهند، دیگران جز تبلیغ این مسأله
وظیفه ای ندارند؛ در روز قیامت هر کس پاسخگوی رفتار خود بوده و به
حساب هرکس جداگانه رسیدگی می شود.
خمس عبادت است و در عبادت، تعبد و مراعات دستور ضروری است.
گیرنده خمس امام معصوم(ع) است و امام هم فقیه عادل را جانشین
خود کرده است.
دستور دین است که خمس را به فقیه عادلی که اهل دین باشد، بپردازند؛
حال اگر خمس گیرنده، شرائط فقیه عادل را نداشت می توان به فقیه
عادل دیگری مراجعه کرد، نه اینکه شخص در پرداخت خمس تکلیفی
نداشته باشد.
مسلمان باید طبق تکالیف الهی عمل کرده و از عمل طبق سلیقۀ شخصی
در پرداخت خمس احتراز کند.

تفاوت خمس و مالیات
علاوه بر آنکه خمس یک فریضه الهی است، با مالیات کاملاً متفاوت است،
مالیات بابت امکانات و تسهیلاتی مانند امنتیت، رعایت نظم، تامین رفاه
جامعه و حقوق شهروندی و ... به هر دولتی چه ظالم یا غیرظالم پرداخت
میشود، اما در خمس بخشی از مازاد درآمد به امام معصوم(ع) جهت
پاسداری از ارزشهای دینی پرداخت میگردد.
با یان توضیح میتوان تفاوتهای ذیل را در این دو مقوله شاهد بود
پرداختن خمس و زکات، نیاز به قصد قربت داشته و بدون آن صحیح نیست؛
برخلاف مالیات که قصد قربت لازم ندارد.
خمس، زیر نظر فقیه جامع شرائط مصرف می شود، برخلاف مالیات که
این چنین نیست و صرف هزینههای دولت در قبال خدمات میشود.
انسان در خمس و زکات، خود به حساب خویش رسیدگی می کند، به
خلاف مالیات که بازرس و مأمور دولت به حساب رسیدگی می کند.
خمس از مازاد درآمد گرفته می شود، به خلاف مالیات که از اصل درآمد
گرفته می شود.
*آثار پرداخت خمس
پرداخت خمس مزایای بسیاری دارد که به برخی از آن ها اشاره می شود:
*سبب پاکی نسل می شود
امام باقر و امام صادق علیهما السلام می فرمایند: «لِتَطِيبَ وِلَادَتُهُمْ»
پرداختن خمس، مال را پاک و موجب نسل پاک می شود.
(الكافي، ج1، ص: 547)
*مایه تقویت دین است .
حضرت رضا(ع) می فرمایند: الخمسُ عُونا عَلی دینِنا خمس حق ما
اهل بیت (ع) و پشتوانه مکتب و راه ماست. همان ج 9 ص 538
* سبب کمک به ائمه و یاران آنها می شود.
امام رضا علیه السلام می فرمایند: «وَ إِنَّ الْخُمُسَ عَوْنُنَا عَلَى دِينِنَا وَ عَلَى
عِيَالاتِنَا وَ عَلَى مَوَالِينَا ...» و به راستى، خمس، كمك ما بر دين ما است و
بر عيالات ما و بر دوستان ما. (الكافي، ج1، ص: 548)
*طهارت مال
با پرداخت خمس، بقیه اموال پاک می گردد؛ امام صادق (علیه السلام)
می فرمایند: «یُؤدِّی خُمُسَنا و یَطیبُ له» هرکسی خمس ما را بدهد
باقی در آمدش برای او پاک است. (بحار، ج 93، ص 193)
*حفظ آبروی دین
آبرو و دین مسلمان در برابر مخالفان محفوظ می ماند؛ امام رضا
(علیه السلام) می فرمایند: «وَ مَا نَبْذُلُهُ وَ نَشْتَرِي مِنْ أَعْرَاضِنَا مِمَّنْ نَخَافُ
سَطْوَتَهُ» به وسیله خمس، ما آبروی خود و طرفدارانمان را در برابر
تهدیدات مخالفان حفظ می کنیم. (الكافي، ج1، ص: 548)
*کفاره گناهان
کفاره گناهان و ذخیره آخرت است. «وَ تَمْحِيصُ ذُنُوبِكُمْ وَ مَا تَمْهَدُونَ
لِأَنْفُسِكُمْ لِيَوْمِ فَاقَتِكُمْ» زيرا پرداخت خمس، مايه پاك شدن گناهان شما
و ذخيره اى براى روز بینوایی شماست. (الكافي، ج1، ص: 548)
کلید رزق است. «فَإِنَّ إِخْرَاجَهُ مِفْتَاحُ رِزْقِكُمْ» (الكافي، ج1، ص: 548)
«وَ إِنَّ الْخُمُسَ عَوْنُنَا عَلَى دِينِنَا وَ عَلَى عِيَالاتِنَا» (الكافي، ج1، ص: 548)
همان گونه که در روایات متعدد ذکر شد، عدم پرداخت خمس موجب
می شود که انسان شرعا نتواند در اموال خود تصرف نماید. بنابراین
انسان باید حساب سالانه برای اموال خود قرار داده و حق خاندان
رسالت را از مال خود جدا کند و به صاحبان آن بپردازد تا رزقی حلال
و طیب برای او باقی بماند.



پایگاه بصیرت،با وجود وابستگی پایگاه اطلاعرسانی و خبری جماران به
مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره) (دستکم در نام)، کمتر شاهد
موضعگیری آن علیه برخی بیحرمتیها و اهانتها به حضرت امام(ره)
بوده و هستیم. سکوت این پایگاه در برابر بیحرمتی به حضرت امام و
همچنین حمله به ارزشها و مقدسات در فتنه 88 و حتی موضع نگرفتن آن
در برابر اظهارات سخیفانه اخیر سحرخیز- از فتنهگران 88- بسیاری از
دوستداران آن امام راحل را رنجیدهخاطر کرده است. بدتر آنکه، این پایگاه
خبری، خود نیز، گاه مروج و منتشرکننده برخی سخنان و اظهارات
بازیخوردگان فتنه است. در جدیدترین اینگونه اقدامات، پایگاه جماران از
قول یکی از بازیخوردگان فتنه 88 نوشت: «متأسفانه امروز نه جمهوری
است نه اسلامی(!)... امام خمینی جهان را تکان داد و ما دنیاپرستان
خودپرست،انقلابی بینظیر را ضایع کردیم و آبروی خود را بر باد دادیم.»(!)
با قسمت اول ادعای سخیف وی کاری نداریم و انتظار میرود
دستاندرکاران پایگاه جماران، خود با عذرخواهی از مردم و نظام،
موضعشان را در برابر این ادعای واهی روشن کنند! اما قسمت دوم
اظهارات این آلت دست فتنه را از زاویهای دیگر قبول داریم. اینکه وی، خود
و دیگر فتنهگرانی را که سنگ آنها را به سینه میزند، دنیاپرستان
خودپرستی میداند که خواستند انقلاب را ضایع کنند؛ اما آبروی خود را
بردهاند، چرا که وی و سران میدانی و پشت پرده فتنه (موسوی، کروبی،
خاتمی و...) که همواره خود را پیرو خط امام میدانند، در فتنه 88 به
خوبی نشان دادند که تا چه میزان با امام راحل و آرمانهای ایشان زاویه
دارند و هواد��ران آشوبگرشان با حمایتهای آنان چه اهانتها که به
امام راحل و اندیشهها و ارزشهای ایشان نکردند؟! عکسش را پاره
کردند، شعارهای «مرگ بر اصل ولایت فقیه»، «نه شرقی، نه غربی،
جمهوری ایرانی» و «نه غزه، نه لبنان، ...» و... سر دادند و همه اینها
با سکوت و حتی با حمایت سران فتنه همراه بود تا جایی که حتی
هتاکان عاشورا را «مردان خداجو» نامیدند؟! این قسمت سخنان این
بازیخورده فتنه را با این شواهد میتوان درست دانست و ما هم
معتقدیم که وی و همسنگران فتنهگرش، آبروی خود را بردند؛ اما
نتوانستند گزندی به انقلاب جهانی امام وارد کنند؛ زیرا مردم دنیا انقلاب
امام راحل(ره) را از جنس رفتار سخیف آنها نمیدانند. مردم هنوز هتک
حرمت به امام و ارزشهای انقلاب را در فتنه 88 فراموش نکردهاند که
این عده بخواهند با امید به فراموشکاری مردم و ادعای پیروی از خط
امام و به بهانههایی دیگر، به نظام و انقلاب بتازند. حنای فتنهگران
دیگر رنگی ندارد و با این اظهارات، برای آنها جایی در بین مردم باز
نمیشود. هرچند که همچنان منتظر عذرخواهی و برائت دستاندرکاران
پایگاه جماران از این سخنان ناروا هستیم.
»علی اسماعیلی«




