سیاست انقلابی کرمانشاه
بسم الله الرحمن الرحیم عماریون احساس وظیفه کنند در صحنه حاضر‌شوند

منطقه عملیاتی جنوب با مساحتی بالغ بر ۶۴۶۶۴ کیلومتر مربع یکی از

مناطق مهم و حیاتی و سرنوشت ساز میهن ماست، این منطقه کلیه

هستی و عظمت دیرینه خود را به رودخانه­  های متعدد (نظیر کرخه –

کارون – دز – جراحی – هندیان (زهره) – دویرج – شاهپور – اروندرود ) و

   زمین­های حاصلخیز و دشت­های وسیع آن و منابع عظیم نفت و گاز و

سایر منابع مدیون می باشد.

استان خوزستان در تقسیمات منطقه­ ای عملیاتی به سه منطقه تقسیم­

بندی گردیده است این سه منطقه شامل:

منطقه شمالی خوزستان دزفول – اندیشمک – شوش و غرب کرخه و

منطقه میانی شامل چزابه – بستان – سوسنگرد – هویزه – حمیدیه –

اهواز و منطقه جنوبی آن از کوشک طلائیه، حسینیه، پادگان حمید،

دار خوین شلمچه، خرمشهر – آبادان می­باشد.

در منطقه میانی خوزستان که دشتی وسیع و حاصلخیز می­باشد و به

دشت آزادگان معروف و دارای منابع عظیم نفتی نیز هست رودخانه کرخه

از سمت شمالی جنوبی تفسیر مسیر داده و بنام کرخه کور در شعبانی

تقسیم و نهایتاً آب آن به هور الهویزه می­ریزد و همانگونه که اشاره شد

سوسنگرد از شهرهای مهم و مرکزی این ناحیه است و شعبه ای از کرخه

از جنوب آن گذشته و بخشی از منازل و ساکنین که عمدتاً عرب زبان

هستند در بخش جنوبی آن ساکن می­باشند و در گذشته منطقه سوسنگرد

محل سکونت عشیره بنی طرف (به آنجا کوچ کرده بودند) و هویزه محل

سکونت طوایف بنی­سکین و محمودی بوده است، منطقه دشت آزادگان و

سوسنگرد که از سه شهرستان مهم بستان، هویزه و سوسنگرد تشکیل

شده دارای حدود ۵۸۴۴ کیلو مترمربع مساحت بوده و به دلیل نزدیکی

سوسنگرد به اهواز (حدود ۶۰ کیلومتر) دارای اهمیت سوق­الجیشی و

نظامی بسیار زیادی می­باشد.

شهر سوسنگرد در تاریخ ۲۴/۸/۵۹ به محاصره در آمد و در تاریخ ۲۵ آبانماه

نیروهای دشمن وارد شهر سوسنگرد شدند جنگ تن به تن آغاز شد مراتب

به اطلاع حضرت امام(ره)رسید و ایشان اوامری به شرح زیر صادر فرمودند:

« من شهر سوسنگرد را سالم و بدون محاصره از فرماندهی نیروی زمینی

و فرمانده لشگر ۹۲ زرهی میخواهم لذا ضروری است اقدام لازم ومقتضی

به عمل  آید.»

با ابلاغ فرمان حضرت امام (ره) هر آنچه که از نیرو ها در منطقه بودند جان

بر کف برای آزادی شهر سوسنگرد اقدام کردند. دستورالعمل توسط

فرمانده لشکر ۹۲ بنا به دستور فرمانده نیروی زمینی به یگان های اجرای

ماموریت صادر شد.  تیپ ۲ زرهی لشگر ۹۲، گروه رزمی ۱۴۸، گروه دوم

جنگهای نامنظم چمران، تعدادی از رزمندگان داوطلب و سپاهیان انقلاب از

سمت شرق ( محورحمیدیه –سوسنگرد ) و تیپ ۳ لشکر ۹۲ زرهی از

سمت شمال، نیروهای رزمنده ژاندارمری نیروهای مردمی سپاه پاسداران

گروه جنگهای نامنظم چمران در داخل شهر سوسنگرد دشمن را در جهات

مختلف با اجرای آتش توپخانه، هوانیروز، نیروی هوایی، تحت فشار قرار

دادند.

سیر تحولات و حوادث از آغاز تهاجم تا بیستم آبان ماه سال ۵۹ در جبهه

میانی خوزستان

 یگان­های لشکر ۹۲ زرهی با کمک نیروهای مردمی با استعداد رزمی خود

شجاعانه در مقابل نیروهای عراق ایستادگی کردند و ارتش عراق را وادار

به تجدیدنظر در گسترش خود نمودند تا جائی که دشمن یگان­های بیشتری

از جمله لشکر ۶ زرهی را وارد منطقه جنوب نمود، نیروهای عراقی در

نوزدهم مهرماه سال ۵۹ از رود خانه کرخه کور گذشته و سر انجام در

۲۲ مهر ماه شهر بستان به تصرف دشمن درآمد و در بیست و هفتم مهرماه

نیز مجدداً تپه الله­اکبر در اختیار نیروهای دشمن درآمد و سوسنگرد نیز از

سمت­های مختلف مورد تهدید قرار گرفت در نهم آبان سال ۵۹ نیروهای

دشمن در دو حمله سنگین در غرب کرخه و پل نادری و در منطقه شمال

آبادان و کوی فیاضیه تلاش نمودند در محور شمالی از کرخه عبور و بطرف

دزفول پیشروی کنند و در شمال آبادان با عبور از رودخانه بهمنشیر به

اهداف بلند پروازانه خود برسند لیکن با ایثار و مقاومت رزمندگان اسلام در

هر دو محور با شکست سختی روبرو شدند و لذا دشمن تمام تمرکز و

فعالیت خود را به منطقه میانی برای تصرف سوسنگرد معطوف داشت و

سوسنگرد صحنۀ نبرد­های خونین در آبان ماه سال ۵۹ گردید و به همین

علت تغییر و تحولات و جا به ­جایی هایی در منطقه جنوب از طرف نیروهای

خودی و دشمن به شرح زیر صورت پذیرف

گروه رزمی ۱۴۸ پیاده لشکر ۷۷ در اوائل آبان ماه، در حمیدیه مستقر گردید

و یک گروهان تقویت شده خود را به حدود ابوحمیظه اعزام نمود.

تا اواسط آبان ماه به دستور فرمانده نیروی زمینی تیپ ۲ زرهی دزفول +

گردان ۲۸۳ سوار زرهی لشکر ۹۲ که در منطقه غرب کرخه دزفول مستقر

بودند به منطقه اهواز جا به جا و در   تپه ­های فولی آباد مستقر و احتیاط

نزاجا را تشکیل دادند.

 سپاه سوم عراق در مورخه ۱۷/۸/۵۹ با صدور دستور عملیاتی به لشکر ۹

زرهی + تیپ ۱۲ زرهی ابن ولید در منطقه سوسنگرد ماموریت داد شهر

سوسنگرد را تصرف و تامین و محور بستان الله­ اکبر، سوسنگرد–حمیدیه –

اهواز را تامین نماید و به لشکر ۵ میکانیزه ماموریت تامین محور اهواز

خرمشهر را محول نمود و لذا بحران در سوسنگرد جدی­تر شد در این دستور

دو گردان نیروی مخصوص نیز تحت امر لشکر ۹ زرهی داده شد.

   استقرار تیپ ۲ زرهی در فولی­ آباد در نوزدهم و بیستم تا بیست و یکم

آبان ماه عملی گردید و این تیپ به فرماندهی سرهنگ رزهی امرا….

شهبازی خود را برای نبرد در منطقه آماده نمود.

در تاریخ بیست و چهارم آبان ۵۹ نیروهای دشمن در منطقه سوسنگرد از

رودخانه کرخه عبور نموده و جاده اهواز سوسنگرد را مسدود و در دو

کیلومتری سوسنگرد مستقر گردیدند، ضمناً حدود یک تیپ زرهی از منطقۀ

بستان پیشروی و در ۱۰ کیلومتری سوسنگرد استقرار یافتند که با این

اقدام عملاً شهر سوسنگرد در محاصره کامل قرار گرفت و از طریق زمین

و هوا مورد حملات توپخانه­ای سنگین و بمباران­های هوائی واقع شد و

وضعیت مدافعین شهر لحظه به لحظه دشوارتر و تلفات آنان افزایش یافت.

همچنین نیروهای دشمن با عبور از پل سابله روبروی قریه بردیه به طرف

سوسنگرد پیشروی و با نفوذ به بخش جنوبی سوسنگرد تعدادی از اهالی

و مدافعین شامل ۱۵ نفر از نیروهای ژاندارمری و عده­ای پاسدار را به

شهادت رساندند و به همین منوال اوضاع هر لحظه بحرانی­تر می­شد.

نیروهای دشمن در ۲۵ آبان مجدداً تلاش­های زیادی نمودند تا حلقه محاصرۀ

سوسنگرد را تنگ تر نموده و این شهر را به تصرف خود در آورند، لیکن تیپ

۳۵ زرهی آنها که ماموریت داشت در غرب حمیدیه محور حمیدیه

سوسنگرد را قطع نماید، با مقاومت یگان­های ارتشی، رزمندگان سپاه

پاسداران و نیروهای جنگ های نامنظم شهید چمران مواجه گردید و قادر

به اجرای ماموریت خود نشد و نیروهای خودی در این روز حرکاتی به

سمت سوسنگرد داشتند و لشکر ۹۲ زرهی با نصب پل در محلی بنام

جرگه سیدعلی بر روی رودخانۀ کرخه کور زمینه را برای جا به جائی ها

فراهم نمود و گروه رزمی ۱۴۸ پیاده با عبور ازین پل به سمت سوسنگرد

پیشروی نمود و خود را به آبادی گلبهار در شرق ابوحمیظه رساند و یک

گروهان مکانیزه از لشکر ۹۲ نیز تحت کنترل عملیاتی این گردان قرار گرفت.

در ساعت ۱۵:۳۰- ۲۵/۸/۵۹ افراد پیاده دشمن وارد بخش جنوبی

سوسنگرد شدند و با رزمندگان هنگ ژاندارمری و نیروی سپاه پاسداران

درگیر شدند که تعداد مجروحان در این درگیری بسیار زیاد بود و به سبب

انبوه آتش دشمن امکان تخلیه با بالگرد هم نبود، با وجود همه این

تلاش­های دشمن، مجموعه اقداماتی که در ۲۵/۸ توسط رزمندگان اسلام

انجام شد سبب کند شدن حرکت دشمن گردید و تیپ ۴۳ زرهی عراق که

ماموریت اشغال سوسنگرد را داشت نتوانست به شهر نزدیک شود و

تیپ های ۳۵ و ۱۲ زرهی دشمن نیز نتوانستند اقدامات مهمی انجام دهند،

با این وصف سقوط سوسنگرد قریب­الوقوع به نظر  می­رسید و برای دفع

حملات دشمن ضمن جا به جائی گروه رزمی ۱۴۸ به سمت سوسنگرد،

تیپ ۲ زرهی دزفول نیز با تمام امکانات تا ساعت  ۲۰:۰۰ مورخ ۲۵/۸/۵۹

در غرب حمیدیه مستقر و آماده اجرای عملیات گردید و در مجموع حرکت

نیروهای زرهی و پیاده و پرسنل رزمنده جنگ­های نامنظم شهید چمران به

سمت سوسنگرد و استقرار در مناطق مناسب برای در هم کوبیدن

نیروهای دشمن و شکست محاصره سوسنگرد همچون طوفانی مهیب،

تهدیدی جدی برای نیروهای بعثی عراق جلوه گر شد. لازم به ذکر است

که بالگردهای هوانیروز در یک عملیات شجاعانه در این روز ۳۶ دستگاه

تانک و تعدادی خودروی حامل مهمات و خودروهای مختلف دیگر را با خدمه

آنان منهدم کردند که موجب سر در گمی یگان­ها و فرماندهان عراقی گردید

و در نهایت نیروهای خودی برای حمله­ای سرنوشت ساز در روز ۲۶/۸/۵۹

آماده شدند.عملیات در ساعات ۶:۰۰، روز ۲۶/۸/۵۹ آغاز شد و در ساعت

۱۲:۰۰ همان روز حلقه محاصره شهر سوسنگرد شکست و تا ساعت

۱۸:۰۰ نیروهای دشمن از شهر سوسنگرد عقب نشینی کردند.

نقش محوری حضرت آیت الله خامنه ­ای در عملیات آزادسازی سوسنگرد

عملیات آزاد‌سازی سوسنگرد از مقاطع  شکوهمند و غرورآفرین و در عین

حال مظلومانه تاریخ دفاع مقدس و مقاومت مردمی است.آبان ماه سالروز

حماسه آزادسازی سوسنگرد در سال ۱۳۵۹است که حضرت آیت‌الله

خامنه‌ای نماینده وقت امام خمینی در شورای عالی دفاع نقش برجسته‌ای

در این زمینه داشتند و در شرایطی که بنی‌صدر با کارشکنی‌ها و

خیانت‌هایش ساز مخالف می‌زد، حضرت آیت‎الله خامنه‌ای با همراهی

جمعی از فرماندهان ارتش و شهید چمران این حماسه بزرگ را هدایت

کردند. این در حالی بود که اگر سوسنگرد آزاد نمی‌شد، شرایط جنگ قطعاً

به مراتب سخت‌تر می‌شد.


سرلشگر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در خصوص نقش

آیت الله خامنه‌ای به عنوان نماینده حضرت امام خمینی(ره) در شورای

عالی دفاع می گوید: همت مضاعف آیت­ الله خامنه‌ای به عنوان نماینده

حضرت امام در شورای عالی دفاع در انجام عملیات آفندی آزادسازی

سوسنگرد و خنثی کردن نقش کارشکنانه بنی­ صدر (رئیس جمهور وقت)

و حاکم کردن فرمان امام خمینی(ره) که به حفظ اهواز و جلوگیری از

سقوط حتمی آن انجامید، راه را برای طراحی و اجرای عملیات­های

پیروزمندانه فتح­المبین، طریق­القدس و آزادی سرزمین‌های اشغال شده

و بیت‌المقدس هموار ساخت.


حماسه‌های دشت آزادگان و بویژه حماسه سوسنگرد پیام‌ها، درس‌ها

و عبرت‌های بزرگی دارد. این حماسه‌ها در ۴۵روز آغازین دفاع مقدس

اتفاق افتاد .با رسیدن خبر تهاجم دشمن به جبهه‌ها، حضرت آیت ­الله

خامنه ­ای به جبهه‌ها شتافتند و ضمن بررسی اوضاع، با عشق و شوق

جهاد، با لباس رزم و سلاح در دست به همراه رزمندگان در رزم و

شناسایی شبانه از روز سوم و چهارم جنگ شرکت کردند. ساماندهی

ستاد جنگ‌های نامنظم در همین روز‌ها اتفاق افتاد. حضرت آیت­ الله­

خامنه­ ای در نماز جمعه تهران در آن زمان، فراخوان عمومی دادند و

عاشقان اسلام، قرآن و امام و میهن را از سراسر کشور به حضور در

جبهه‌ها و دفاع در برابر دشمنانی که در پی ریشه‌کن کردن انقلاب نوپای

ملت ایران بودند دعوت کردند و خود دوباره به جبهه و میان رزمندگان و

خطوط مقاومت شتافتند و داوطلبان عاشق را سازماندهی کردند. آن

روز‌ها در منطقه جنوب و اهواز وضعیت مناسبی وجود نداشت. حضور

حضرت آیت­ الله خامنه­ ای در آن منطقه همه را دور ایشان جمع کرد و

ایشان سازماندهی کردند و با نظارت و هدایت میدانی، هسته‌های اولیه

مقاومت را در جبهه‌ها تشکیل دادند و رزمندگان و نیز داوطلبان ارتشی را

با تعیین فرمانده انسجام بخشیدند.

 وقتی رزمندگانی که در شهر سوسنگرد در برابر دشمن مقاومت می‌کردند،

حضرت آیت­ الله خامنه­ ای یک افسر ارتشی را فرمانده آنها قرار دادند،

شورای عالی دفاع را در متن مسائل جنگ قرار دادند، این عضو شورای

عالی دفاع که در متن جبهه‌ها و در بین رزمندگان حضور فعال داشت،

بهترین تصویر را از جنگ برای شورای عالی دفاع می‌آوردند و چشم و

دست امام در جهاد مقدس ملت قهرمان شدند و با رساندن اطلاعات به

امام خمینی(ره) و ولی‌امر زمان، زمینه اجرای فرامین و تدابیر امام در

جبهه‌ها را با همت و تلاش مضاعف فراهم کردند.رهبر عزیز در آن روزهای

خون و شهادت با لباس ساده سربازی و کلاه بسیجی در بین رزمندگان

حرکت می‌کردند، ایشان که امروز ما را به همت مضاعف و تلاش بیشتر

می‌خواند، خود برای امام(ره) این‌گونه بود؛ همت مضاعف در سیره تبعیت

از امام، توسط حضرت آیت‌الله‌خامنه‌ای عزیز و تلاش مضاعف در امور

جبهه‌ها.


نتایج عملیات آزادسازی سوسنگرد

طبق گزارش لشکر ۹۲ زرهی خوزستان در پایان عملیات آزادسازی

سوسنگرد تلفات دشمن بشرح زیر می باشد:

·        کشته و زخمی: ۴۵۵ نفر،
·        اسیر: ۱۸ نفر،
·        انهدام: ۱۳۵ دستگاه تانک، ۱۸ عراده توپ، دو دستگاه نفر بر ۸ 

دستگاه خودرو مهمات

·        به غنیمت گرفتن: پنج دستگاه خودرو مهمات.

 




تاریخ: دوشنبه 26 آبان 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah
مادر شهید سرلشکر خلبان عباس بابایی
 
به فرزند شهیدش پیوست
 

مادر بزرگوار شهید سرلشکر خلبان عباس بابایی شامگاه گذشته به علت

بیماری و کهولت سن در بیمارستان ولایت قزوین درگذشت.

مادر بزرگوار سرلشگر خلبان، شهید بسیجی، عباس بابایی پس از سپری

کردن دوران بیماری روز گذشته دارفانی را وداع گفت و هم پرواز فرزند

شهیدش شد. 

به نقل از مهر، والده گرامی سرلشگر خلبان عباس بابایی دلاورمرد عرصه

جنگ پس از تحمل درد و رنج ناشی از بیماری روز گذشته دعوت حق را

لبیک گفت و به فرزند شهیدش پیوست.

حاجیه خانم فاطمه خوئینی، مادر سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی، 

طی یک ماه گذشته به علت عارضه قلبی در بخش قلب بیمارستان ولایت

قزوین بستری بود و در سن ۸۸ سالگی دارفانی را وداع گفت.

مادر بزرگوار شهید عباس بابایی دارای ۴ فرزند دختر و سه پسر بود که

خلبان عباس بابایی همزمان با عید قربان سال ۱۳۶۶ طی دوران دفاع

مقدس و در پروازی برون مرزی به شهادت رسید.




تاریخ: یکشنبه 25 آبان 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah

 

شرح حال علامه از زبان خویش  

جدّ علامه طباطبائی(ره) از شاگردان و معاشران نزدیک شیخ محمد حسن

نجفی (صاحب جواهرالکلام) بود و نامه ها و نوشته های ایشان را

می نگاشت. مجتهد بود و به علوم غریب (رمل و جفر و ...) نیز احاطه

داشت اما از نعمت داشتن فرزند محروم بود. روزی هنگام تلاوت قرآن به

این آیه رسید:

« و ایوب إذ نادی ربه: انیّ مسنی الضر و انت ارحم الرّاحمین »

با خواندن این آیه، دلش می شکند و از نداشتن فرزند غمگین می شود.

همان هنگام چنین ادراک می کند  که اگر  حاجت خود را از خداوند

بخواهد، روا خواهد شد. دعا می کند و خداوند هم پس از عمری دراز،

فرزند صالحی به او عنایت می فرماید.آن پسر،پدر مرحوم علامه طباطبائی

می شود. پدر علامه نیز پس از تولد او، نام پدر خود ( یعنی جدّ علامه) را

بر وی می نهد.

ولادت:

علامه طباطبایی در آخرین روز ماه ذیحجه سال 1321 هـ.ق در شاد آباد

تبریز متولد شد و81 سال عمر پربرکت کرد و در صبح یکشنبه 18 محرم

الحرام سال 1402 هـ.ق سه ساعت به ظهر مانده رحلت کردند.

اجداد علامه طباطبایی از طرف پدر از اولاد حضرت امام حسن مجتبی

(علیه السلام) و از اولاد ابراهیم بن اسماعیل دیباج هستند و از طرف

مادر اولاد حضرت امام حسین (علیه السلام) می باشند. در سن پنج

سالگی مادرشان و در سن نه سالگی پدرشان بدرود حیات می گویند و

از آنها اولادی جز ایشان و برادر کوچکتر از ایشان بنام سید محمد حسن

کسی دیگر باقی نمانده بود.

تحصیلات واساتید :

سید محمد حسین به مدت شش سال (1290 تا 1296هـ.ش) پس از

آموزش قرآن که در روش درسی آن روزها قبل از هر چیز تدریس

می شد آثاری چون گلستان، بوستان و ... را فراگرفت. علاوه بر آموختن

ادبیات، زیر نظر میرزا علینقی خطاط به یادگیری فنون خوشنویسی

پرداخت. چون تحصیلات ابتدایی نتوانست به ذوق سرشار و علاقه وافر

ایشان پاسخ گوید از این جهت به مدرسه طالبیه تبریز وارد شد و به

فراگیری ادبیات عرب و علوم نقلی و فقه و اصول پرداخت و از سال 1297

تا 1304 هـ.ش مشغول فراگیری دانشهای مختلف اسلامی گردید. علامه

طباطبایی بعد از تحصیل در مدرسه طالبیه تبریز همراه برادرشان به نجف

اشرف مشرف می شوند و ده سال تمام در نجف اشرف به تحصیل علوم

دینی و کمالات اخلاقی و معنوی مشغول می شوند.

علامه طباطبایی علوم ریاضی را در نجف اشرف نزد آقا سید ابوالقاسم

خوانساری که از ریاضی دانان مشهور آن زمان بود فراگرفت. ایشان

دروس فقه و اصول را نزد استادان برجسته ای چون مرحوم آیت الله

نائینی(ره) و مرحوم آیت الله اصفهانی(ره) خواندند و مدت درسهای فقه

و اصول ایشان مجموعاً ده سال بود.

استاد ایشان در فلسفه حکیم متأله،مرحوم آقا سید حسین باد کوبه ای

بود که سالیان دراز در نجف اشرف در معیت برادرش مرحوم آیت الله حاج

سید محمد حسن طباطبایی الهی نزد او به درس و بحث مشغول بودند.

و اما معارف الهیه و اخلاق و فقه الحدیث را نزد عارف عالیقدر و کم نظیر

مرحوم آیت الله سید علی آقا قاضی طباطبائی(ره) آموختند و در سیر و

سلوک و مجاهدات نفسانیه و ریاضات شرعیه تحت نظر و تعلیم و تربیت

آن استاد کامل بودند. استاد امجد نقل می کند که ((حال مرحوم علامه،

با شنیدن نام آیت الله قاضی دگرگون می شد. ))

حجت الاسلام سید احمد قاضی از قول علامه نقل می کند که: پس از

ورودم به نجف اشرف به بارگاه امیرالمؤمنین (علیه السلام) رو کرده و از

ایشان استمداد کردم. در پی آن آقای قاضی نزدم آمد و فرمود:

((شما به حضرت علی (علیه السلام) عرض حال کردید و ایشان مرا

فرستاده اند. از این پس، هفته ای دو جلسه با هم خواهیم داشت.))

و در همان جلسه فرمود:

(( اخلاصت را بیشتر کن و برای خدا درس بخوان. زبانت را هم بیشتر

مراقبت نما.))

فعالیت و کسب درآمد :

مرحوم علامه در مدتی که در نجف مشغول تحصیل بودند به علت تنگی

معیشت و نرسیدن مقرری که از ملک زراعیشان در تبریز بدست می آمد

مجبور به مراجعت به ایران می شود و مدت ده سال در قریه شادآباد

تبریز به زراعت و کشاورزی مشغول می شوند. فرزند ایشان مهندس 

سید عبدالباقی طباطبائی می گوید:

خوب به یاد دارم که، مرحوم پدرم دائماً و در تمام طول سال مشغول

فعالیت بود و کارکردن ایشان در فصل سرما در حین ریزش باران و

برفهای موسمی در حالی که، چتر به دست گرفته یا پوستین بدوش

داشتند امری عادی تلقی می گردید، در مدت ده سال بعد از مراجعت

علامه از نجف به روستای شادآباد و بدنبال فعالیتهای مستمر ایشان

قناتها لایروبی و باغهای مخروبه تجدید خاک و اصلاح درخت شده و در

عین حال چند باغ جدید احداث گردید و یک ساختمان ییلاقی هم در داخل

روستا جهت سکونت تابستانی خانواده ساخته شد و در محل زیرزمین

خانه حمامی به سبک امروزی بنا نمود.

مهارتهای علامه :

فرزند علامه می افزاید:

پدرم از نظر فردی، هم تیرانداز بسیار ماهری بود و هم اسب سواری

تیزتک و به راستی در شهر خودمان، تبریز بی رقیب بود، هم خطاطی

برجسته بود، هم نقاش و طراحی ورزیده، هم دستی به قلم داشت و هم

طبعی روان در سرایش اشعار ناب عارفانه و ....،

اما از نظر شخصیت علمی و اجتماعی هم استاد صرف و نحو عربی بود

هم معانی و بیان هم در اصول و کلام کم نظیر بود و هم در فقه و فلسفه،

هم از ریاضی( حساب و هندسه و جبر) حظی وافر داشت و هم از اخلاق

اسلامی، هم در ستاره شناسی (نجوم) تبحر داشت هم در حدیث و روایت

و خبر و ...

شاید باور نکنید که پدربزرگوار من، حتی در مسائل کشاورزی و معماری

هم صاحب نظر و بصیر بود و سالها شخصاً در املاک پدری در تبریز به

زراعت اشتغال داشت و در ساختمان مسجد حجت در قم عملاً طراح و

معماری اصلی را عهده دار بود و تازه اینها گوشه ای از فضایل آن شاد

روان بود وگرنه شما می دانید که بی جهت به هر کس لقب علامه

نمی دهند و همگان بخصوص بزرگان و افراد خبیر و بصیر هیچکس را

علامه نمی خوانند مگر به عمق اطلاعات یک شخص در تمام علوم و فنون

عصر ایمان آورده باشند...

هجرت:

به هر حال علامه طباطبایی بعد از مدتی اقامت در تبریز تصمیم می گیرد تا

به قم عزیمت نماید و بالاخره این تصمیم خود را در سال 1325هـ.ش عملی

می کند.

فرزند علامه طباطبایی در این مورد می گوید:

همزمان با آغاز سال 1325هـ.ش وارد شهر قم شدیم... در ابتدا به منزل

یکی از بستگان که ساکن قم و مشغول تحصیل علوم دینی بود وارد

شدیم ولی به زودی در کوچه یخچال قاضی در منزل یکی از روحانیان که

هنوز هم در قید حیات است اتاق دو قسمتی که با نصب پرده قابل تفکیک

بود اجاره کردیم، این دو اتاق قریب بیست متر مربع بود.

طبقه زیر این اطاقها انبار آب شرب منزل بود که در صورت لزوم بایستی از

درب آن به داخل خم شده و ظرف آب شرب را پر کنیم. چون خانه فاقد

آشپزخانه بود پخت و پز هم در داخل اطاق انجام می گرفت در حالی که

مادر ما به دو مطبخ (آشپزخانه) 24 متر مربعی و 35 متر مربعی عادت

کرده بود که در میهمانیهای بزرگ از آنها به راحتی استفاده می کرد.پدر ما

در شهر قم چند آشنای انگشت شمار داشت که یکی از آنها مرحوم

آیت الله حجت بود. اولین رفت و آمد مرحوم علامه به منزل آقای حجت بود

و کم کم با اطرافیان ایشان دوستی برقرار و رفت و آمد آغاز شد.

لازم به ذکر است که علامه طباطبایی در ابتدای ورودشان به قم به

قاضی معروف بودند، چون از سلسه سادات طباطبایی هم بودند خود

ایشان ترجیح دادند که به طباطبایی معروف شوند. ایشان عمامه ای

بسیار کوچک از کرباس آبی رنگ و دگمه های باز قبا و بدون جوراب با 

لباس کمتر از معمول در کوچه های قم تردد داشت و در ضمن خانه بسیار

محقر و ساده ای داشت.

رحلت :

مهندس عبدالباقی، نقل می کند:

هفت، هشت روز مانده به رحلت علامه، ایشان هیچ جوابی به هیچ کس

نمی داد و سخن نمی گفت فقط زیر لب زمزمه می کرد « لا اله الا الله! »

حالات مرحوم علامه در اواخر عمر دگرگون شده و مراقبه ایشان شدید

شده بود و کمتر تناول می کردند،و مانند استاد خود، مرحوم آیة الله قاضی

این بیت حافظ را می خواندند و یک ساعت می گریستند

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش  

           کی روی؟ ره زکه پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟

همان روزهای آخر، کسی از ایشان پرسید: در چه مقامی هستید؟ فرموده

بودند: مقام تکلم

سائل ادامه داد: با چه کسی؟ فرموده بودند: با حق

حجت الاسلام ابوالقاسم مرندی می گوید:

« یک ماه به رحلتشان مانده بود که برای عیادتشان به بیمارستان رفتم.

گویا آن روز کسی به دیدارشان نیامده بود. مدتی در اتاق ایستادم که

ناگهان پس از چند روز چشمانشان را گشودند و نظری به من انداختند.

به مزاح [ از آن جا که ایشان خیلی با دیوان حافظ دمخور بودند ] عرض

کردم: آقا از اشعار حافظ چیزی در نظر دارید؟ فرمودند:

صلاح کار کجا و من خراب کجا؟ بقیه اش را بخوان!

گفتم: ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا

علامه تکرار کردند: تا به کجا! و باز چشم خود را بستند و دیگر سخنی به

میان نیامد

آخرین باری که حالشان بد شد و راهی بیمارستان شده بودند، به همسر

خود گفتند:

من دیگر بر نمی گردم

آیت الله کشمیری می فرمودند:

« شب وفات علامه طباطبائی در خواب دیدم که حضرت امام رضا

(علیه السلام) در گذشته اند و ایشان را تشییع جنازه می کنند.

صبح، خواب خود را چنین تعبیر کردم که یکی از بزرگان [ و عالمان]

از دنیا خواهد رفت؛ و در پی آن، خبر آوردند که آیت الله طباطبائی

درگذشت »

ایشان در روز سوم ماه شعبان 1401 هـ.ق به محضر ثامن الحجج

(علیه السلام) مشرف شدند و 22 روز در آنجا اقامت نمودند، و بعد به

جهت مناسب نبودن حالشان او را به تهران آورده و بستری کردند، ولی

دیگر شدت کسالت طوری بود، که درمان بیمارستانی نیز نتیجه ای

نداشت.تا بالاخره به شهر مقدس قم که محل سکونت ایشان بود

برگشتند و در منزلشان بستری شدند وغیر از خواص، از شاگردان

کسی را به ملاقات نپذیرفتند، حال ایشان روز به روز سخت تر می شد،

تا اینکه ایشان را در قم، به بیمارستان انتقال دادند.

قریب یک هفته در بیمارستان بستری می شوند و دو روز آخر کاملاً

بیهوش بودند تا در صبح یکشنبه 18 ماه محرم الحرام 1402 هـ.ق سه

ساعت به ظهر مانده به سرای ابدی انتقال و لباس کهنه تن را خلع و به

حیات جاودانی مخلع می گردند و برای اطلاع و شرکت بزرگان از سایر

شهرستانها، مراسم تدفین به روز بعد موکول می شود و جنازه ایشان

را در 19 محرم الحرام دو ساعت به ظهر مانده از مسجد حضرت امام 

حسن مجنبی (علیه السلام) تا صحن مطهر حضرت معصومه 

(علیها السلام)تشییع می کنند و آیت الله حاج سید محمد رضا گلپایگانی

(ره) بر ایشان نماز می گذارند و در بالا سر قبر حضرت معصومه 

 (علیها السلام) دفن می کنند.




تاریخ: شنبه 24 آبان 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah

         

 شکار پهباد آمریکایی نشان از قدرت علمی و فنی بالای جوانان

ایران اسلامی دارد.

 

ای آمریکا از ما عصبانی باش 

و از این عصبانیت بمیر! 

مهار هواپیمای جاسوسی آمریکا از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

ایران، نشان از هوشمندی نیروهای نظامی دارد.

هراس در دل تکذیب

واکنش آمریکا به ساخت پهباد آرکیو 170 ایرانی

وزارت دفاع آمریکا روز چهارشنبه با اعتراف ضمنی به ساخت پهپاد مشابه
 
 
نمونه آمریکایی در ایران، درصدد کم اهمیت جلوه دادن توانایی مهندسی
 
 
معکوس در جمهوری اسلامی ایران برآمد و ادعا کرد که نسخه پهپاد تولید
 
 
شده در ایران در سطح پایین تری از نمونه اصلی آن قرار دارد.
 
 به گزارش خبرگزاری رویترز از واشنگتن ، سرهنگ استیو وارن سخنگوی
 
 
پنتاگون در واکنش به گزارش های مربوط به تولید نسخه همانند پهپاد
 
آمریکایی که در سال 2011 در دام ایران گرفتار شد، گفت: این پهپاد
 
نمونه برداری شده به هیچ وجه نمی تواند با فناوری آمریکا برابری کند. 

وی در عین حال هیچ دلیلی برای اثبات ادعای خود ذکر نکرد. 

به گزارش رویترز،ایران در دسامبر 2011 اعلام کرد که یک فروند هواپیمای
 
 
بدون سرنشین شناسایی از نوع 'آر کیو 170 سنتینل' را در شرق این
 
 
کشور به دام انداخته و بر زمین نشانده است. 
 


این پهپاد ساخت شرکت آمریکایی 'لاکهید مارتین' است. 

در یک فیلم ویدئویی که این هفته خبرگزاری نیمه رسمی 'تسنیم' آن را
  
منتشر کرد ، آیت الله علی خامنه ای رهبر عالی ایران پس از دیدن نمونه
 
 
ساخته شده از روی پهپاد آمریکایی گفت: امروز روز بسیار شیرین و
 
فراموش نشدنی برای من است. 

 




تاریخ: شنبه 24 آبان 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah

سیره اخلاقی و کرامات شیخ حسنعلی نخودکی (ره)

کراماتی از شیخ حسنعلی نخودکی(ره)

خدمت به خلق

فرزند ایشان نقل می کند :پدرم ، در کلیه ساعات روز و شب، برای رفع

حوائج حاجتمندان و درماندگان؛ آماده بودند.روزی عرضه داشتم: خوبست

برای مراجعه مردم وقتی مقرر شود.پاسخ داد: پسرم، « لیس عند ربّنا

صباح و لا مساء»: آن کس که برای رضای خدا، به خلق خدمت می کند،

نباید که وقتی معین کند. پدرم در ابتدای شبها پس از انجام فریضه، به

نگارش پاسخ نامه ها و انجام خواسته های مراجعان مشغول و سپس

مدتی به مطالعه می پرداخت. از نیمه های شب تا طلوع آفتاب به نماز و

ذکر و نوافل و تعقیبات سرگرم بودند. پس از طلوع خورشید اندکی

استراحت می‌کرد و بعد از آن تا ظهر به ملاقات و گفتگو با مراجعان و تهیه

و ساخت دارو برای بیماران می‌نشست و بالاخره عصرها برای تدریس به

مدرسه میرفت و پس از آن نیز به پاسخگوئی و رفع نیازمندی محتاجان و

گرفتاران مشغول بود و در تمام سال به تفاوت ایام و اختلاف احوال پس از

طلوع آفتاب و یا ساعتی بعد از ظهر، استراحتی کوتاه می‌کرد.1

 غرق در عبادت

یکی از خدام حرم مطهر علی بن موسی الرضا ( علیه السلام )، می‏گوید:

یک شب برای بستن درب پشت بام حرم از پله‏ ها بالا رفتم. مرحوم حاج

شیخ حسنعلی را بالای بام و در کنار گنبد مشغول نماز و در حال رکوع

دیدم. رکوعش طولانی شد. چند بار رفتم و برگشتم؛ ولی او همچنان در

حال رکوع بود. طبق دستور سپس درب پشت بام را بستم و پایین آمدم و

به خانه رفتم. آن شب برف سنگینی بارید. هنگام سحر به حرم برگشتم.

نگران جناب شیخ بودم و با عجله از پله‏ های بام بالا رفتم ، دیدم شیخ

حسنعلی در همان رکوع آغاز شب است و پشت ایشان با سطح برف

برابر است.

 مستجاب الدعوه

آیت‌الله العظمی مرعشی‌نجفی در کتاب «المسلسلات فی الاجازات»

می‌نویسد: “او در بین مردم به مستجاب‌الدعوه‌بودن شناخته شده بود و

بسیاری از حاجت‌مندان و بیماران به او پناه‌ می‌بردند؛ پس او برای آنها دعا

می‌کرد یا برای آنها دعاها و حرزهایی می‌نوشت و به این وسیله، گرفتاری

آنها برطرف می‌شد و بیماران آنها شفا می‌یافتند و با این وجود، در کمال

تواضع و فروتنی بود و هیچ ادعایی نداشت و نمونه بارز زاهدانی بود که

تنها به خدا توجه دارند و از امور دنیوی دور هستند.2

نمازهایت را اول وقت بخوان، چهل روز دیگر کارت درست می‌شود

محل دفن خود را می‌دانست

1- از برخی افراد مورد اعتماد شنیده شده که آن جناب در حال حیات خود،

به این محلی که الان قبر اوست، (صحن عتیق حرم مطهر علی‌ابن

موسی‌الرضا ‌(ع) رفت و آمد زیادی داشت. در آنجا می‌نشست و قرآن

و دعا می‌خواند. وقتی که به او گفتند: چرا به این محل توجه خاصی

داری؟ گفت: اینجا محل دفن من است و می‌گفت: مرا در این محل دفن

کنید. در آن زمان سرّ این عمل معلوم نبود، ولی بعدها معلوم شد که این

محل نزدیک پایه مناره است و از خرابی مصون است ولی جاهای دیگر

صحن همه زیر و رو شدند،ولی این محل همچنان به حال خود مانده است.

 (3)

برنامه‌ می‌دهم اما به فکر رهگذران هم باشید

2- یکی از تجار تهران گفت: در شمیران باغی خریدیم و از نظر آب در

مضیقه بودیم. ناچار شدیم چاهی بکنیم ولی هر نقطه‌ای از باغ را کندیم

به آب نرسیدیم. روزی قصد زیارت حضرت امام رضا (علیه السلام) کردیم،

در آنجا به زیارت آیة الله حاج شیخ حسنعلی نخودکی رفتیم، در ضمن

زیارت ایشان، جریان کندن چاه آب را گفتیم و از ایشان کمک خواستیم.

آیة الله نخودکی فرمود: من برنامه‌ای می دهم که اگر مطابق آن عمل

بکنید، هر نقطه باغ را بکنید، آب بیرون می‌آید و خشک هم نمی‌شود.شما

باید یک شیر هم بیرون بگذارید تا رهگذرها و همسایه‌ها هم از آن استفاده

کنند. ما شرط را قبول کردیم. او هم برنامه را به ما داد. برنامه این

بود که ایشان چند جمله در کاغذی نوشته و به ما فرمودند: هر نقطه را

خواستید بکنید، اول این کاغذ را در آنجا قرار بدهید و پس از آن، آن نقطه

را بکنید و هنگامی که به آب رسیدید، این کاغذ را به چاه بیندازید. ما هم

مطابق دستور ایشان عمل کردیم و به آب رسیدیم. تاکنون هر چه از آن

چاه آب برداشته‌ایم کم نشده است و یک شیر هم به بیرون باغ گذاشته‌ایم

تا عموم استفاده کنند.4

 چند قدم راه رفتن و رهایی از اشرار

3- سید ابوالقاسم هندی می‌گوید: به همراه آیة الله نخودکی به یکی از

کوه‌های مشهد رفته بودیم، ناگهان شرور آن منطقه که موجب ناآرامی

آن نواحی شده بود، از کناره کوه پیدا شد و گفتند: اگر حرکت کنید کشته

خواهید شد. آیة الله نخودکی به من فرمود: وضو داری؟ گفتم: بله. آنگاه

دست مرا گرفت و گفت: چشم خود را ببند. پس از یکی دو قدم که راه

رفتیم گفت: چشمانت را باز کن. وقتی که چشمانم را باز کردم دیدم

نزدیک دروازه شهر هستیم و به این ترتیب از دست آن شرور رها شدیم.

بعد از ظهر خدمت آن جناب رفتم. به من گفتند: قضیه صبح را با کسی در

میان نگذاشتی؟ گفتم: نه. گفت: من تا زنده‌ام به کسی این ماجرا را نگو

و گرنه خود را به کشتن می‌دهی.5

 چند دانه خرما و فرزنددار شدن

4- آقای ظفرالسلطان نهاوندی نقل کرد که خدمت آیة الله نخودکی

مشرف شدم و عرض کردم که عروسم بچه ندارد و دیگر بچه‌دار نمی‌شود.

آیة الله نخودکی گفت: تو برای پسرت اولاد می‌خواهی. بعد دعایی به من

دادند و چند دانه خرما و خداوند به آنها چندین اولاد داد.6

 کارمند بیکاری که بازهم کارمند شد

5- یکی از کارمندان شهرداری نقل کرد: به عللی مرا از کار بر کنار کردند.

رفتم خدمت آیة الله نخودکی. به من فرمود: نمازهایت را اول وقت بخوان،

چهل روز دیگر کارت درست می‌شود. روز چهلم در خیابان نزدیک یک

قهوه‌خانه نشسته بودم، شهردار سابق مشهد آقای محمدعلی روشن با

درشکه از آن محل عبور می‌کرد. بلند شدم، سلام کردم. او درشکه را نگه

داشت و گفت: چرا اینجا نشسته‌ای؟! مگر کار نداری؟! شرح حال خود را

گفتم. گفت: با من بیا. با او سوار درشکه شدم و رفتیم به شهرداری. او

دستور داد از من رفع اتهام شد، مرا به خدمت بازگرداند و مشغول کار

شدم. درست پس از چهل روز چنین شد.7

 

 1- نشان از بی نشان‌ها ج1 ص23

2 - المسلسلات فی الاجازات، ج2، ص 307

3 - گنجینه دانشمندان، شیخ محمد شریف رازی، ج 7، ص 111 در مشهد

4 - نشان از بی نشان‌ها، ص 80، علی مقدادی

5- همان، ص 47

6 - همان، ص 97

 7- همان، ص 101




تاریخ: شنبه 24 آبان 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah

اين فقيه اخلاقي و مردمي که در عين حال هنرمندي چيره دست و نام آور

بودند، در طول ساليان اقامت خود در کرمانشاه در جايگاه عالمي عامل و

وظيفه شناس در خدمت تربيت ديني و اخلاقي مردم آن مرز و بوم و در

دوران انقلاب، در پيشبرد هدف هاي نظام جمهوري اسلامي، تلاش ارزنده

و شايسته ئي کرده و همواره در صراط مستقيم انقلاب پاي فشرده و

زحماتي متحمل شدند.فقدان ايشان براي آن استان و به خصوص جوامع

علمي و هنري آن خسارتي است که از خداوند متعال جبران آن را مسالت

مي کنم.رحمت و غفران الهي ارزاني آن روح باصفا و بااخلاص باد.

*فرازی از پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب به مناسبت ارتحال ایت الله

 نجومی کرمانشاهی(ره)




تاریخ: پنج‌شنبه 22 آبان 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah

انقلابی‌ترین داش مشدی ایران+تصاویر

شهید طیب حاج رضایی از عیاران نامدار تهران بود. در رویداد ۲۸ مرداد

۱۳۳۲ نیز ازحامیان شاه به شمار میرفت، هر چند عده ای بر این باورند

که تهدیدات کمونیست ها طیب را به بیم افکنده بود. او پس از قیام ۱۵

خرداد۱۳۴۲ حاضر به پذیرش اتهام دریافت پول از امام نشد و پس از

محاکمه ای فرمایشی در سحرگاه یازدهم آبان ۱۳۴۲ به جوخه اعدام

سپرده شد. یادش گرامی باد

شهید حاج اسماعیل رضایی و شهید طیب حاج رضایی، از بارفروشان 

میدان بار تهران بودند که در برپایی قیام 15 خرداد 1342 نقش مؤثری 

داشتند. پس از این واقعه، طیب به عنوان یکی از محرکین اصلی تحت 

تعقیب قرار گرفت به طوری که فرمانداری نظامی تهران طی گزارشی 

ویژه، به شاه اعلام کردشخص طیب حاج رضایی مسئوول اصلی این 

اقدامات است.


 

 

 

طیب حاج رضایی

 (۱۲۸۰ در تهران - ۱۱ آبان ۱۳۴۲ در تهران) از عیاران و باستانی کارهای 

تهران در دوران سلطنت سلسله پهلوی و از جمله افرادی بود که در ادبیات

محاوره‌ای آن زمان به جاهل و یا لوطی مشهور بودند.طیب در محله صابون

پز خانه(در اصطلاح عام صام پزخانه) تهران به دنیا آمد. پدر او حسینعلی

حاج رضایی از اهالی سگمس آباد(ارتش آباد) از توابع قرقان قزوین بود که

پس از مهاجرت به تهران به شغل جمع آوری بوته‌های خشک برای

نانوایی‌ها مشغول بود. طیب سه برادر به نامهای حاجی مسیح، اکبر و

طاهرداشت او از همان ابتدا به ورزش باستانی علاقه‌مند بود و پس از پایان

یافتن دوره سربازی بود که نام او کم کم بر سر زبانها افتاد. طیب از سال

۱۳۳۰ تا ۱۳۴۲ از میدان داران به نام میوه و تره بار تهران بود و به کار خرید

و فروش میوه و تره بار مشغول بود. اودر دوران زندگی اش دو همسر و

هفت فرزند داشت.

 

وی در سال ۱۳۳۲ از موافقین رژیم شاهنشاهی پهلوی در کودتای ۲۸

مرداد بود.

بیژن حاج رضایی فرزند طیب در مورد دلبستگی پدرش به حسین بن علی

(علیه السلام) چنین می‌گوید :

 

«پدرم، عجیب حساسیت و علاقه به خاندان عصمت و طهارت به‌خصوص

حضرت امام حسین (ع) داشت و این را واقعاً می‌گویم که عاشق او بود،

حتی در برابر بعضی اعتراضات مادرم در مورد بعضی خرج‌هایش می‌گفت

من زندگی‌ام و پولی را که بدست می‌آورم؛ دو قسمت می‌کنم یک قسمت

آن را خرج خودم می‌کنم، و قسمت دیگر را خرج امام حسین (ع)، حالا یا

برای او عزاداری می‌کنم یا به راه او خرج می‌دهم.»

 


 

اما بعدها تغییر رویه داد و به انقلابیون نهضت اسلامی

پیوست و سرانجام در یازدهم آبان ماه ۱۳۴۲ در میدان تیر پادگان حشمتیه

 تهران اعدام گردید و در قسمت شرقی حرم شاه عبدالعظیم به خاک

سپرده شد.

 

 

شهید طیب حاج رضایی

در یکی از گلزیزان ها در یکی از زورخانه های تهران

 

شهید طیب حاج رضایی

در یکی از گلزیزان‌ها در یکی از زورخانه‌های تهران

شهید طیب حاج رضایی در جمع برخی از دوستان

 

شهید طیب حاج رضایی در جمع برخی از دوستان
 
 
 
شهید طیب حاج رضایی در دادگاه و به هنگام قرائت رای صادره
 
 
 
شهید طیب حاج رضایی در حاشیه دادگاه و در میان دوستان
 
 
 
شهید طیب حاج رضایی در حال ایراد دفاعیات در دادگاه
 
شهید طیب حاج رضایی در دادگاه
 
 
 
شهید طیب حاج رضایی در دادگاه
 
 
 
شهید طیب حاج رضایی در دادگاه
 
 
 
شهید طیب حاج رضایی در دادگاه،
 
شهید حاج اسماعیل رضایی در حال ایراد دفاعیات
بعد از اعلام حکم، ما را به بندهامون منتقل کردند. نصف شب، مأمور
 
شهربانی آمد و زد به در زندان و گفت: محمد باقری! حاج علی نوری!
 
اعلاحضرت با یک درجه تخفیف، عفو ملوکانه به شما داده.
 
اینها را گفتند تا طیب تو بزنه و از ترس اعدام، حرفش رو پس بگیره و بگه
 
آقای خمینی منو تحریک کرد؛ اما طیب که تو یک سلول دیگه زندانی بود،
 
بلند گفت: این حرفها رو برای ننه‌ات بزن! یک بار گفتم، باز هم می‌گم،
 
من با بچه حضرت زهرا(سلام علیها) در نمی افتم.
 
فردا شب، صدایی از سلول طیب آمد. فهمیدم دارن می برندشان برای
 
 
اعدام، وقتی می‌رفتن،طیب زد به میله سلول من و گفت: محمد آقا! اگه
 
 
یک روز خمینی رو دیدی، سلام منو بهش برسون و بگو خیلی‌ها شما رو
 
دیدند و خریدند ، ما ندیده شما رو خریدیم.
 
نیم ساعت بعد، صدای رگبار اومد و معلوم شد که تیربارونشون کردن.
 
طیب، رسم مردانگی رو به جا آورد و عاقبت به خیر شد. هنوز هم
 
حیرون کار طیب هستم.»
 
محمد آقا هر وقت این قصه را برایم می گفت، به پهنای صورت اشک
 
می ریخت و می گفت: هر وقت یاد آن شب می افتم، قلبم می گیره.
 
خیلی طیب رو اذیت کردن تا از شاه طلب بخشش کنه؛ اما خدا اگر بخواد
 
کسی رو بخره، می خره. اسم طیب و حاج اسماعیل رضایی تا قیامت
 
موندگاره.
 
بعد از پیروزی انقلاب، محمد آقا با جمعی از مردان انقلابی خدمت امام
 
خمینی(ره) رسیدند و با ایشان عکس یادگاری انداختند. وقتی محمد آقا 
 
پیام طیب را به امام گفت، امام فرمود: طیب، حُر دیگری بود. 
 
 
 
تندیس شهید طیب حاج رضایی در موزه عبرت ایران



تاریخ: چهارشنبه 21 آبان 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah
 
 
درسنامه رزق حلال( ۷)
 
انواع ربا و پیامدهای حرام‌خواری
 
 ربا عبارت است از دادن مالی به دیگران به شرطی که در موقع پس 
 
 
دادن با مقداری زیادی عوض دهد، یا اگر گیرنده مال در موعد مقرر ، وجه
 
 
را به طلبکار نپرداخت به شرط دریافت وجهی افزونتر از مقدار نخست 
 
مهلت دهد.
 

 سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه» هفتمین بخش از درسنامه

رزق حلال نوشته حجت الاسلام علی اصغر ملک احمدی پیرامون

«مصادیق حرام‌خواری» را منتشر می کند.

ربا برهم زنندة نظم اجتماعی است، چون ثروت طلبکار هر روز زیادتر و

بدهکار هر روز فقیرتر می شود و موجب نفرت وبغض شدید فقرا به اغنیا

می گردد ( محققان می گویند این عامل یکی از دلایل جنگ جهانی بوده

است.) ترجمه تفسیر المیزان ، ج 2 ، ص 629

این کار زمینه رشد سالم اقتصادی را ازبین می بردو موجب کاهش فعالیت

های کشاورزی، صنعتی، عمرانی و تجاری می شود. باعث بی برکتی مال

و ثروت می گردد. رباخوار بی اعتقاد می شود.( می گوید انما البیع مثل

الربا خریدو فروش هم مثل ربا است. ( سوره بقره، آیه 276 )

ربا مانع کمک به دیگران و انجام کارخیر می شود( الفروع من الکافی،ج5،

ص 146 ) و ربا به زشت ترین گناهان آلوده است، همچنان که گناه ربا،

از زنا با محارم، درخانة خدا گناهش افزونتر است.

*  در عمل باید اینگونه باشیم:

 از دادن و گرفتن اموال ربوی خودداری کنیم واموال خود را از طریقی که

دین برای ما توصیف نموده در چرخه اقتصاد قرا دهیم تا از برکات معنوی

آن بهره مندشویم.

 *  انواع ربا :

   1- معامله ای 2- قرضی 3- حکمی.

 ربای معامله ای: ربایی است که یکی از دو چیز مثل هم، با زیادۀ عینی،

به مثل دیگر فروخته شود، مانند فروختن یک کیلو از گندم به دو کیلو ازآن،

یا به یک ازآن بعلاوه یک درهم، یا با زیادۀ حکمی مانند یک کیلو گندم نقدا

به یک کیلو آن به طور نسیه، و اقوای آن است که اختصاص به بیع ندارد،

بلکه در سایر معاملات مثل صلح و مانند آن نیز جاری می شود.

( تحریر الوسیله ج1، القول فی الربا)

 ربای قرضی:

کسی که قرض می دهد، شرط کند زیادتر از مقدرای که می دهد بگیرد،

حال این زیادتی ازنوع زیادتی عینی باشد مثل اشخاصی که مبلغی

می گیرند و در برابر، هر ماه سودی به آنان می دهند بدون اینکه تحت

یکی از عقود انجام گیرد، بلکه براساس  توافق طرفین باشد، این نوع

معاملات حرام و ربا محسوب می شود.

ربای حکمی:

در این نوع از ربا چیزی از طرف نمی گیرد به این جهت اصل قرض مشکل

پیدا نمی کند و فقط به خاطر شرط خاصی که درضمن قرض قرار داده

می شود اصل عمل، ربا و حرام است.

 سؤال: اگر صندوق قرض الحسنه برای وام گیرنده و معرِّف و ضامن

شرایطی مانند افتتاح حساب یا مسدود کردن مبلغی وجه نقد تامدتی

معین، قرار دهدکه پس از انقضاء مدت، وام بیشتر با مدت زیادتر به وام

گیرنده بدهد، حکم شرعی این گونه شرایط چیست؟

پاسخ: زیادی حکمی، ربا است و جایز نیست و گرچه اصل قرضی که داده

شده و قرضی دو برابری که بعدا داده می شود صحیح است.

( استفتاات رهبر فقید انقلاب ج2 ص 295 ، سؤال 36 )

*آیا کلاه شرعی داریم

انسان در امور مالی خود دقت بیشتری نماید تا مبتلا به ربا نشود و در

معاملات از عقود شرعی استفاده نماید مانند: استفاده ار معامله نقد و

نسیه، صلح، پیش خرید، بیع شرط، وام گرفتن با استفاده از شرط ضمن

عقد، هبه مشروط و غیره .

لازم به یادآوری است عده ای از این راهکارها، جهت خلاصی از ربا،

تعبیربه «کلاه شرعی » می کنندکه این تعابیر صحیح نمی باشد و تمام

این نوع عقود راه کارهایی است که شرع مقدس جهت رهایی  از ربا و

مبتلا نشدن به حرام در مقابل ما قرار داده است.

*مصادیق حرام‌خواری

وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ ﴿۱﴾ الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ ﴿۲﴾

وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ ﴿۳﴾ أَلَا يَظُنُّ أُولَٰئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ ﴿۴﴾

لِيَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿۵﴾ يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ﴿۶﴾سوره مطففین آیات1 – 6

وای برکم فروشان،که چون از مردم پیمانه گیرند تمام وکما ل دریافت دارند

و چون برآنان پیمانه یا وزن کنند، از ایشان کم گذارند. مگر اینکه  اینان گمان

نمی دارند برای روزی بزرگ و با اهمیت برانگیخته خواهند شد؟ روزی که

مردم ، همگان در برابر پروردگار جهانیان به پای ایستند.

حضرت علی (ع) می فرمایند: و چون ترازوها را کم گذارند و کم فروشی

رواج یابد خداوند مردم را به قحطی و کمی محصول مبتلا سازد.

بحار الانوار ، ج103، ص 107

*حکایت

پیامبر(ص) می فرماید: هر کسی در کیل و وزن خیانت کند، فردا او را به

قعر دوزخ درمی آورند  و در میان دو کوه آتش جایش می دهند و به او

می گویند این کوه ها را وزن کند و او همیشه به این کار مشغول است.

مالک دینار می گوید:همسایه ای داشتم وقتی بیمار شد،به عیادتش رفتم

در  حال جان دادن بود و  داد می زد که دو کوه آتش قصد مرا می کنند.

گفتم: ای مرد این محض خیال است، گفت: نه حقیقت دارد، زیرا مرا دو

ترازو بود، یکی ناقص و دیگری زائد به ناقص می دادم و به زائد می گرفتم

و این عقوبت آن کار است. گناهان کبیره ، ج1 ص 384

*آثار کم فروشی

هنگامی که سوره مطففین نازل شد، رسول خدا (ص) آن را برای مردم

مدینه تلاوت کرده سپس فرمودند:« خَمسّ بخمسٍ پنج چیز در مقابل پنج

چیز است»  مردم پرسیدند : یا رسول الله ! کدام پنج در مقابل پنج است؟

پیامبر فرمودند: هیچ گروهی عهد شکنی نمی کنند مگر آنکه خدا دشمن

را بر آنان مسلط می کند، هیچ گروهی نیستند که به غیر حکم الهی حکم

کنند مگر آنکه تهدیستی و تنگدستی در میان ایشان آشکار می شود،

فحشا و زشتی درمیان هیچ گروهی نمایان نمی شود مگر آنکه مرگ و میر

در میان ایشان فراوان می گردد و هیچ  گروهی کم فروشی نمی کنند

مگر آنکه زراعت و گیاهان آنها ازبین می رود و هیچ گروهی از زکات منع

نمی کنند مگر آنکه باران رحمت الهی از میان ایشان باز گرفته شود.

 اختیار عالم وجود در دست با قدرت خدا است، وقتی انسان ها از مسیر

مستقیم او منحرف شوند، و به دستورات او عمل نکنند دچار پیامد های آن

خواهند شد، انسان ها کم فروشی می کنند تا مال و ثروت بیشتری به

دست آورند،ازسوی خدا به زمین دستور می دهدکه گیاه خویش را نرویاند

و قحطی را برآنان مسلط می سازد. روزی حلال،ص 120

حضرت علی (ع) وقتی از اداره حکومت فارغ می شد، به بازارمی آمدند و

می فرمودند: ای مردم از خدا بترسید و کیل و وزن را تماماً اندازه بگیرندو

طریق داد و عدل را درآن ملاحظه کنید و چیزهای مکیل و موزون را به

مردمان کم ندهید و در زمین فساد نکنید.

در روایت است روزی حضرت علی (ع) مردی را در بازار دیدند که زعفران

می کشید و در آن کفه ای که زعفران بود، زعفران بیشتر می ریخت،

حضرت متوجه شدند ترازوی او خراب است وبدین جهت این کا را می کند،

حضرت زعفران را بر داشتند و فرمودند: اول ترازویت را درست کن، بعداً

 اگر می خواهی بیشتر بده. گناهان کبیره، ج1 ،ص 120

*حکم کم فروشی

 کم فروش  نسبت به آن مقدار که کم فروخته، مدیون است و واجب است

آن را به مشتری برگرداند و اگر مرده است به ورثه او بدهد و اگر او را

نمی شناسد، بنابر احتیاط با اجازه حاکم شرع از طرف صاحبش صدقه

بدهد.

« انصاف» بهترین کاری است که انسان در معاملات باید رعایت کند،

چنانچه حضرت امام صادق (ع) می فرمایند: بهترین کارها سه چیز است

با مردم از روی انصاف رفتار کنی،به اینکه هرچه را برای خود می پسندی

برای دیگران هم بپسندد، با برادران دینی خود در مال مساوات کنی و

همیشه به یاد خدا باشی . . الکافی، ج2، ص 144

به نظرمی رسد اگر همه به این فرمایش حضرت(ع)در معاملات عمل کنند،

راه صحیح را پیموده و مبتلا به کم فروشی و امثال آن نمی گردند.

* کم‌فروشی معلمان

فروشنده ای زیر ترازوی خود مقداری آهن تعبیه کرده تا هنگام وزن کردن

کالا، ترازو وزن بیشتری را نشان دهد.

سبزی فروش آب فراوانی به سبزیها می زند و میان بسته سبزیها

مقداری گل قرار می دهد.

میوه فروش میوه های خود را با  ظرف آن وزن می کند ومقدار نامعلومی

بیش از مقدار واقعی به جهت ظرف کم می کند.

سخنرانی قرار است و تعهد کرده یک ساعت صحبت کند یا درس بدهد،

اما نیم ساعت کلاس را تعطیل می کند. بنابراین باید توجه داشت

کم فروشی فقط در کیل و وزن نیست بلکه مصادیق مختلف دارد و آیه

شریفه شامل همه این موارد می شود. از این رور با دقت از همه این

امور اجتناب کنیم.

*به این آیات قرآن توجه کنید

وَيَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ

وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ﴿۸۵﴾ سوره هود

اگر در شغلمان با ترازو سرو کار داریم، در هنگام وزن کردن از صحت

ترازوی خود مطمئن شویم و دقت درحساب داشته باشیم و سعی کنیم

در هنگام وزن کردن قدری بیشتر به نفع مشتری وزن کنیم تا خدای

ناکرده جزو کم فروشان محسوب نگردیم.

 کم کشیدن، نه تنها مال را زیاد نمی کند، بلکه برکت را از مال انسان

می برد و در مقابل به نفع مشتری بیشتر کشیدن به مال انسان برکت

می دهد و افزایش روزی را در پی خواهد داشت.




تاریخ: چهارشنبه 21 آبان 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah

 

شیطان بزرگ آمریکا در چنبره صهیونیسم

اسیر شده است   

شیطان به خاطر کبر و نژاد پرستی از درگاه ایزد منان رانده شد و امروزه

شیطان بزرگ آمریکاست که در چنبره صهیونیسم اسیر شده است.

 

شیطان بزرگ (آمریکا) + صهیونیسم (رذایل اخلاقی) = هلاکت خود

 

مسلمانان + تیرهای فضایل اخلاقی = پیروزی بر کل شیاطین عالم

 


 

طرح مذاکره با ایران، فریب یا واقعیت؟

چند ماه بعد از این که پول های خودمون رو قرار شد در قالب 8 تا قسط به

خودمون بدن آمریکایی ها اموال بنیاد علوی رو هم به ارزش تقریبی 5 

میلیارد دلار مصادره کردند.

واقعاً ذره ای اعتماد به این ها اشتباه محضه

 

نماز اول وقت ظریف

در خلال مذاکرات سخت و فشرده با اشتون و کری

مسقط

محل سقوط شما خواهد بود

اگر 

تنها یک لبخند

بیهوده خرج شود.




ادامه مطلب...
تاریخ: سه‌شنبه 20 آبان 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah

کنایه مشاور ارشد رئیس جمهور به پیشرفت های صنعتی کشور   

آقای ترکان، تحقیر صنعت داخلی به چه قیمت؟!
 
خوشبختانه زمان زیادی از انفجار دو فضاپیمای ایالات متحده آمریکا در چند
 
متری سطح کره زمین نمی گذرد که برخی آن را حادثه و سرعت پیشرفت
 
علمی آمریکا پس از آن را با مقیاس های من درآوردی غیر قابل باور
 
توصیف کنند.

تصاویر مدیریت آبگوشت بزباش و قرمه سبزی

بچه بسیجی ها ....

 
 
آبگوشت بزباش است دیگر گاهی دلش می خواهد پرواز کند 
 
 
 
 
 
آقای ترکان کاش به جای تکنوکرات بودن بسیجی بودی
 
تا گند نزنی به صنعت ایران
 

* ترکان به چه حمله می‌کند؟
 
حمله ترکان به پیشرفت‌های اقتصادی کشور در 35 سال پس از انقلاب
 
و بزرگنمایی ضعف‌ها و معایب آن، در حالی است که خود وی از جمله
 
مدیران تکنوکراتی است که در این 35 سال نزدیک به 3 دهه در مناصب
 
عالی کشور مشغول به کار بوده است. 
 
در 30 سال گذشته، ترکان در سازمان‌ها، شرکت‌ها و دستگاه‌های مهم
 
اقتصادی کشور عهده‌دار مسئولیت‌های مهم بوده و اینک فراموش کرده
 
 که اگر ضعفی در مدیریت اقتصادی کشور در سطوح مختلف بوده،مطمئنا
 
او از جمله افرادی است که امروز باید پاسخگوی سوءمدیریت‌های خود
 
باشد، نه این که در مقام مدعی حاضر شود.
 
 
 
اکبر ترکان دبیر شورای هماهنگی مناطق آزاد در نشست تخصصی صنعت
 
خودرو اظهار داشت: « بگذارید با خود روراست باشیم ما به جز پخت
 
آبگوشت بزباش و قورمه سبزی در هیچ تکنولوژی صنعتی نسبت به جهان
 
 
برتری نداریم».این سخنان در حالی است که کشورمان در زمینه دانش
 
هسته‌ای،سلول‌های بنیادین،نانو تکنولوژی و بسیاری دیگر از زمینه‌ها
 
توانسته به موفقیت‌های چشم گیری دست یابد.
 





تاریخ: سه‌شنبه 20 آبان 1393
ارسال توسط siasateenghelabikermanshah
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران