

نخستین دستگیری آیتالله طالقانی پس از کودتا 28 مرداد،
مربوط میشود به پاییز 1334 که ساواک آیتالله طالقانی را
به دلیل مخفی کردن نواب صفوی در منزلش به زندان افکند.













امام خمینی (ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران در پیامی که به
مناسبت وفات آیت الله طالقانی صادر کردند.
متن کامل این نامه بدین شرح است:
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
إنا للَّه و إنا إلیه راجعون
فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَنْ یَنتَظِرُ. عمر طولانى این عیب
را دارد که هر روز عزیزى را از دست مى دهد و به سوگ شخصیتى
مى نشیند و در غم برادرى فرو مى رود. مجاهد عظیم الشأن و برادر
بسیار عزیز حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقاى طالقانى از بین
ما رفت و به ابدیت پیوست و به ملأ اعلى با اجداد گرامش محشور شد.
براى آن بزرگوار، سعادت و راحت و براى ما و امت ما، تأسف و تأثر و اندوه.
آقاى طالقانى یک عمر در جهاد و روشنگرى و ارشاد گذراند. او یک
شخصیتى بود که از حبسى به حبس و از رنجى به رنج دیگر در رفت و آمد
بود؛ و هیچ گاه در جهاد بزرگ خود سستى و سردى نداشت. من انتظار
نداشتم که بمانم و دوستان عزیز و پر ارج خودم را یکى پس از دیگرى از
دست بدهم. او براى اسلام به منزله حضرت ابوذر بود؛ زبان گویاى او چون
شمشیر مالک اشتر بود؛ بُرنده بود و کوبنده. مرگ او زودرس بود و عمر او
با برکت. رحمت خداوند بر پدر بزرگوار او، که در رأس پرهیزکاران بود، و بر
روان خودش که بازوى تواناى اسلام. من به امت اسلام و ملت ایران و
عائله ارجمند و بازماندگان او، این ضایعه بزرگ را تسلیت مى دهم. رحمت
بر او و بر همه مجاهدان راه حقّ.
و السلام على عباد اللَّه الصالحین.
روح اللَّه الموسوی الخمینى
ادامه مطلب...







بسم الله الرحمن الرحیم
گوشهای از پیام امام خمینی(ره)به مناسبت کشتار بی رحمانه
مردم تهران در ۱۷ شهریور ۵۷:

…چهره ایران امروز گلگون است و دلاوری و نشاط در تمام اماکن
به چشم میخورد، آری این چنین است راه امیرالمومنین علی(ع)
و سرور شهیدان امام حسین(ع)؛ ای کاش خمینی در میان شما
بود و در کنار شما در جبهه دفاع برای خدای تعالی کشته میشد…
۱۷ شهریور از ایام الهی است که باید ذکر آن را زنده نگه داریم.




تنها چندروز پس از واقعه آتشسوزی سینما رکس آبادان در 28 مرداد
1357، دولت جمشید آموزگار که با شعار دولت فضای باز سیاسی
روی کار آمدهبود، مجبور به استعفا گردید و در روز 4 شهریور،
محمدرضا پهلوی از جعفر شریف امامی که فرزند روحانی و رئیس
مجلس سنا بود و به برخی مخالفتها با دولت هویدا مشهور بود،
دستور داد تا دولتی با شعار آشتی ملی تشکیل دهد.
اندکی بعد و در روز سیزدهم شهریور، راهپیمایی بزرگ عید فطر در
تپههای قیطریه تهران، تبدیل به تظاهرات بر ضدّ حکومت شاهنشاهی
شد. به دنبال این تظاهرات، ناآرامیهای دیگری نیز تا روز شانزدهم
شهریور به وقوع پیوست.
دعوت کننده اصلی راهپیمایی روز هفده شهریور روحانیای به نام
علامه یحیی نوری بود. این فرد از مبارزین برضد نظام شاهنشاهی
بود که به صورت انفرادی عمل مینمود و ساکن اطراف میدان ژاله بود.
از اولین ساعات صبح روز جمعه، مردم برای شرکت در راهپیمایی و
نماز جمعه به امامت علامه یحیی نوری راهی میدان ژاله گردیدند.
غافل از آنکه از ساعت 6 صبح، حکومت نظامی توسط فرماندار تهران
ارتشبد غلامعلی اویسی اعلام و درحال اجرابود و اجتماع بیش از
سه نفرهم ممنوع بود. اعلام دیرهنگام حکومت نظامی (ساعت 6 صبح
همانروز) از دلایل شلوغی این تظاهرات بود.
فرماندهان نظامی ابتدا چندبار با بلندگو از مردم خواستند که متفرق
شوند و وقتی با بیتفاوتی مردم روبهرو شدند، به سوی آنان آتش
گشودند. گلولهباران توسّط نظامیان، برای چند دقیقه بیشتر به
طول نینجامید.

پس از ۱۷ شهریور علاوه بر اینکه مردم در بهشت زهرا (س) به
زیارت شهدا میرفتند، تندترین شعارها را علیه رژیم شاه سر
میدادند؛ یکی از شعارهای مردم این بود که «ولی عهدت بمیرد
شاه خائن؛ چرا کُشتی جوانان وطن را».
شاه خائن فکر کرد، توانسته مردم را با کشتار سرکوب کند اما همین
خونها بود که انقلاب را به ثمر رساند و همین شهدا تا انقلاب
مهدی (عج) از انقلاب اسلامی محافظت میکنند.
***یادشان زنده و راهشان جاویدان***


میلاد عالم آل محمد، هشتمین حجت سرمد،نگین درخشان وطن،
السلطان ابا الحسن، حضرت رضا(علیه السلام)مبارک باد
بر روی رضـا شمـس امامت صلـوات
بر شافع ما روز قیامـت صـلوات
در شـام ولادتـش که شادنـد همـه
بفرست بر این روح کرامت صلوات صلوات

تولد امام(علیه السلام):
حضرت رضا (علیه السلام) در یازدهم ذیقعدﺓ الحرام سال 148 هجری
در مدینه منوره دیده به جهان گشودند. از قول مادر ایشان نقل
شده است که: "هنگامیکه به حضرتش حامله شدم به هیچ وجه
ثقل حمل را در خود حس نمیکردم و وقتی به خواب میرفتم، صدای
تسبیح و تمجید حق تعالی و ذکر "لاالهالاالله" را از شکم خود
میشنیدم، اما چون بیدار میشدم دیگر صدایی بگوش نمیرسید.
هنگامیکه وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد
و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبانش را تکان میداد؛
گویی چیزی میگفت."(2)
نظیر این واقعه، هنگام تولد دیگر ائمه و بعضی از پیامبران الهی
نیز نقل شده است، از جمله حضرت عیسی که به اراده الهی در
اوان تولد، در گهواره لب به سخن گشوده و با مردم سخن گفتند
که شرح این ماجرا در قرآن کریم آمده است.(3)


امامت - مدت امامت و تعداد فرزندان امام رضا(علیه السلام)
سبط بن جوزی در تذکرة الخواص، پسران حضرت ر اچهار تن، که با
حذف حسین، به شرحی که ذکر شده نام برده است، اما شیخ مفید (ره)
بر این است، که امام هشتم (علیه السلام) را فرزندی جز امام
محمد جواد (علیه السلام) نبوده است و ابن شهر آشوب و طبرسی در
اعلام الوری، نیز بر همین اعتقاد می باشند، و آنچه از نظر ما محقق است
این است که امام هشتم (علیه السلام) فرزندی جز امام محمد جواد
(علیه السلام) نداشته اند و آنچه غیر از این گفته شده، به ثبوت نرسیده
است و خداوند به حقیقت حال داناتر است.
مدت امامت امام رضا (علیه السلام) 20 سال می باشد.

اگر دلتان هوای مشهد الرضا کرده است...

حدیث سلسلة الذهب:
در طول سفر امام به مرو، هر کجا توقف میفرمودند، برکات زیادی
شامل حال مردم آن منطقه میشد. از جمله هنگامیکه امام در
مسیر حرکت خود وارد نیشابور شدند و در حالی که در محملی
قرار داشتند از وسط شهر نیشابور عبور کردند. مردم زیادی که
خبر ورود امام به نیشابور را شنیده بودند، همگی به استقبال
حضرت آمدند. در این هنگام دو تن از علما و حافظان حدیث نبوی،
به همراه گروههای بیشماری از طالبان علم و اهل حدیث و درایت،
مهار مرکب را گرفته و عرضه داشتند: "ای امام بزرگ و ای فرزند
امامان بزرگوار، تو را به حق پدران پاک و اجداد بزرگوارت سوگند
میدهیم که رخسار فرخنده خویش را به ما نشان دهی و حدیثی
از پدران و جد بزرگوارتان، پیامبر خدا، برای ما بیان فرمایی تا
یادگاری نزد ما باشد." امام دستور توقف مرکب را دادند و دیدگان
مردم به مشاهده طلعت مبارک امام روشن گردید. مردم از
مشاهده جمال حضرت بسیار شاد شدند به طوری که بعضی از
شدت شوق میگریستند و آنهایی که نزدیک ایشان بودند،
بر مرکب امام بوسه میزدند. ولوله عظیمی در شهر طنین افکنده
بود به طوری که بزرگان شهر با صدای بلند از مردم میخواستند
که سکوت نمایند تا حدیثی از آن حضرت بشنوند. تا اینکه پس از
مدتی مردم ساکت شدند و حضرت حدیث ذیل را کلمه به کلمه
از قول پدر گرامیشان و از قول اجداد طاهرینشان به نقل از
رسول خدا(ص) و به نقل از جبرائیل از سوی حضرت حق
سبحانه و تعالی املاء فرمودند:
"کلمه لاالهالاالله حصار من است پس هر کس آن را بگوید
داخل حصار من شده و کسی که داخل حصار من گردد
ایمن از عذاب من خواهد بود." سپس امام(ع) فرمودند:
"اما این شروطی دارد و من، خود، از جمله آن شروط هستم."
این حدیث بیانگر این است که از شروط اقرار به کلمه
لاالهالاالله که مقوم اصل توحید در دین میباشد، اقرار به
امامت آن حضرت و اطاعت و پذیرش گفتار و رفتار امام
میباشد که از جانب خداوند تعالی تعیین شده است.
در حقیقت امام شرط رهایی از عذاب الهی را توحید و شرط
توحید را قبول ولایت و امامت میدانند.



طرح/ ضامن آهو!

گفتی که بلا بلا بلا ، گفتم چشم ،
از روز الست با رضا گفتم چشم
من آمده ام تا به ولایت برسم،
گفتی انا من شروطها گفتم چشم

ادامه مطلب...

آن بزرگوار را به تقوا و حسن عمل و استقامت و مقاومت
و تعهد در راه هدف مى شناختم. (صحیفه امام، ج15، ص: 173و 174)



بسم اللَّه الرحمن الرحیم
إنا للَّه و إنا إلیه راجعون
با کمال تأسف و تأثر حجت الاسلام شهید قدوسى به دوستان شهید
خود پیوست. شهیدى عزیز که سالیان دراز در خدمت اسلام بود؛
و اخیراً مجاهدات او در راه انقلاب بر همگان روشن است. این جانب
سالیان طولانى از نزدیک با او سابقه داشتم، و آن بزرگوار را به تقوا
و حسن عمل و استقامت و مقاومت و تعهد در راه هدف مى شناختم.
شهادت بر او مبارک و وفود الى اللَّه و خروج از ظلمات به سوى نور
بر او ارزانى باد.
راهى است که باید پیمود و سفرى است که باید رفت. چه بهتر که در
حال خدمت به اسلام و ملت شریف اسلامى شربت شهادت نوشیدن
و با سرافرازى به لقاء اللَّه رسیدن. و این همان است که اولیاى معظم
حق تعالى آرزوى آن را مى کردند و از خداى بزرگ در مناجات خود
طلب مى کردند.
گوارا باد شربت شهادت بر شهداى انقلاب اسلامى، و خصوص شهداى
اخیر ما، که با دست جنایتکار منفورترین عناصر پلید به جوار رحمت حق
شتافتند، و افتخار براى اسلام و ننگ و نفرت براى دشمنان دژخیم ملت
شریف آفریدند.
این جانب شهادت دادستان کل انقلاب و سرهنگ وحید دستجردى، که
در رأس شهربانى و قواى انتظامى در حال انجام وظیفه بودند و بدین
تحفه الهى نایل شدند، را به ملت ایران و به حوزه علمیه قم و به قواى
مسلح تبریک و تسلیت عرض مى کنم؛ و از خداى تعالى رحمت براى
آنان و صبر و شکیبایى براى خانواده محترمشان خواستارم.
ننگ و خسران بر کسانى که گمان مى کنند با این شرارتها ملت شریف
ایران را که براى اقامه عدل اسلامى قیام نموده اند از صحنه مبارزه با
کفر خارج مى نمایند و تن به عار و ذلت ابرقدرتهاى جنایتکار مى دهند.
این کوردلان شکست خورده نمى بینند که مادران و پدران و فرزندان و
همسران این شهدا چون قهرمانان صدر اسلام به شهادت اینان افتخار
مى نمایند و چون کوهى در مقابل حوادث ایستاده اند. گویى اینان از
شدت یأس به جنون کشیده شده اند؛ و چون خود را مطرود ملت
مسلمان مى بینند، از ملت ایران انتقام مى کشند.
از خداوند تعالى هدایت براى جوانان گول خورده، و خذلان براى سران
از خدا بیخبر آنها خواستارم.
سلام و درود بر شهیدان راه حق. رحمت بر شهداى اخیر اسلام.
و السلام على من اتبع الهدى.
روح اللَّه الموسوی الخمینى
(صحیفه امام، ج15، ص: 173و 174)

در دوازدهم مرداد 1306 شمسى ، در شهر كوچك نهاوند فرزندى
به دنيا آمد كه نامش را على ناميدند. پدرش (ملااحمد)، از علماى
بزرگ شهر بود كه پس از سالها تحصيل در حوزه علميه نجف به
درجه اجتهاد نايل شد و به زادگاه خود برگشت و به ارشاد مردم
پرداخت .
على دوران كودكى و نوجوانى را تحت تربيت درست خانواده
سپرى كرد. با خواندن ، نوشتن ، قرآن ، نماز و احكام شرعى آشنا
شد و در پانزده سالگى سال ( 1321) وارد حوزه علميه قم شد و
در مدرسه فيضيه حجره اى تهيه نمود.
على در حوزه علميه قم به تحصيلات خود ادامه داد و در نهايت
تنگدستى از تحصيل دست برنداشت . مقدمات علوم اسلامى را
نزد استادانى فرزانه مانند آية الله صدوقى فراگرفت و از محضر
استادان اخلاق حوزه علميه قم بهره جست . او از ابتداى طلبگى
به تهذيب اخلاق ، ساده زيستى ، نظم و استفاده از فرصتها
اهميت بسيار مى داد. پشتكار او موجب شد تا دروس مقدمات
و سطح حوزه را به پايان برساند و وارد عالى ترين مرحله دروس
حوزه شود. على سالها در درس خارج آية الله بروجردى و
امام خمينى(ره) شركت كرد و از خرمن دانش آنها، خوشه ها چيد.
بسيارى از خطبه هاى نهج البلاغه را حفظ بود. علاقه بسيارى به
اهل بيت(علیهم السلام) داشت و همواره در مجالس سوگوارى
شركت مى كرد. بسيار محتاط بود و از غيبت و دروغ بسيار پرهيز
مى جست و به درس و بحث علاقه وافرى نشان مى داد.
قدوسى با تمام توان در راه پيشبرد هدفهاى اصلاحی مدرسه تلاش
مى كرد.رهبر انقلاب حضرت آية الله العظمى خامنه اى(مدظله العالی)
در اين باره فرموده است :
" چند خصوصيت در ايشان وجود داشت . كه نه تنها من ،
بلكه همه را جذب مى كرد، يكى از آنها صداقت و صفاى اين
مرد بود... خصوصيت دوم پركارى و پشتكارى ايشان بود...
اگر رياست مدرسه حقانى با كسى غير از آقاى قدوسى بود
من باور نمى كردم كه اين مدرسه به اين اندازه از
ارزش و آثار مى رسيد.
مدرسه حقانى از زمانى كه آية الله قدوسى مديريت آن را
بر عهده گرفت ، تا پيروزى انقلاب اسلامى ، يكى از سنگرهاى
مبارزه در برابر رژيم پهلوى بود. طلاب مدرسه همگى مقلد
امام(ره) بودند. ساواك بارها به مدرسه يورش برد و شمارى از
طلبه ها را دستگير كرد. بسيارى از اعلاميه ها در اين
مدرسه تكثير مى شد.
مدرسه حقانى ، مدرسه علميه نمونه قم بود. نظام آموزشى
و ادارى مدرسه چنان به موفقيت رسيد كه متوليان بسيارى از
مدارس علميه قم و مشهد از الگوى موفق اين مدرسه درس
گرفته ، و به اصلاح نظام ادارى - آموزشى مدارس پرداختند.
بسيارى از طلاب جوان ، با علم ، خوشفكر، متقى و آگاه به
مسائل سياسى اين مدرسه ، پس از پيروزى انقلاب اسلامى
در مسؤ وليتهاى اجرايى ، قضايى و سياسى ،
خدمتهاى شايانى به انقلاب نمودند. "
اين مجاهد نستوه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، از طرف
امام خميني (ره ) به دادستاني کل انقلاب اسلامي ، منصوب شد
و در اين سنگر به خدمت پرداخت . سرانجام اين عالم رباني در
اثر انفجاري توسط منافقين کوردل به فيض شهادت نائل آمد
و در حرم حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد .
روحش شاد و يادش گرامي باد .
سالگرد شهادت سرتيپ وحيد دستجردي,
رئيس وقت شهربانی کشور (1360 ش)
سرهنگ هوشنگ وحيد دستجردي در سال 1304 در اصفهان
به دنيا آمد. وي پس از پشت سر گذاشتن دروس ابتدايي و
متوسطه، در سال 1328 وارد آموزشگاه شهرباني شد و پس
از 32 سال خدمت در پست هاي مختلف باز نشسته شد.
اين شهيد بزرگوار که از طرفداران نهضت اسلامي به رهبري
امام خميني (ره) به شمار مي رفت، پس از پيروزي انقلاب،
در اسفند 1357 به خدمت دعوت گرديد و در 24 اسفند 1359
به رياست شهرباني کل کشور منصوب شد. سرهنگ وحيد
دستجردي سرانجام در واقعه انفجار دفتر نخست وزيري در
8 شهريور 1360 به شدت زخمي شد و شش روز بعد بر اثر
جراحات وارده، به شهادت رسيد.
ياد اين شهيد بزرگوار گرامی و راه مقدسش پر رهرو باد.
ادامه مطلب...
پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) که فرمودند :
" اگر همه شما در راه خیر و نیکوکاری به یکدیگر بپیوندید و هماهنگ
شوید دوستدار و علاقه مند به یکدیگر خواهید شد ."

امام خمینی (ره )
"تعاونیها وسیع ترین شبکه اشتراک و دخالت حقیقی مردم در
کارهاست ."

(مقام معظم رهبری )
تعاون و همکاری می تواند در تحقق رشد و شکوفایی جامعه
نقشی به سزا ایفا کند . بدیهی است با کسترش فرهنگ تعاون .
وحدت وهمدلی در جامعه حاکم و ابتکارها و خلاقیت ها پدیدار
می گردد و جامعه از آسیب دشمنان مصون می ماند .

ادامه مطلب...


![]()

دهم شهریورماه مصادف است با تشکیل قرارگاه پدافند هوایی
خاتم الانبیاء (ص) آنجا که به فرمان تاریخی رهبر معظم انقلاب
اسلامی و فرماندهی معزز کل قوا به شکلی نوین پا به عرصه
وجود نهاده است .
آنچه مسلم است و تردید ناپذیر این موضوع است که تجمیع
شرایط در وضع کنونی کشور و تهدیدات دنیای استکبار باعث
شده است تا با تدابیر شایسته رهبر معظم انقلاب اسلامی و
فرماندهی معزز کل قوا چنین ساختاری به عرصه وجود پای
نهد که صد البته مولود مبارکی است و وظیفه همگان این است
که به سهم خویش در رشد و شکوفایی این ثمره پاک ارتش
طیبه جمهوری اسلامی ایران نقش مطلوب خویش را ایفا کنند.
یقینا فرمان مقام عظمای ولایت اولین دلیل و اصلی ترین آن در
تشکیل قرارگاه است. فرماندهی معزز کل قوا با شناخت کامل
از تهدیدات بالقوه موجود وقوف تام و تمام بر شرایط جهانی،
جنگ های آینده و نیز توانمندی های فرزندان این مرز وبوم راه
را برای ورود به عرصه ارتقای خود باوری نیروهای پدافندی
هموار فرموده و با تزریق روحیه نشاط و شادابی به مجموعه
موصوف زمینه های لازم در جهت بالندگی روز افزون پدافند
را مهیا کرده اند.
منبع: قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص)


سیزدهم شهریورماه؛ روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی
ˈابوریحان محمد بن احمد بیرونیˈ از دانشمندان بزرگ ایران
در علوم مختلف است که در سال 362 هجری قمری در
اطراف خوارزم متولد شد و به این خاطر به بیرونی یعنی
خارج از خوارزم معروف شده است.




ادامه مطلب...


شیرمردی که خواب از چشمان انگلیسی ها ربود.

هیچ وقت فکر نمی کردم از دیدن کدخدای یک آبادی کوچک در
کنار خلیج فارس این همه شادمان شوم.انگار به دیدار پادشاه
سوئد نائل شده ام.رفتار خالصانه ای داشت و “زائر خضرخان”
را بسیار محترم می شمرد. موهای براق و سیاه و صافش زیر
کلاه عشایری جلوه خاصی داشت.چشمانش نه درشت و نه
ریز ولی نافذ و مهربان بود.ابروان به هم نزدیک داشت. ته ریشی
به صورت و سبیلی نه به پرپشتی سبیل خان های ایل . . . از روز
درگیری [با انگلیسی ها] صحبت کرد.”
متن بالا بخشی از خاطرات سرگرد “گوستاو نیلستروم” افسر
سوئدی ژاندارمری ایران است که توسط آقای افشین پرتو ترجمه
شده. وی در روز یکم اوت ۱۹۱۵ م دیداری با رئیس علی دلواری و
دیگر سران و فرماندهان مقاومت در روستای “چاکوتاه” بوشهر
داشته است.

دوازدهم شهریور ماه برابر با سوم سپتامبر سالروز شهادت
رییس علی دلواری است. رییسعلی در شبیخونی که شامگاه
١٢ شهریور ١٢٩۴ شمسی علیه نیروهای انگلیسی زده بود،
کشته شد. در این زمان بوشهر در اشغال نیروهای انگلیسی
بود و پرچم بریتانیا بر فراز ادارات دولتی برافراشته بود. مبارزات
مردم “تنگستان” با انگلیسی ها تا زمان شهادت رییس علی دلواری،
پیشینه ای ٨٠ ساله داشت. مردم بوشهر و تنگستان تقریباً ٨٠ سال
پیش از این واقعه در زمان سلطنت “محمد شاه” قاجار به رهبری
“باقر خان تنگستانی” انگلیسی ها را از بوشهر رانده بودند و ١٨ سال
بعد از آن باز با رهبری “باقرخان”و این بار در زمان سلطنت
“ناصرالدین شاه” و همزمان با محاصره هرات، به قوای انگلیسی
اشغالگر، ضربات سختی وارد کرده بودند.
“رییس علی دلواری” فرزند حاکم دلوار بود و تا زمان شهادت به حکومت
منطقه اش نرسید. او در حقیقت در گردش امور منطقه مشاور
پدرش بود و با توجه به شهادتش در سنین جوانی، باید نام او را در
زمره آزادیخواهان و سلحشوران ایران گذاشت و در زمره خوانین یا به
تعبیری مالکان بزرگ و سرمایه داران ننهاد.
منبع:بامدادنیوز
روز مبارزه با استعمار انگلیس (سالروز شهادت رئیسعلی دلواری)





ادامه مطلب...

مابا سینما مخالف نیستیم،مابا مرکز فحشا مخالفیم
(صحیفه ج6ص15)
"بايد كسانى كه فيلمسازند، بايد معلوم بشود كه اينها چكاره اند.
چه جورى بوده اند، وضع روحى شان، وضع زندگى شان، وضع
معاشرتشان، قبلا چه جورى بوده است آيا تحول حاصل شده
برايش، تحول روحى، يا اينكه باز همان ته مانده سفره شان
هست و قلبهاى شان. گاهى وقتها فيلم را خوب، بسياريها متوجه
نمی شوند چى است، لكن محتوايش روى هم رفته انسان يك
وقت می بيند كه يا طرف چپ است يا طرف راست است يا رو به
فساد است. " (16/5/61)
با نورچشمی دولت در حوزه تئاتر آشنا شوید
گروه فرهنگی - رجانیوز: وقتی رئیسجمهور معمم یک کشور
در دیدار با جمعی از هنرمندان، ذوقزده میشود و برای تکمیل
شهادتین روشنفکریاش، تفاوت میان هنرمندان ارزشی و غیر
ارزشی را انکار میکند؛ وقتی وزیر ارشاد به بندبازی در مواضع
و رفت و آمدهای کلامی هر روزه میان این طرفیها و آن طرفیها
و لبیکگویی به هر دو طرف به خود میبالد؛ وقتی تمام دغدغه
فرهنگی معاون هنری وزیر ارشاد این باشد که نویسنده نمایشنامه
موهن «روز حسین» از کانادا به مملکت نزول اجلال کرده و در مدت
کمتر از یک سال حدود ده تئاتر روی صحنه ببرد و وقتی مسئول
سینما شبها به یاد فیلمهای توقیفی بخوابد و روزها با فکر رفع
توقیف آنها از رختخواب برخیزد و ... دیگر هیچ جای تعجبی باقی
نمیماند از اینکه یک کارگردان تئاتر با وقاحت تمام گفتگویی را روی
سایتش منتشر کند که در آن از احساس منفی مردم ایران نسبت
به همجنسگرایی و شنیدن کلماتی همچون «پریود زنان» در ملأ عام
ابراز تاسف و بدترین توهینها نثار نظام و عقاید دینی مردم از جمله
حجاب شده است.
حضرت على (ع) مى فرماید: «قرین الشهوة مریض النفس، معلول العقل؛
کسى که با شهوت همراه است، جان و عقلش مریض و بیمار است»،

محمد یعقوبی، نویسنده و کارگردان تئاتر
به گزارش رجانیوز، این روزها تحتتأثیر اظهارنظرهای غیرمعمول
فرهنگی مردان دولت تدبیر و امید، شدت وقاحت جریانشبه
روشنفکری به جایی رسیده است که یک کارگردان تئاتر به نام
«محمد یعقوبی» که با آثار سیاسیاش همچون «زمستان 66»
(ضد جنگ هشت ساله) و «یک دقیقه سکوت» (با موضوع
قتلهای زنجیرهای) و «نوشتن در تاریکی» (با موضوع فتنه 88)
شناخته میشود و پیش از این در سال 91 در اعتراض به رویه
دولت وقت به کانادا مهاجرت کرده بود، افکار کثیف و وقیح خود
در باب مسائلی همچون همجنسگرایی و روزهخواری و بیحجابی
در تئاتر را با چند شعار مبتذل سیاسی همراه و در سایت
اختصاصیاش منتشر میکند و همزمان با این افاضاتش و گلایه از
خفقان حاکم، با حمایت مدیری همچون «علی مرادخانی»
(معاون هنری وزارت ارشاد)، «دو تا دو تا» تئاتر روی صحنه
سالنهای دولتی میبرد.

«علی مرادخانی» معاون هنری وزارت ارشاد در کنار «علی جنتی»
ماجرا از 20 تیر ماه سال جاری آغاز شد؛ از جایی که خبرگزاری
«تسنیم» طی گزارشی، بخشهایی از گفتگوی منتشر شده
«محمد یعقوبی» با «امین بهروزی» در سایت اختصاصی
«یعقوبی» را منتشر و به آن اعتراض کرد. گفتگویی که در
بخشهایی از آن، هنر تئاتر با سکس و رابطه هنرمندان تئاتر
با مخاطب به رابطه دو طرف یک سکس تشبیه شده بود:

«همیشه ناتوانها یا نادانهایی هستند که آدمها را به خودی
و غیرخودی تقسیم میکنند، هر کس را که مانند خودشان
نیست انکار میکنند. مهم این است که تماشاگران، کسانی
که ما برایشان تئاتر کار میکنیم تئاتری را میپسندند که
به آنان احترام میگذارد و قصد مرعوب کردنشان را ندارد.
تئاتری که قصد ندارد ناتوانی خود را در ارتباط با تماشاگران
تبدیل کند به متهم کردن تماشاگران به نفهمی. آنهایی که
میگویند برایشان نظر تماشاگر مهم نیست و فقط به لذت
خودشان فکر میکنند لابد در زندگی خصوصی خودشان
هم و به طور مشخص در سکسشان هم لابد فقط به فکر
ارضای خود هستند، لابد برایشان مهم نیست که طرف
مقابلشان هم باید لذت ببرد. تئاتر هم یک رفتار انسانی،
یک جور سکس است. اگر کسی فقط به فکر ارضای خودش
باشد یا فقط قصد ارضای طرف مقابلش را داشته باشد در
هر دو صورت وضعی ناپایدار و پا درهوا دارد. بهترین وضعیت
این است که هر دو طرف ارضا شوند.»
اما این تنها بخشی از اظهارنظرهای عجیب و غریب او در این
گفتگوست. او خیلی صریح در سایه امنیت خاطری که امثال
«مرادخانی» برای او مهیا کردهاند، در مورد حجاب صحبت میکند:

«به نظرم مهمترین رفتار اقتدارگرایانه این نظام در آغاز حکومت
اجبار زنان به حجاب بود. اگر زنهای ما زیر بار این حجاب اجباری
نمیرفتند، اگر مردان زنان را در آن زمان حمایت میکردند،
بخش عمدهای از این شرایط خفقان و سرکوب اتفاق نمیافتاد.
زنان و مردان به این اجبار تن دادند و اجبارهای دیگر یکی بعد از
دیگری شروع شد. همانطور که گفتم کار به جایی کشیده شد
که به چهاردیواری آدمها هم حمله کردند. یادم هست زمانی
کسی حق نداشت در اتومبیل شخصی خود ترانه گوش بدهد.
اتومبیلها را بازرسی میکردند که نوار ترانه پیدا کنند. دوران
نفرتانگیزی بود. همانطور که حالا دیگر کاری به نوارهای
ترانه داشبورد اتومبیل شما ندارند، حتی به رنگ لباستان
چندان کاری ندارند به نظرم زمانی خواهد رسید که در همین
نظام البته اگر برقرار بماند زنها موفق میشوند که
حجاب اجباری را کنار بگذارند.»
و سپس به بهانه جشنواره تئاتر فجر سال 88 در مورد اصل
انقلاب اسلامی که امثال «مرادخانی» مدیران فرهنگی
آن هستند، میگوید:

«من کسانی را که درجشنواره شرکت کردهاند سرزنش نمیکنم؛
اما من در آن شرایط کار درستی نمیدیدم که شرکت کنم.
نمیخواستم درجشنوارهای که به مناسبت پیروزی این انقلاب
است شرکت کنم. چه جشنی؟ برای کدام انقلاب؟ ما دیدیم در
خیابان با مردم چهگونه برخورد کردند. به نظر من کمترین واکنش
به این همه بدرفتاری و خشونت با مردم این بود که هیچ کس در
جشن این انقلاب شرکت نکند. انقلابی که به مهمترین آرمانش
یعنی آزادی وفادار نباشد جشن گرفتن ندارد.» البته پاسخ به این
فکر و نظر از جانب ما بسیار ساده و آسان است اما بهتر است که
آقایان مرادخانی و سرسنگی برای آن پاسخ درخور داشته باشند.»
اما بعد از انتشار این گزارش، این گفتگو برای چند روز از سایت
«یعقوبی» حذف میشود؛ هر چند که در سایه اقبال ناگهانی
رسانههایی چون شرق و اعتماد و خبرآنلاین و حتی روزنامههای
چون «صبا» که گردانندگانش ادعای ارزشی دارند و حتی از نهادهای
ارزشی تغذیه میشوند، «یعقوبی» هر چه لایق او و همفکران
خویش است، نثار رسانههای منتقدش میکند.
بدتر از آن، سکوت «مرادخانی»ها و «جنتی»ها و بزرگان دولتی بود
که بعد از دستگیری عوامل سازنده کلیپ «هپی»، هنوز به ساعت
نکشیده، موضعگیری توئیتری کردند و حالا نسبت به چنین مواضع
شاذی نه تنها ساکت ماندند که حتی از اجرای دو نمایشنامهی
همزمان او («هیولاخوانی» و «دلسگ») در دو سالن دولتی
«تئاتر شهر» و «ایرانشهر» حمایت کردند.
در سایه این اقبالی که معنای تشکر از «سکس خواندن تئاتر»
و «ضد آزادی خواندن انقلاب اسلامی» توسط «یعقوبی» داشت،
او با دریافت این حقیقت که حوزه فرهنگ در دولت تدبیر و امید
بیصاحبتر از آن است که کسی بابت این قبیل موضعگیریها
واکنشی نشان دهد، این بار متن کامل گفتگوی توهینآمیز و
سراسر وقاحت خود را در سایتش البته با اصلاح چند جمله،
منتشر کرد.

"فيلمى كه شما نشان مىدهيد اگر فيلم سازنده باشد در
سراسر كشور سازندگى دارد و اگر يك فيلم خداى نخواسته
انحرافى باشد در سرتاسر كشور نقش دارد. (27/12/60)
بخشی از بند "م" وصیتنامه سیاسی - الهی حضرت روح الله
خطاب به امت حزب الله:
"…اکنون وصیت من به مجلس شورای اسلامی در حال و آینده و
رئیس جمهورو روسای جمهور مابعد و به شورای نگهبان و شورای
قضایی و دولت در هرزمان ، آن است که نگذارند این دستگاههای
خبری و مطبوعات و مجله ها ازاسلام و مصالح کشور منحرف شوند.
و باید همه بدانیم که آزادی به شکل غربی آن ، که موجب تباهی
جوانان و دختران و پسران می شود، از نظر اسلام و عقل محکوم
است . و تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و کتب و مجلات برخلاف
اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است . و بر همه ما و
همه مسلمانان جلوگیری از آنها واجب است . و از آزادیهای مخرب
باید جلوگیری شود. و ازآنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسیر
ملت و کشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است به
طور قاطع اگر جلوگیری نشود، همه مسئول می باشند و مردم و
جوانان حزب اللهی اگر برخورد به یکی از امور مذکورنمودند به
دستگاههای مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهی نمودند، خودشان
مکلف به جلوگیری هستند…" وصیتنامه سیاسی - الهی حضرت امام خمینی(ره)

نمایش (تنها را ممکن) نوشته وکار محمد یعقوبی
رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم)فرمود:
«اگر کسى با زن نامحرم شوخى کند، خداوند در روز قیامت
در ازاى هر کلمه که با او سخن گفته، هزار سال حبسش مى کند»
رجانیوز برای آنکه در تاریخ ثبت شود که وزرات ارشاد دولت یازدهم
به طور اعم و مدیرانی مانند «علی مرادخانی» به صورت اخص،
حمایت بیدریغ خود را به چه قشر هنرمندانی اختصاص میدهند
و برای بازگشت آنها از کانادا فرش قرمز پهن میکنند، برخی از این
اظهارنظرهای بیسابقه «یعقوبی» را با عذرخواهی پیشاپیش از
پیشگاه مخاطبان، منتشر میکند؛ باشد که «غیرت» برخی به
درد آید از این همه تسامح و نفاق برخی مدیران فرهنگی که
حقوق و مزایای حکومت را میگیرند و در خفا بودجهها را میان
امثال «یعقوبی» تقسیم میکنند:
ا-از علاقه به نمایشی با تم همجنسگرایی تا تاسف از احساس منفی
مردم نسبت به کلمات رکیک
«یعقوبی» گفتگویش را این طور آغاز میکند:
«من بعد از گذراندن دورههای آموزشی به فکر اجرای نمایشی
بودم که مجموعه نمایشنامهای را به دست آوردم که در آن از
دو نمایشنامه خیلی خوشام آمد. یکی از آنها نمایشی بود
به نام untidy thing که دربارهی رابطهای همجنسگرایانه
بود، نمایشنامهی دوم شب به خیر مادر نوشتهی مارشا نورمن
بود. من بیدرنگ از فکر اجرای نمایش اول گذشتم چون
می دانستم که شرایط اجرای آن در ایران مهیا نیست.

از نظر مسئولان فرهنگی؟
نه تنها از این نظر که به نظرم شرایط فرهنگی خود تماشاگران
هم آماده ی اجرای چنین چیزی نبود، در حقیقت میدانستم و
هنوز هم اعتقاد دارم که داستان این نمایش در تماشاگر ایرانی
ایجاد نوعی واکنش منفی میکرد. حتا شاید تماشاگران تمسخر
کنان به شخصیتها میخندیدند.
ممکن است داستان نمایش را بگویید؟
داستان درباره زوجی بود؛ زن متوجه میشود که همسرش با
مردی رابطه داشته است، مرد مدت کوتاهی است که مرده است
و نمایشنامه در واقع گفتوگوی زن با مردی است که با همسر زن
رابطه داشت. و این دیالوگ هنوز یادم است که پارتنر مرد به زن او
میگوید که او همیشه عاشق زنش بوده...
و شما فکر میکنید که تماشاگر واکنش منفی نسبت به چنین
داستانی دارد؟
بله قطعاً، مثلاٌ در همین اجرای «خشکسالی و دروغ» صحنهای
هست که وقتی شخصیت زن به مرد گیر میدهد، مرد از او
میپرسد: پریودی؟ و خب من شک ندارم حتی اگر این دیالوگ
را اجازه بدهند بگویم هنوز تماشاگر آمادگی شنیدنش را ندارد.
چنین دیالوگی متاسفانه هنوز تماشاگر را معذب میکند.
بنابراین من آن پرسش مرد را حذف کردم.»
2- شما که میدانید این نظام چهقدر برای مردمش ارزش قائل
است؟!!!
سپس «یعقوبی» در پاسخ به سوالی درباره دلایل مجوز نگرفتن
نمایشنامهی «شب به خیر مادر» میگوید:
«دلیلشان این بود که این نمایش ترویج خودکشی میکند و تاثیر
بدی بر مخاطب میگذارد. شما که میدانید این نظام چهقدر برای
مردمش ارزش قائل است؟!!!
3- اجرای تئاتر بدون روسری
همین نمایش البته با حمایت مدیران وقت به اجرای عمومی هم
میرسد؛ اما «یعقوبی» اجراهای خصوصی را به یک دلیل ساده
بیشتر ترجیح میدهد:

«نمایش اجراهای خصوصی متعددی داشت و درطی این اجراها
با کمک شهردار وقت جناب کرباسچی و طی مسیری که به
نظرم چندان ربطی به بحث ما ندارد، نمایش را درتئاتر شهر اجرا
کردیم که البته متوجه شدیم که اجراهای خصوصی بسیار
دلپذیرتر بود.
-چرا؟
دلیلش ساده بود. در اجراهای خصوصی بازیگران ما روسری
نداشتند.
-جالب است، به نظر شما این کار هم غیر قانونی نبود؟
نبود، گفتم که، این حریم خصوصی است . گرچه حتما
میدانید که در آن سالها نظام حاکم حتی آزادی آدمها
را در چهاردیواری خانهشان برنمیتابید.»
خب وقتی «یعقوبی» تئاتر را به سکس تشبیه میکند،
مشخص است که از اجرای بدون روسری بازیگران لذت
بیشتری عائد کارگردان میشود.
4-تکنیکهای مقابله با سانسور؛ از بغل کردن بازیگران تا سیگار
کشیدن در ماه رمضان
«من در کارگاه استاد سمندریان هنرجو بودم و در پایان کلاسه
ا ما نمایش باغ وحش شیشهای را اجرا کردیم. اجرای ما مصادف
شد با ماه رمضان و من در آن اجرا اولین تکنیک مقابله با سانسور
را به کار بردم. در صحنهی تنهایی جیم و لورا جایی هست که جیم
به لورا میگوید یکی باید تو را ببوسد لورا! بازیگرم بنا به خواست
من رو به تماشاگران گفت: من الان باید او را ببوسم اما نمی توانم....
ولی این همهی داستان نبود، گفتم که ماه رمضان بود و بازیگر من
در آن اجرا سیگار میکشید و یک جای کار هم که تام مست و خراب
به خانه میآید و گریه میکند بنا به خواست من بازیگر خانم در
نقش لورا تام را بغل کرد. من به فکر این بودم که اگر او قرار است
نقش خواهر تام را بازی کند وقتی خواهری ببیند برادرش گریه
میکند چه میکند؟ برادرش را بغل میکند... بعد از اجرا
دانشجویی با تهریش و صورت پرجوش پیش من آمد و به اجرا
اعتراض کرد که شما مسائل شرعی را رعایت نکردید و به ارزشها
توهین کردهاید و چه و چه.... ما میخواستیم تئاتر کار کنیم. هدف
ما باورپذیر کردن نمایش باورپذیر کردن مثلن رابطهی دو بازیگر بود
که در نمایش نقش برادر و خواهر را بازی میکردند. بنابراین بازیگران
با نیت و قصد فساد همدیگر را بغل نکرده بودند. قصدمان ارتکاب
جرم نبود. قصدمان باورپذیر کردن موقعیت بود.»
5- بازیگر اجازه نداشت بگوید ... میخوره، میگفت بیست و پنج
میخوره!
«مثلا بازیگرانم متاسفانه نمیتوانند همدیگر را بغل کنند. در مقام
نویسنده هم ایدههایی برای واژههای نگفتنی پیدا کردهام. مثلا در
ماچیسمو بازیگران هر جا که دیالوگها سانسور شده بود لب
میزدند. یا در این نمایش آخر یعنی «خشکسالی و دروغ»
بازیگران به جای حرفهایی که نمیتوانستند بگویند از عدد
بیستوپنج استفاده میکردند. مثلا بازیگر اجازه نداشت بگوید
میشاشه، جای این کلمه میگفت میبیستوپنجه. یا به
جای گه میخوره میگفت بیستوپنج میخوره. جاهایی هم
که یک جمله را گفته بودند نگوییم دیگر بیستوپنج چارهی کار
نبود. از بازیگرانام خواستم با حرکت آهسته کاری انجام دهند،
جوری که در سینما بهش میگویند slow motion و همزمان
با حرکت آهسته مثل نمایش ماچیسمو لب میزدند.» و کمی
جلوتر دلیل استفاده از 25 را هم میگوید: « اصل25 قانون
اساسی درباره سانسور است.»

6- گفتم یک شرط دارد: در صحنه تخت خواب داشته باشم!
«سال 1385زمان اجرای نمایش ماه در آب همه میخواستند در
تئاتر شهر پروژکشن استفاده کنند و تئاتر شهر امکانات کمی
داشت، مسئولان تئاتر هم میلی به خرید چند پروژکشن نداشتند
و ترجیح میدادند کارگردانها را راضی کنند که پروژکشن را از
کارشان حذف کنند. من پیش یکی از مسئولان رفتم و او التماس
کنان از من پرسید نمیشود که پروژکشن استفاده نکنی؟ من
هم گفتم یک شرط دارد: در صحنه تخت خواب داشته باشم. آن
مسئول با تعجب گفت: چرا که نه؟
-به همین سادگی؟
به همین سادگی.»
7-این نظام از کلمه وحشت دارد
«اصولاً این نظام با کلمه مشکل دارد، یعنی حکومت ما از کلمه
وحشت دارد و این باعث میشود بیشتر حوزههایی که سانسور
در آن اتفاق میافتد حوزههایی هست که کلمه در آن وجود دارد
مثل کتاب.»...
و اما...
اینها تنها بخشی از این گفتگوی وقاحتبار مردی است که تمام
آرمانش یک تختواب وسط صحنهی تئاتر است. مردی که از خفقان
مینالد و همزمان دو تئاتر بر روی صحنه دارد که در یکی در سالن
متعلق به شهرداری تهران، شعار «مرگ بر امریکا» را به تمسخر
میکشد و آن را به یک سگ منتسب میکند و در دیگری در
بزرگترین سالن تئاتر شهر، از سانسور حکومتی میگوید و یک
معلم دینی مذهبی را به سخره میگیرد. و البته نظام جمهوری
اسلامی تا آن حد انعطاف دارد که اپوزوسیون نازلی همچون
«محمد یعقوبی» با آرمانهای تختخوابیاش در آن فعالیت کند،
اما هیچ دلیلی وجود ندارد که این فعالیت با پول و حمایت دولت
و در سالنهای دولتی صورت گیرد.

افتتاحیه تئاتر «دل سگ» در سالن دولتی ایرانشهر
در این میان، قسمت تلختر ماجرا آن جاست که همین به اصطلاح
هنرمند، مدتی استاد دانشگاه تهران بوده و اذهان دانشجویان را
با این گزارههای زیرشکمی پر کرده است و جالبتر آنکه شنیده
میشود حالا در دولت یازدهم «یعقوبی» و چند نفر دیگر همچون
«نغمه ثمینی» و «محمد رحمانیان» تا آنجا در سیستم تئاتر نفوذ
پیدا کردهاند که در دایره مشاوره و تصمیمسازی قرار گرفته و بر
تصمیمات امثال «مرادخانی» تأثیر میگذارند.
به هر حال، مهم نیست که اربابان غربی «یعقوبی» به او گفتهاند
باید روتر بازی کند و در این میان مدیران فرهنگی ساکت ماندهاند،
حتی مهم نیست که همین مطلب هم رزومهای خواهد شد برای
«محمد یعقوبی» در فرودگاه فلان کشور غربی برای صدور روادید،
مهم این است که یک بار مظلومیت تاریخی جمهوری اسلامی در
مواجهه با وقاحت هنرمندان تخت خوابی یک جا ثبت شود و البته
سکوت برخی مدیران در این میان... کد خبر:198667 -
ادامه مطلب...



.jpg)


